صفحه نخست > همه‌ی مطلب‌ها > اندیشه و فرهنگ > نگاهی به استدلال‌های دیوان عالی آمریکا برای قانونی کردن ازدواج همجنس

نگاهی به استدلال‌های دیوان عالی آمریکا برای قانونی کردن ازدواج همجنس

رها بحرینی - حقوقدان
  - برگرفته از: ناظران می‌گویند: بی‌بی‌سی فارسی /
۲۴ تیر ۱۳۹۴

ازدواج همجنسگرایان در همه ایالت‌های آمریکا توسط دیوان عالی این کشور قانونی اعلام شد. این رخداد با واکنش‌های فراوان موافق و مخالف روبرو شد. موافقان این قانون را در راستای برابری حقوق انسانی میدانند اما مخالفان می‌گویند قانونی شدن ازدواج همجنسگرایان می‌تواند با طبیعت انسان و نهاد خانواده در تضاد باشد.

با توجه به گستردگی واکنش ها، تعدادی از کارشناسان و تحلیلگران در صفحه “ناظران می گویند” به تحلیل این موضوع و پیامدهای قانونی شدن آن در آمریکا پرداخته‌اند. رها بحرینی،حقوقدان در این مقاله به دلایل قانونی شدن این ازدواج پرداخته است.

تمایز بین قوانین ایالت های مختلف سردرگمی و هرج و مرج زیادی به وجود آورده بود به خصوص برای زوج های همجنسی که در ایالت های دیگر رسما ازدواج کرده بودند ولی ایالت محل سکونت آنها این پیوند قانونی را به رسمیت نمی شناخت. همین شرایط زمینه شکایتی بود که برای تصمیم گیری نهایی به دیوان عالی آمریکا ارجاع شد.

تمایز بین قوانین ایالت های مختلف سردرگمی و هرج و مرج زیادی به وجود آورده بود به خصوص برای زوج های همجنسی که در ایالت های دیگر رسما ازدواج کرده بودند ولی ایالت محل سکونت آنها این پیوند قانونی را به رسمیت نمی شناخت. همین شرایط زمینه شکایتی بود که برای تصمیم گیری نهایی به دیوان عالی آمریکا ارجاع شد.

روز ۲۶ ژوئن دیوان عالی آمریکا با صدور یک حکم تاریخی حق اساسی ازدواج برای زوج های همجنس در تمام ایالت های این کشور را تصویب کرد. براساس این حکم تمام ۵۰ ایالات کشور موظف هستند برای زوج های همجنس سند ازدواج صادر کرده و ازدواج آنها را به رسمیت بشناسند.

تا قبل از صدور این حکم ازدواج زوج های همجنس در ۲۶ ایالت براساس احکام دادگاه، در ۸ ایالات براساس قوانین مصوب آن ایالت و در ۳ ایالت براساس رای گیری عمومی، قانونی شده بود. با این همه ممنوعیت ازدواج دو فرد از یک جنسیت در ۱۳ ایالت آمریکا پا برجا باقی مانده بود.

این تمایز بین قوانین ایالت های مختلف سردرگمی و هرج و مرج زیادی به وجود آورده بود به خصوص برای زوج های همجنسی که در ایالت های دیگر رسما ازدواج کرده بودند ولی ایالت محل سکونت آنها این پیوند قانونی را به رسمیت نمی شناخت. همین شرایط زمینه شکایتی بود که برای تصمیم گیری نهایی به دیوان عالی آمریکا ارجاع شد.

این شکایت از سوی جیمز اوبرگفل و جان آرتور یک زوج همجنسگرا تسلیم شد که دهه ها قبل با هم آشنا شده و زندگی مشترک و طولانی خود را شروع کردند. در سال ۲۰۱۱ جان آرتور به یک بیماری لاعلاج و کشنده مبتلا شد. دو سال بعد این زوج تصمیم گرفتند قبل از مرگ جان آرتور با هم ازدواج کنند. برای رسمیت بخشیدن به این پیوند آنها از ایالت اوهایو محل سکونت خود به ایالت مریلند رفتند که ازدواج زوجهای همجنس در آن پذیرفته شده بود.

