صفحه نخست > همه‌ی مطلب‌ها > اصلا سلامت جنسی یعنی چه؟

اصلا سلامت جنسی یعنی چه؟

پرسشي از دکتر سيدعلي آذين در آستانه روز جهاني سلامت جنسي
  - برگرفته از: سلامتیران /
۲۴ تیر ۱۳۹۴

محسن طاهرمیرزایی

هفته‌ دولت، روز پزشک و روز داروساز، بهانه‌هایی بودند تا در روز جهانی سلامت جنسی، ابعاد گوناگون این مولفه از سلامت فردی را در لایه‌های اجتماع و کشور واکاوی کنیم. به همین دلیل، در «ازدواج و سلامت جنسی» این هفته با دکتر سیدعلی آذین،‌ متخصص پزشکی اجتماعی و فلوشیپ سلامت جنسی و معاون پژوهشی جهاد دانشگاهی کشور، درباره همین موضوع گفت‌وگو کرده‌ایم.

: چه کسی می‌تواند ادعا کند که از سلامت جنسی برخوردار است؟

سلامت مفهومی کیفی و نسبی است بنابراین همه انسان‌ها در طول زندگی خود در هر لحظه در نقطه‌ای از یک طیف قرار دارند. در موضوع سلامت جنسی نیز برحسب سن و ابعاد دیگر سلامت جسمی و روانی، فرد می‌تواند از درجات متفاوتی از سلامت جنسی برخوردار باشد، یعنی مراحل رشد و تکامل جنسی را به خوبی طی و سپس در ادامه زندگی نیز بیشترین قابلیت‌های عملکردی را در کنار سایر ملاحظات جسمی، روانی و اجتماعی سلامت جنسی و باروری حفظ کند. به همین دلیل نیز سلامت جنسی در هر سن و سالی مطرح است و اصولا فقط به روابط جنسی بین انسان‌ها محدود نمی‌شود بنابراین کسی می‌تواند مدعی باشد از نظر سلامت جنسی وضعیت مناسبی دارد که درخصوص جنسینگی (Sexuality) و هویت جنسی (Sexual Identity) خود یعنی مجموعه‌ای متشکل از هویت و نقش جنسیتی و جهت‌گیری، رفتار و عملکرد جنسی خود، متناسب با سایر جنبه‌های سلامت دچار دغدغه، مشکل یا اختلال عملکرد نباشد.

: سلامت جنسی روی زندگی روزمره چه تاثیراتی دارد؟

کمتر جنبه‌ای را می‌توانید پیدا کنید که در زندگی روزمره با مفهوم جنسینگی مرتبط نباشد. از ابتدای صبح تا صبح روز بعد، تقریبا همه جنبه‌های زندگی یک فرد، اعم از وضعیت ظاهری و پوشش تا نحوه جابجایی و حمل و نقل، مناسبات و تعامل بین فردی در خانه، جامعه و محیط کار و بسیاری موارد دیگر کاملا با مسئله جنسینگی در ارتباط هستند. این ادعا اصلا به این معنی نیست که همه جنبه‌ها و رفتار بشر «جنسی» هستند و نباید در این خصوص سوءتفاهم ایجاد شود. به هر حال، برخورداری از سلامت جنسی می‌تواند مستقیم یا غیرمستقیم بر زندگی روزمره یک فرد تاثیر بگذارد.

: چه عواملی سلامت جنسی را به خطر می‌اندازند؟

همه چیزهایی که سلامت جنسی افراد را تهدید می‌کنند، الزاما از جنس بیماری نیستند. بسیاری از افراد فقط در خصوص سلامت جنسی خود نگرانی یا دغدغه‌هایی دارند؛ مثلا در مورد تصویر بدنی خود یا نحوه برخورد با تکانه‌های جنسی یا تصمیم‌گیری و مسئولیت‌پذیری درخصوص رفتار مناسب جنسی. برخی دیگر با مشکلاتی مواجه هستند که به خودی خود بیماری جنسی محسوب نمی‌شوند ولی تعامل و عملکرد جنسی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند؛ مثلا مسائل جنسی در سالمندی، بارداری یا در شرایط ابتلای خود یا شریک زندگی به بیماری‌های مزمن یا مشکلاتی همچون خشونت‌های وابسته به جنسیت. بالاخره در مرتبه‌ای دیگر گاه افراد مستقیم درگیر بیماری‌های خاص از جمله عفونت‌های منتقل‌شونده از راه تماس جنسی یا انواع اختلالات عملکرد جنسی هستند. همانطور که ملاحظه می‌شود، طیف وسیعی از مشکلات و شرایط فردی و اجتماعی می‌توانند باعث به خطر افتادن سلامت جنسی افراد شوند.

