صفحه نخست > همه‌ی مطلب‌ها > آدم توی سیاهی نگاهش غرق می‌شد

آدم توی سیاهی نگاهش غرق می‌شد

نگاهی به کتاب «بنفشه‌ی سفید» نوشته‌ی یاسمن نسا
  - برگرفته از: /
۲۶ تیر ۱۳۹۴

پیوند به کتاب

«آوا ابتدا آب را کمی مزه‌مزه کرد و بعد یک‌نفس تا آخرین قطره را سر کشید. بطری خالی را از او گرفت و کنار تخت گذاشت. هنوز به طرز نامحسوسی می‌لرزید و جین نمی‌خواست او را در این وضعیت رها کند و به تختش برگردد، پس بالافاصله داخل تخت آوا خزید و او را مجبور کرد سرش را روی سینه‌اش بگذارد و گفت: “من بیدارم، اگه بازم خواب بد دیدی بیدارت می‌کنم.”

به نظر این تمام چیزی بود که آوا نیاز داشت چون نفسی به آسودگی کشید و درحالی‌که به جین تکیه داده بود چشمانش را بست.»[1]

«بنفشه‌‌ی سفید» نوشته‌ی «یاسمن نسا» رمانی است که «نشر نوگام» برای نخستین‌بار آن را در سال ۱۳۹۲ (۲۰۱۳) منتشر کرده است. این کتاب هم‌اکنون در دو شمایل پی‌دی‌اف و ای‌پاب و به‌صورت رایگان، در پایگاه اینترنتی این نشر در دسترس مخاطب قرار دارد. همان‌طور که در پایگاه اینترنتی نشر نوگام آمده است «نشر نوگام یک موسسه‌ی غیرانتفاعی‌ است و توسط گروهی از جوانان ایرانی مهاجر در لندن شکل گرفته است.»

داستان که از خلال روایت اصلی کتاب و سطرهای دفترچه‌ی خاطرات آوا که از شخصیت‌های اصلی «بنفشه‌ی سفید» است برای مخاطب بازگو می‌شود. پرداخت در دو گونه‌ی متفاوت روایت، روایت‌گری از یک زاویه‌ی دید را می‌شکند و این امکان را قراهم می‌کند تا مخاطب بتواند از زاویه‌های متفاوتی با داستان رویارو شود. رمان حاضر، روایت‌گر فراز و نشیب زندگی دختری است که از خلال خرده‌روایت‌های ریز و درشت بیرون می‌آید؛ روایت عشق نه در ساختار معمول، ماجرای قاچاق، تحقیر و تجاوز و بازگویی آن‌چه رفته است.

حضور چند روایت کلان در کنار انبوهی از داستان‌واره‌های شخصیت‌های ریز و درشت درحالی‌که در کنار هم آمده‌اند، با هم مخلوط می‌شوند و روی هم اثر می‌گذارند؛ یکی از ویژگی‌های بارز «بنفشه‌ سفید» است ولی همواره باید مراقب بود که به‌کارگیری تکنیک کلیت رمان را دچار خلل نکند.

برای نمونه می‌توان به اختلال پیش‌آمده در «بنفشه‌ی سفید» در زمینه‌ی زبانی اشاره کرد. یکی از نمونه‌های این اختلال، موارد متعدد اشتباه‌نویسی در زبان گفتار یا همان نوشتار شفاهی است. نویسنده خط سیر روایت‌ها را گم می‌کند یا به این خط سیر شاید لزومن آگاه نیست که هم در جای اشتباه استفاده می‌شود و هم این‌که نوشته‌ی حاضر بنا بر اصول نوشتار شفاهی پیش نمی‌رود. تسلط بر زبان و شیوه‌ به‌کارگیری آن و اجراگری‌اش در نوشتار، یکی از مهارت‌ها و ضرورت‌های داستان‌نویسی است. اگرچه چگونگی به‌کارگیری زبان در ادبیات داستانی و شیوه‌‌ی درست شفاهی‌نویسی هم‌چونان محل بحث و مجادله است، ولی حداقلی از استاندارد وجود دارد که می‌توان آن را میزان سنجش قرار داد.

نوشتار شفاهی در دست‌نوشته‌های آوا بیش از هرجای دیگر به چشم می‌خورد. اگرچه غفلت‌های زبانی و اشتباه‌های نحوی را نمی‌توان به بخش شفاهی‌شده‌ی نوشتار محدود کرد، ولی در این بخش بیش از هرجای دیگر نمود می‌یابد. نویسنده‌‌ی کتاب، فاصله‌‌ی بعیدی از شیوه‌‌ی نگارش شفاهی ندارد و حتا با موفقیت گه‌گاهی در اجرای زبانی هم در کار مواجه است. بااین‌وجود به دو دلیل عمده، نوشتار شفاهی در رمان حاضر گاه‌به‌گاه محل ایراد است. یکی از آن دو مورد، برهم‌ریختگی زبانی است که با نوشتار شفاهی تفاوت دارد و در بخش‌هایی خود را نشان می‌دهد.

این موارد موجب می‌شود روند روایت دچار اختلال شود، شخصیت‌ها لحن خودشان را گم می‌کنند و گاهی بر روی دریافت مخاطب تاثیرگذار است. عمده‌‌ی موارد ذکرشده در یک‌سوم پایانی کتاب بیشتر نمایان می‌شوند.