جان آرتور به خاطر بیماری نمی توانست حرکت کند و مراسم ازدواج آنها در یک هواپیمای پزشکی که روی باند فرودگاه شهر بالتیمور نشسته بود انجام شد. سه ماه بعد آرتور درگذشت اما قوانین ایالتی اوهایو اجازه نمی داد که در گواهی فوت جیمز اوبرگفل به عنوان همسر بازمانده او قید شود.

قوانین ایالتی اوهایو این زوج را پس از چند دهه زندگی مشترک، مجبور می کرد که حتی در لحظه مرگ نیز قانونا غریبه محسوب شوند. به گفته جیمز اوبرگفل “این قانون تا ابد برای من دردناک خواهد بود.”

او با هدف به رسمیت شناخته شدن به عنوان همسر قانونی در گواهی فوت جان آرتور از ایالت اوهایو به دادگاه شکایت کرد. قانونی شدن این نکته هم از نظر عاطفی و هم از نظر مسائل مربوط به مالیات، بیمه، وراثت و دارایی ها برای او اهمیت داشت.

همزمان با انتقال شکایت جیمز اوبرگفل از دادگاه اولیه به دادگاه تجدید نظر و بعد هم به دیوان عالی آمریکا، شکایت های سه زوج همجنسگرای دیگر از ایالت های میشیگان، تنسی و کنتاکی نیز به دیوان عالی ارجاع شدند.

یکی از این موارد پرونده آپریل دبور و جین رز، یک زوج لزبین بود که در مراسمی در سال ۲۰۰۷ پیوند خود را جشن گرفته بودند. در سال ۲۰۰۹ این زوج کودک بی سرپرستی را به فرزندی پذیرفتند. اواخر همان سال آنها سرپرستی نوزاد دیگری را قبول کردند. این نوزاد که زودتر از موعد متولد شده و والدینش او را رها کرده بودند، به نگهداری و مراقبت ۲۴ ساعته نیاز داشت. ایالت میشیگان پذیرفتن فرزند در شکل قانونی را فقط برای زوج های از دو جنس و یا افراد مجرد قائل بود. در نتیجه این قانون کودکان آپریل دبور و جین رز فقط می توانستند یکی از این دو زن را به عنوان مادر رسمی خود داشته باشند. اگر برای یکی از این دو زن اتفاق ناگواری می افتاد زن دوم در مورد دو کودکی که به فرزندی قبول کرده بودند از هیچ حق قانونی برخوردار نبود. آنها با شکایت به مراجع قضایی خواستند که به این وضعیت دشوار که به خاطر قانونی نبودن ازدواج آنها به وجود آمده پایان دهند.

در ژانویه ۲۰۱۵ دیوان عالی آمریکا همه این شکایات را در یک پرونده واحد و با یک سئوال محوری ادغام کرد: آیا طبق ماده چهاردهم قانون اساسی آمریکا که مضمون آن حق برابری در منظر قانون برای تمامی شهروندان کشور است، تمام ایالت های کشور باید ازدواج میان دو فرد همجنس را قانونی کرده و ازدواج آنها در ایالت های دیگر را به رسمیت بشناسند؟

پس از ارائه استدلال های شفاهی طولانی توسط وکلای مدافع حقوق شهروندی و دریافت انبوهی از نظرات کتبی از ۱۴۸ نهاد مدنی که تاکنون در تاریخ دیوان عالی سابقه نداشته، دیوان عالی بالاخره با ۵ رای موافق و ۴ رای مخالف به این نتیجه رسید که ماده چهاردهم قانون اساسی کشور ایجاب می کند که تمام ایالت ها برخورداری زوج های همجنس از یکی از حقوق اساسی شهروندی یعنی ازدواج رسمی را بپذیرند.

پس از ارائه استدلال های شفاهی طولانی توسط وکلای مدافع حقوق شهروندی و دریافت انبوهی از نظرات کتبی از ۱۴۸ نهاد مدنی که تاکنون در تاریخ دیوان عالی سابقه نداشته، دیوان عالی بالاخره با ۵ رای موافق و ۴ رای مخالف به این نتیجه رسید که ماده چهاردهم قانون اساسی کشور ایجاب می کند که تمام ایالت ها برخورداری زوج های همجنس از یکی از حقوق اساسی شهروندی یعنی ازدواج رسمی را بپذیرند.