: سلامت جنسی در برنامه‌های آموزشی ما چه جایگاهی دارد؟

آموزش در این خصوص در هر سنی برحسب نیاز همان دوران لازم است و البته ملاحظات خاص خود را دارد. درک این موضوع بسیار مهم است چون گاه دیده می‌شود که به محض مطرح شدن موضوع لزوم آموزش سلامت جنسی، عده‌ای با فرض محدود بودن آموزش‌ها به روابط جنسی بین انسان‌ها، در برابر آن موضع می‌گیرند و دیدگاه انتزاعی نسبت به مقوله جنسینگی و الزامات حفظ سلامت جنسی در هر سن ندارند. به علاوه، برخی نگران عواقب آموزش جنسی به نوجوانان هستند و آن را مشوقی برای شروع زودرس فعالیت جنسی می‌دانند ولی پژوهش‌های متعدد در بسیاری از کشورهای دنیا نشان داده‌ وقتی «محتوای مناسب» برای هر سن «به موقع» ارائه شده، نقش محافظت‌کننده داشته است. طبیعتا در کنار آموزش، فرهنگسازی و ایجاد مهارت‌های خویشتن‌داری، تصمیم‌گیری درست و مسئولیت‌پذیری نیز باید جایگاه ویژه خود را داشته باشد ولی تجربه اغلب کشورها نشان داده که پرداختن به موارد اخیر بدون آموزش مناسب توان محدودی برای پیشگیری از بروز آسیب‌ها دارد. با حذف درس «تنظیم خانواده» از دروس دانشگاهی که شاید تنها فرصتی بود که برخی استادان، آن هم به شکل محدود، به موضوع رفتارهای جنسی و برخی مخاطرات آن بپردازند، در حال حاضر تنها فعالیت سازمان‌دهی‌شده، کلاس‌های موقع ازدواج است که ضمن داشتن محدودیت‌های خاص خود، به لحاظ زمانی نامناسب و در پیشگیری از برخی آسیب‌ها همچون نوشداروی بعد از مرگ سهراب است. البته در شرایط فعلی همین حد از آموزش نیز باید قدر دانسته شود و باید مرتب در جهت ارتقای کیفیت آن تلاش کرد.

: آمار بالای طلاق تا چه اندازه به نداشتن سلامت جنسی مرتبط است؟

طلاق پدیده‌ای پیچیده و متاثر از تعیین‌کننده‌های فراوان اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. به این ترتیب در تحلیل آمار طلاق و روندی که طی دهه‌های اخیر شاهد آن هستیم، نباید ساده‌انگارانه بیندیشیم. البته از آنجا که مناسبات جنسی زوج نقش تعیین‌کننده‌ای در کیفیت زندگی و ابعاد مهم دیگری مثل صمیمیت و همچنین تعهد در زندگی زناشویی دارد، بی‌توجهی به آن در فروپاشی خانواده‌ها قطعا بی‌تاثیر نخواهدبود.

: راهکار پیشنهادی شما؟

به عقیده من در درجه اول باید به حقوق جنسی افراد احترام بگذاریم. اگر این شرط اول را پذیرفتیم، بقیه راه اگرچه ناهمواری‌هایی دارد ولی پیمودنی است. پذیرفتن این حق یعنی که نظام سلامت ما موظف است مراقبت‌های مربوط به سلامت جنسی را در همه سطوح پیشگیری و درمان و برای همه اقشار جامعه فراهم کند و در این راه شبکه بهداشت و درمان کشور و همچنین عناصر حمایتی مثل بیمه‌ها باید احساس مسئولیت کنند. پذیرفتن این حق یعنی که آموزش مناسب و به موقع و دسترسی به اطلاعات صحیح و علمی در این خصوص باید برای افراد پیش‌بینی شده باشد. پذیرفتن این حق یعنی کسی در کشور ناچار نباشد تن به ازدواج اجباری دهد و بالاخره پذیرفتن این حق یعنی آنکه مسئولان حق ندارند در برخی جنبه‌های خصوصی زندگی جنسی مردم مادامی که با منافع و ارزش‌های مذهبی و اجتماعی تعارضی ندارد، دخالت کنند.

