صفحه نخست > همه‌ی مطلب‌ها > اندیشه و فرهنگ > روی هم رفته چه برداشتی از مذکر و مونث داریم

روی هم رفته چه برداشتی از مذکر و مونث داریم

برگردان: فریبا فقیهی
الیزابت دیبولد   - برگرفته از: کانون زنان ایرانی /
۲۲ مهر ۱۳۹۴

زود، تند ،سریع: ده ثانیه وقت دارید کلماتی که در وصف مذکر به ذهنتان می رسد را بگویید. حالا همین کار را برای مونث بکنید. این اولین تمرین کنفرانس “پیشگامان سازندگی در عمل” با دوست و همکارم سیندی ویگل ورث بود که در وقت تنفس از حضار خواستیم انجامش بدهند. پاسخ حضار چه بود؟ بیرونی و درونی، (نظر به تصویری که بالای مطلب گذاشته ام). یین و یانگ، فاعل و منفعل، فرمان ده و فرمان بر، جسور و پذیرا. فکر و احساس. اروس و آگاپه (نفس و عشق). منطقی و عاطفی. خشن و لطیف. نوک تیز و دربرگیرنده. قوی و… خودتان خوب می شناسید متضادها و یا دوقطبی ها رایج را که اغلب با زن و مرد تعریف می شوند. وقتی برخی ها اندام های متفاوت مان را توصیف (یا دسته بندی) می کنند، دیگران بازتاب نقش ها و فرصت هایی متفاوت اند که در فرهنگ نصیب زنان و مردان شده است. مذکر و مونث هیچکدامشان توصیف یک چیز نیستند- توبره ای شانسی اند از مشخصه های جنسی کلیشه ای. من و سیندی قصدمان تحریک این نمایندگان جنبش بنیادین بود که در کاربردی که از این مفاهیم دارند درنگی کنند و در عوض، بسیار تخصصی تر و موشکافانه تر در این باره حرف بزنند که اشاره ی هر کدامشان به چیست.

بیشترین تمرکز گروه ILiA روی تجارت و مسائل سازمانی تئوری سازندگی است (عموما تئوری سازندگی کن ویلبر)، و اغلب این نمایندگان تحول سازمانی کارشان تحول تجارت و سران تجاری است از مذکری دوآتشه بودن به روی خوش نشان دادن برای اندکی مونث بودن. در زمانه ی پست مدرن ما، مونث به کلمه ی مدروز برای ارزش های مهربان تر و صمیمی تر که دلمان می خواهد در فرهنگ مان بیشتر ارج داشته باشند بدل شده است. قبول. اما انگ مونث به چنین ارزش هایی که یعنی «منتسب به زنان» برای من هضم نشدنی است. مونث و مذکر از آن دسته مفاهیم ارزش بندی شده ای هستند که درخواست از یک مرد برای اندکی مونث تر بودن یا پیشنهاد ابراز وجه زنانه به زنی مقتدر اغلب گیج کننده است، وقتی پیشنهاد بدهی که یک نفر یک جورهایی اندکی بیشتر جنس مخالف خودش و یا جنس خودش باشد، آن هم چیزی که ریشه ای ترین نماینده ی هویت ما است، خب ناجور از آب در می آید. اگر می خواهی کسی تغییر کند، تعمق در آنچه می خواهی تغییر کند برای وی مفیدتر است. توضیح درباره ی ملاحظه کارتر بودن و شنونده تر بودن روشی گویاتر است تا این که به کسی بگویی مونث تر باشد. علاوه بر آن، مگر نه آن که فرهنگ ما راغب تر است به اختیارکردن (پذیرفتن) ارزش هایی که منتسب است به ارزش ها و شایستگی های معمول بشری (توجه، جسارت؟؟، عطوفت، منطق) تا به این که در مجموع مونث شامل چه مفاهیمی می شود؟

من و سیندی از این گفتیم که با ارتقای آگاهی و فرهنگ بشری، نگرش مان به جنسیت عوض شد. تا دوره ی قرون وسطی هیچ درکی از مونت و مذکر به معنای امروزش، وجود نداشت. این واژه ها تا قرن چهارده حتی در زبان انگلیسی هم وجود نداشتند. این ها واقعا مفاهیمی هستند که با مدرنیته پدید آمده اند، زمانی که کل جامعه ی جهانی غرب با دید جنیست به لایه ی عمومی مردانه و لایه ی خانگی زنانه تقسیم شد.