پس از ارائه استدلال های شفاهی طولانی توسط وکلای مدافع حقوق شهروندی و دریافت انبوهی از نظرات کتبی از ۱۴۸ نهاد مدنی که تاکنون در تاریخ دیوان عالی سابقه نداشته، دیوان عالی بالاخره با ۵ رای موافق و ۴ رای مخالف به این نتیجه رسید که ماده چهاردهم قانون اساسی کشور ایجاب می کند که تمام ایالت ها برخورداری زوج های همجنس از یکی از حقوق اساسی شهروندی یعنی ازدواج رسمی را بپذیرند.

۵ قاضی عضو دیوان عالی که به این حکم رای موافق دادند، برای اثبات اینکه طبق قانون اساسی کشور ازدواج برای همجنسگرایان درست به اندازه سایرین یک حق اساسی محسوب می شود، چهار اصل را قید کردند.

۱- استقلال فردی

اولین اصل استدلال در حکم دیوان عالی این است که حق انتخاب در مورد ازدواج بخش ذاتی از استقلال فردی است. این نهاد تاکید می کند که تصمیم به ازدواج و انتخاب شریک زندگی، یکی از تعیین کننده ترین تصمیم ها در رقم زدن و معنا دادن به زندگی هر فرد است و به رسمیت نشناختن نحوه تصمیم گیری در ازدواج با اصل خودمختاری مغایرت دارد. به این اعتبار دیوان عالی آمریکا مقرر کرد که پیوند بین دو مرد و یا دو زن که تمایل به ازدواج دارند و استقلال فردی آنها برای اتخاذ این تصمیم باید محترم شمرده شود.

۲- پیوند عمیق عاطفی

در بخش دوم استدلال خود دیوان عالی تاکید می کند که ازدواج به این خاطر جزو حقوق اساسی است که از تمام اشکال دیگر رابطه بر تعهد دو طرف به برقراری و حفظ پیوند تکیه بیشتری دارد. ازدواج برای بسیاری از زوج ها امکان و امید به همزیستی و این احساس اطمینان را به ارمغان می آورد که تا زمانیکه زنده هستند از یکدیگر مراقبت می کنند. دیوان عالی تصریح می کند که زوج های همجنسگرا نیز مثل زوج های دیگر باید بتوانند از این حق برای همزیستی و پیوند عاطفی بهره مند شوند.

در پاسخ به این استدلال که پس از رفع ممنوعیت و جرم زدایی از همجنسگرایی چه نیازی به قانونی کردن ازدواج آنها هست، دیوان عالی اعلام می کند که برای تامین کامل حق آزادی و خودمختاری قانونی شدن روابط همجنسگرایانه ضروری ولی کافی نیست. قانونی شدن روابط همجنسگرایانه به افراد اجازه می دهد بدون ترس از جرم انگاری رابطه خصوصی و جنسی داشته باشند ولی رابطه جنسی فقط یکی از عناصر پیوندی است که دو مرد و یا دو زن با ازدواج به دنبال بنای آن هستند.

__________________________________________________

اصل سوم در دفاع از حق ازدواج، فراهم آوردن بهترین تضمین ها برای کودکان و خانواده هاست . دیوان عالی آمریکا یادآوری می کند که زوج های همجنسگرا نیز برای فرزندان خود محیطی با محبت فراهم می کنند، چه این کودکان فرزندان طبیعی آنها باشند و چه آنها را به فرزندی پذیرفته باشند. در حال حاضر صد ها هزار کودک توسط این زوج ها پرورش می یابند. دیوان عالی هشدار می دهد که ممنوع کردن ازدواج همجنسگرایان به فرزاندن این زوج ها آسیب زده و آنها را تحقیر می کند و به آنها القاء می کند که والدینشان با سایر افراد برابر نیستند.