سلامت جنسی را از چه سنی به کودکان آموزش بدهیم؟

تجربه‌های همان یک ماه اول زندگی (حسی و حرکتی) و تعامل نوزاد با اطرافیان می‌تواند بر رفتارهای مرتبط با لذت در سال‌های بعد تاثیر تسهیل‌کننده یا مهاری داشته باشد. لمس بدن و اندام تناسلی در شیرخوار پسر از 6 تا 7 ماهگی شروع و در 15 تا 16 ماهگی خیلی بارز می‌شود. این کار در دخترها از حدود 10 ماهگی شروع می‌شود و به تناوب ادامه می‌یابد. این موضوع را به این دلیل گفتم که توجه داشته باشیم کودکان از لحاظ جنسی موجوداتی غیرفعال و خنثی نیستند و در هر سنی مشغول ارزیابی موقعیت جنسیتی خود و محیط اطراف و نشان دادن واکنش هستند. به همین دلیل نیز کنجکاوی‌های جنسی کودکان بسیار رایج و اغلب طبیعی است. البته صرف طبیعی بودن رفتار نباید باعث نادیده گرفته شدن آن شود. درگیری کودکان با رفتارهای جنسی اغلب نشان‌دهنده این است که سوال‌هایی وجود دارد و لازم است چیزهایی را یاد بگیرد بنابراین هم والدین و هم متولیان نظام آموزشی باید در این خصوص احساس مسئولیت و ضمن کسب آگاهی و مهارت، به موقع امکان دادن آموزش‌های لازم را برای کودکان فراهم کنند. این آموزش‌ها برحسب سن و نیاز کودکان متفاوت خواهدبود. مثلا در حالی که یک کودک پیش‌دبستانی لازم است در مورد مناطق خصوصی بدن خود و حد و مرزهای رفتار مجاز از سوی دیگران توجیه باشد، نمی‌توان آموزش جنسی به یک نوجوان 15 ساله دختر یا پسر را که بالقوه به لحاظ بیولوژیک فعالیت جنسی آنها می‌تواند با خطرهایی مثل بارداری ناخواسته همراه شود، در همین اندازه محدود کرد.

تعریف سازمان بهداشت جهانی از سلامت جنسی

انجمن جهانی سلامت جنسی و سازمان بهداشت جهانی، در سال 2002 سلامت جنسی را این‌گونه تعریف کردند: «رفاه و آسایش فیزیکی، هیجانی، روانی و اجتماعی در امور مرتبط با جنسیت و نه تنها فقدان بیماری جنسی، اختلال عملکرد یا جنسی.»

این تعریف در ادامه تصریح می‌کند که سلامت جنسی نیازمند برخورد مثبت و توام با احترام به جنسیت و روابط زناشویی و در عین حال امکان برخورداری از تجارب لذت‌بخش و ایمن جنسی، به دور از اجبار، تبعیض و خشونت است. برای رسیدن به سلامت جنسی و حفظ آن، حقوق جنسی افراد باید مورد احترام، حمایت و تامین قرار گیرد.»

با گذشت 12 سال از این تعریف، از آنجا که Sexuality که واژه «جنسینگی» به‌عنوان معادل فارسی در فرهنگستان زبان برای آن تصویب شده، مفهومی پیچیده و چندبعدی است، دست‌اندرکاران سلامت جنسی موضوع روز جهانی سلامت جنسی را در سال جاری کماکان به ارائه تعریفی از بهزیوی (معادل مطرح شده به‌جای Well being یا خوب زندگی کردن) از نظر امور مرتبط با جنسیت اختصاص داده‌اند. متاسفانه ابعاد سلامت جنسی نه‌تنها در میان اغلب اقشار مختلف جامعه چندان شناخته‌شده نیست، بلکه مسئولان و سیاست‌گذاران حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی، آموزش و گاه حتی سلامت هنوز ترجیح می‌دهند در این خصوص به‌جای شواهد علمی که البته باید متناسب با جامعه ما باشد، صرفا با برداشت‌ها و ایده‌های شخصی به موضوع بنگرند.

طی چند دهه اخیر، تلاش‌های زیادی انجام شده تا موضوع سلامت به شکل کلی از اولویت‌های افراد قرار گیرد اما پرداختن به سلامت جنسی هنوز هم برای برخی متولیان نظام سلامت یک دغدغه جدی نیست. به این ترتیب نه‌تنها خود مردم درباره لزوم توجه به سلامت جنسی کوتاهی‌هایی دارند بلکه مراکز عرضه خدمات متناسب که دارای کادر تخصصی مجرب باشند نیز وجود ندارد و در اختیار مردم نیستند.

در یک نگاه کلی تامین سلامت جنسی حداقل دو شرط اصلی دارد: نخست، داشتن درکی درست و علمی از امور مرتبط با جنسیت و آنچه در جامعه در جریان است و دوم احترام قائل بودن برای حقوق جنسی افراد و تلاش برای احقاق آن از سوی متولیان اداره آن جامعه.

  منبع: سلامتیران
بیشتر بخوانید
انجام آزمایش اچ‌آی‌وی از زنان باردار
وضعیت شیوع هپاتیت در ایران
آمیزش دو هم‌جنس مذکر
مثل ترامپ که از کاندوم استفاده نمی‌کنه،‌ نباشین

 

ثبت دیدگاه