سیندی می خواهد قطب بندی هایی که ما با مذکر و مونث همراه می دانیم (مثلا کنشگر و پذیرا) را در سیستمی که به هر دوی این خصایص نیازمند است، بررسی کند. او روی اثر مهم بَری جانسون درباره ی قطبیت ها و چگونگی عملکرد آن ها تحقیق کرده است. وی همچنین پیشنهاد کرده است روی مواردی که جنیست مهم هستند یا نیستند فکر کنیم. بدیهی است که جنسیت برای بچه دار شدن مهم است! اما در اغلب، اگر نه اکثر لایه های زندگی، جنس یا جنسیت طرف نباید مهم باشد. گیریم کسی نیاز به ارتقای برخی از کارایی های خودش دارد- مثلا وابستگی بیشتر به دیگران یا تمایل بیشتر به مخاطره- اما این ها چندان ربطی به جنسیت ندارند، اگر هم داشته باشند، در این نقطه از رشد فرهنگی بشر، شاید مردان در مخاطره تجربه ی بیشتری داشته باشند و پیوند و رابطه و برای زنان آسان تر باشد.

یکی از نکاتی که امیدوارم درست انجامش داده باشم این بود که به کار بردن لفظ مونث برای ردیابی تغییری که می خواهیم در دیگران یا سازمان ها (و جامعه) ببینیم، به آسیب رساندن به زنان خاتمه دهد. خواستید باور نکنید. این یعنی زنان به هیچ رشدی نیاز ندارند و، نظر به بحران هایی که با آن ها مواجه هستیم، همه ی ما نیاز داریم هر کاری از دستمان بر می آید برای رشد و تکامل آگاهانه انجام دهیم. ما زنان تجربه و جربزه ی چندانی برای مقاومت و با هم ماندن زیر فشار را نداریم. مردان، در این زمینه ها اغلب از ما بهترند و می توانیم بسیار از آن ها بیاموزیم.

علاوه بر آن، فشار بر مردان برای مونث تر بودن (به جای هدایت آنان به رشد مهارت هایی که برای همه ی ما اهمیت دارند)، به جای اتحادی که به شدت به آن محتاجیم، بیشتر موجب بی اعتمادی و احساس تمایز می شود. مردِ کم و بیش احساساتی شما شاید چیزی به زبان نیاورد-خودش که بهتر می داند- اما وقتی فرصتی در این باره به او بدهیم، آن عواطف به درستی مجال بروز می یابند.

راه حل ما، در حال حاضر، درخواست از همه ی اهالی سازندگی این است که واژه های مونث و مذکر را برای یک سال به مرخصی بفرستند. ببینیم چه پیش می آید وقتی از به کاربستن شان در تجارت، یا در موارد رشد یا تغییر فردی دست بکشیم. حدس من این است که همه ی ما در ایجاد تغییراتی که می خواهیم داشته باشیم موثرتر خواهیم بود. آیا همگی می توانیم بکوشیم و آن گاه نتایج را در سال آینده در کنفرانسILiA مقایسه کنیم؟

هشتم نوامبر 2009، وبلاگ الیزابت دیبولد

بیشتر بخوانید
چرا زنان بامزه نیستند؟
پیام دبیرکل جدید سازمان ملل در سال ۲۰۱۸
برابر با من و روایت‌های نابرابری
پرچم آلمان
بعد از سرود ملی کانادا نوبت به آلمان رسید

 

ثبت دیدگاه