__________________________________________________

۳- بهترین شرایط برای فرزندان

اصل سوم در دفاع از حق ازدواج، فراهم آوردن بهترین تضمین ها برای کودکان و خانواده هاست . دیوان عالی آمریکا یادآوری می کند که زوج های همجنسگرا نیز برای فرزندان خود محیطی با محبت فراهم می کنند، چه این کودکان فرزندان طبیعی آنها باشند و چه آنها را به فرزندی پذیرفته باشند. در حال حاضر صدها هزار کودک توسط این زوج ها پرورش می یابند. دیوان عالی هشدار می دهد که ممنوع کردن ازدواج همجنسگرایان به فرزندان این زوج ها آسیب زده و آنها را تحقیر می کند و به آنها القاء می کند که والدینشان با سایر افراد برابر نیستند.

دیوان عالی آمریکا تاکید می کند که اصل مربوط به حفاظت از منافع کودکان نباید به این معنا تفسیر شود که گویا حق ازدواج کردن برای زوج هایی که نمی توانند و یا نمی خواهند صاحب فرزند بشوند کم اهمیت تر است. هیچ ایالتی در آمریکا هرگز حق ازدواج کردن را به توانایی و تعهد افراد به باروری (تولید مثل) مشروط نکرده است.

۴- منافع مادی

در اصل چهارم و آخر از استدلال های خود دیوان عالی به تمام حقوق و مزایای مادی که دولت برای پایداری و پاسداری از پیوند ازدواج شامل حال زوج ها می کند اشاره می کند و توضیح می دهد که زوج های همجنس در ایالت هایی که قانون، ازدواج آنها را به رسمیت نمی شناخت از تمامی این حقوق بی بهره بودند . این موارد عبارتند از جنبه های مالیاتی، وراثت و مالکیت مستقلات، ارجحیت همسر در قوانین شهود، دسترسی به ملاقات در بیمارستان، تصمیم گیریهای پزشکی، حق قبول فرزندی، حقوق و منافع بازماندگان، گواهی تولد و فوت، مقررات کاری و حرفه ای، غرامت مربوط به اشتغال و بیمه سلامتی و کمک هزینه، حق صیانت و مقررات مربوط به حضانت و نگهداری از کودکان.

دیوان عالی توضیح می دهد که به موجب محرومیت از این حقوق و مزایا، زوج های همجنس از اشکال مختلف فشارهای مادی رنج برده و ثبات زندگی آنها در حدی به خطر می افتاد که زوج های دگرجنس هیچ گاه حاضر به تحمل آن نیستند. با در نظر گرفتن سابقه تبعیض علیه همجنسگرایان، دیوان عالی همچنین هشدار می دهد که انکار حقوق و مزایای مادی برای این زوج ها تاثیرات روحی زیانباری به همراه دارد و چنین القاء می کند که گویا زوج های همجنسگرا در عرصه های بسیار مهمی از زندگی خود با سایرین حق برابری ندارند.

براساس این چهار اصل پنج تن از قضات دیوان عالی آمریکا به این نتیجه رسیدند که ازدواج یکی از حقوق اساسی در ذات آزادی افراد است و طبق ماده چهاردهم قانون اساسی آمریکا افراد همجنسگرا نباید از این حق محروم شوند. این پنج قاضی در نتیجه گیری خود می نویسند:

“گفتن اینکه این زنان و مردان فلسفه ازدواج را بی احترام می کنند یک بدفهمی در مورد آنهاست. استدعای آنها این است که به ازدواج احترام می گذارند، احترامی به آن حد عمیق که خود در آرزوی برخورداری از آن هستند. امید آنها این است که به زندگی در تنهایی و محروم شدن از یکی از کهن ترین نهادهای جامعه بشری محکوم نشوند. آنها به دنبال کسب برابری از منظر قانون هستند. قانون اساسی آمریکا این حق را به آنها اعطا می کند.”

بیشتر بخوانید
ازدواج همجنس‌ها در تایلند قانونی شد
تایلند در تدارک ثبت قانونی ازدواج مدنی همجنس‌ها
پارلمان پرتغال قانون جدیدی را برای تغییر جنسیت تصویب می‌کند
پنج دلیلی که سوئد بهترین میزبان جشن غرور اقلیت‌های جنسی اروپاست.
سوئد میزبان جشن افتخار یوروپراید
دو دوست همجنسگرای ادل که توسط او به عقد هم درآمدند
پیوند ازدواج یک زوج همجنسگرا به دست ادل

 

ثبت دیدگاه