از دو مورد عمده‌ی محل ایراد در نوشتار شفاهی به‌طور خاص و در کلیت متن به‌طور عام، درست‌نویسی خط فارسی و سلامت و روانی زبان است. موارد موجود در کتاب، می‌توانست با یک بازخوانی توسط ویراستار یا نمونه‌خوان برطرف شوند. لازم است نوشتار کتاب هم‌خوان شود و توسط خواننده‌ای حرفه‌ای به‌جز نویسنده‌ی اثر بازخوانی شود حتا اگر به ویرایش در سطح پیشرفته‌‌ی آن نیازی نباشد. اعتماد به تخصص ویراستار و بهره‌گیری از این تخصص در روند تولید اثر، یکی از موارد شامل شدن در زیست حرفه‌ای و ورود به نوشتار جدی است.

270514_Profiles11

نوشتار کوییر هم برای حضور و گسترش و دگرگونی زبان هنجارین دگرجنسگرامحور، نیاز به امکان‌های حضور دارد. نویسنده‌‌ی این قسم از ادبیات هم به آن فضایی نیاز دارد که نه فضای در گنجه، بلکه برساخت فضای زیستی و موقعیت زبانی ویژه‌‌ی خود است. این مهم با جای‌گیر شدن در زبان و تمرین و آزمایش موقعیت‌های زبانی میسر می‌شود. حضور ادبیات فراهنجار و موقعیت به چالش کشیدن آن، نشانه‌ای از بازشناسایی این حضور شقه‌شقه است حالا هرچند به رسم‌‌ همان قسم.

جدای از شرایط سانسور، سیاست‌گذاری‌های معیوب حوزه‌ نشر، نبود چرخه‌‌ی سالم زیست در فضای ادبی فارسی‌زبان و موارد دیگری از این دست، نویسنده‌ای که به وادی نوشتار کوییر پا می‌گذارد، باید با مسایل دیگری هم مقابله داشته باشد که لزومن به‌دلیل نوشتن در کوییر بارز می‌شوند. تمام این موارد، نوشتار جدی و زیست حرفه‌ای نویسنده را به‌ویژه در حوزه‌‌ی نوشتار کوییر مخدوش می‌کنند و به آن آسیب می‌رسانند.

«بنفشه‌ی سفید» از آن‌دسته کتاب‌هایی است که صرف به‌نوشتار-درآمدنش مبارک است. جدای از این‌که این کتاب در ژانر قرار می‌گیرد، نشر و در مقابل چشم قرار دادن حضور زیستی خارج از هنجار معمول و محتوم‌انگاشته‌شده ارزشمند است. این قسم از ادبیات بایسته است تا به رسمیت شناخته شود، به دیده آید، مورد نقد قرار بگیرد و در ادبیات جدی جا حوش کند و به ادبیات پیشرو ملحق شود. «بنفشه‌ی سفید» و کتاب‌هایی در این طراز، گام‌های اول مسیر هستند که پیش روست.

«دیروز هم‌اتاقی‌ام خودش را از پنجره‌ی آسایشگاه پرت کرد پایین؛ یه دختر بیست و شش یا بیست و هفت ساله بودو تو این سه ماهی که این‌جا هم‌اتاقی بودیم، حتا اسمش رو هم نپرسیدم. ساعت دوازده بود. من بیدار بودمو چن شبی می‌شه که قرص‌هایی که بهم می‌دن رو یواشکی بالا میارم؛ فکر کنم یکی‌شون قرص خوابه، چون از اون‌موقع دیگه خوابم نمی‌بره. دختره مثل همیشه توی خواب گریه‌زاری می‌کرد. دست‌هاش رو بیشتر اوقات می‌بستن چون بعضی‌وقت‌ها بی‌دلیل خودزنی می‌کرد، در مورد دیگران به بی‌آزاری یک مورچه بود اما به خودش رحم نمی‌کرد. اون شب هم دست و پاش رو بسته بودن. بعدِ یه مدت حس کردم دیگه صدای ناله‌اش نمیاد؛ برگشتم نگاهش کردم دیدم داره من رو نگاه می‌کنه؛ آدم توی سیاهی نگاهش غرق می‌شد.

یکی از دست‌هاش رو براش باز کردم، با نگاهش ازم تشکر کرد و اون یکی دستش رو خودش باز کرد. به طرف پنجره رفت؛ اصلن تردید نکرد، حتا برای یک‌صدم ثانیه. هیچ نگرانی نداشت، مدت‌ها بود که می‌دونست چی می‌خواد؛ این رو از چشم‌هاش خوندم.»[2]

[1] صفحه‌ی 333 از کتاب بنفشه‌ی سفید نوشته‌ی یاسمن نسا

[2] صفحه‌های 325 و 326 از کتاب بنفشه‌ی سفید نوشته‌ی یاسمن نسا منتشرشده توسط نشر نوگام

  منبع:
بیشتر بخوانید
معرفی کتاب «پویایی زندگی مردان دوجنسگرا»
تخیلات جنسیت‌زده‌ی یک کاریکاتوریست از زنان خبرنگار
دانشنامه‌ی قاعدگی – کتابی برای کودکان
برداشت‌های رمانتیک از عشق ازدواج را نابود می‌کند

 

ثبت دیدگاه