صفحه نخست > همه‌ی مطلب‌ها > اندیشه و فرهنگ > روش‌های تشخیص جنسیت در خدمت پسرخواهان

روش‌های تشخیص جنسیت در خدمت پسرخواهان

سیمین کاظمی (جامعه‌شناس و پزشک)   - برگرفته از: سایت خبری تحلیلی روزان /
۲۷ آبان ۱۳۹۴

IMG13583983زمان زیادی نگذشته است از وقتی که والدین برای دانستن دختر یا پسر بودن نوزاد می‌بایست 9 ماه شکیبایی می‌کردند و بعد از این موضوع مطلع می‌شدند؛ اما حالا به کمک تکنولوژی امکان آن فراهم شده است که جنس جنین حتی پیش از تولد مشخص شود. روش‌های تشخیص جنس جنین در واقع برای کمک به مقاصد پزشکی طراحی شده تا در تشخیص بیماریهای وابسته به جنس در جنین‌هایی که شک به ابتلا به چنین بیماریهایی در آنها مطرح است مورد استفاده قرار گیرند. اما آنچه جای تامل دارد این است که تکنولوژی تشخیص جنس جنین در همان بدو ورود از مقصد اصلی دور شده و آنچه در تشخیص جنسیت جنین، تعیین کننده است، نه درخواست پزشک، که اراده والدین است.

در حال حاضر با رجوع به کلینیک‌های سونوگرافی به سهولت می‌توان دید که سونوگرافی تشخیص جنسیت بدون هیچ ضرورت پزشکی در حوالی ماه چهارم به صورت روتین انجام می‌شود و در گزارش آنها یکی از مواردی که قید می‌شود جنس جنین است. علاوه بر این، اخیراً بعضی از آزمایشگاه ها، مجهز به تکنولوژی جدیدی شده‌‌اند که با آزمایش خون مادر در زمانی زودتر از سونوگرافی قادر به تشخیص جنس جنین هستند. اگر چه ارائه کنندگان این خدمت، هدف از آن را برطرف کردن کنجکاوی والدین عنوان می‌کنند اما باید دید کنجکاوی والدین در هفته‌های اول بارداری به چه منظور است و چه آسیب‌هایی را در پی خواهد داشت. واقعیت آن است که آنچه با تسامح از آن به کنجکاوی والدین یاد می‌شود، ممکن است منجر به پدیده‌‌ای شود که در سایر نقاط جهان، همچون چین و هند و. .. یک معضل جمعیتی تبدیل شده است. این معضل پدیده “انتخاب جنس و ترجیح جنس مذکر” است که منجر به جنین دختر کشی و به هم خوردن تعادل جنسی جمعیت در این کشورها شده است.

 این یک خبر تکان دهنده است اگر بدانیم که در جهان سالانه یک میلیون و پانصد هزار جنین دختر به دلیل تشخیص جنسیت به قتل می‌رسند و قربانی “کنجکاوی” و “ترجیح جنسی ” والدین می‌شوند. در واقع انتخاب جنس پدیده‌‌ای است که متاثر از سه عامل عمده است: اولین عامل، تبعیض جنسیتی و فرهنگ مردسالاری موجود در جوامع است که براساس آن جنس مذکر در مقابل جنس مونث ارزش بیشتری دارد و داشتن پسر به عنوان یک موفقیت و ارزش تلقی می‌شود. از سوی دیگر تحت تاثیر عوامل اقتصادی و اجتماعی، الگوی خانواده دگرگون شده و خانواده کوچکتر و تعداد فرزندان کمتر از سابق شده است. عامل سوم تکنولوژی است که والدین را قادر ساخته تا پیش از تولد به جنس جنین پی ببرند و ارزش‌های فرهنگی خود را در حیات و ممات فرزندان دخالت دهند. با کنار هم قرار دادن این سه عامل می‌توان پدیده انتخاب جنس را چنین بیان کرد که امروزه والدینی که همچنان تحت نفوذ فرهنگ مردسالاری هستند و جنس مذکر را ترجیح می‌دهند و از طرفی به دلیل عوامل اقتصادی و اجتماعی مجبور هستند تعداد فرزند کمتری داشته باشد، با توسل به تکنولوژی و اطلاع از جنس جنین قادر می‌شوند درباره زندگی فرزند هنوز متولد نشده تصمیم گیری کنند و در صورت دختر بودن به حیات او پایان دهند.

در جوامعی که تبعیض جنسیتی رواج داشته باشد و از نظر فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و قانونی برابری جنسیتی جایگاهی نداشته باشد، ناگزیر والدین ترجیح می‌دهند فرزندی داشته باشند که از ارزش بیشتری برخوردار باشد. پسرخواهی فقط یک مسئله فرهنگی و ذهنی نیست بلکه شرایط مادی زنان در جامعه است که به این باور دامن می‌زند و آن را تقویت می‌کند. وقتی زنان به اندازه مردان نتوانند از فرصت‌ها و امکانات برخوردار باشند، افرادی غیرمولد و سربار تلقی شوند که همواره در معرض تهدید و متضمن مشکلات مختلف برای خانواده هستند. تحقیر آنان به عنوان جنس فرودست قوت می‌گیرد و طبعاً ممکن است والدین ترجیح دهند که از چنین مسائل و دغدغه‌هایی که داشتن دختر ایجاد می‌کند اجتناب نمایند. از این رو است که روش‌های تشخیص جنس جنین، ممکن است در جوامع مردسالار متقاضی پیدا کنند و در خدمت منویات والدینی قرار گیرند که از دختر گریزان هستند و به شکلی غیراخلاقی و غیرانسانی، به زندگی جنین مونث پایان می‌دهند.

در ایران، اگر چه در چند دهه اخیر تغییرات شگرف و مثبتی در وضعیت زنان ایجاد شده است و از نظر بهداشتی و آموزشی پیشرفت‌های بسیاری حاصل شده اما نابرابری در بسیاری از حوزه‌های دیگر پابرجاست. در واقع اراده‌‌ای که زن را به حوزه اشتغال راه نمی‌دهد و مشارکت او را در عرصه‌های مختلف سیاسی اقتصادی و فرهنگی محدود می‌کند، تبعیض جنسیتی را در سطوح خرد مانند خانواده تقویت و بازتولید می‌کند. در خانواده‌هایی که در بستر فرهنگی مردسالارانه شکل گرفته و ذهنیت و آگاهی اجتماعی آنها، یک آگاهی مخدوش و ناقص است، ممکن است تبعیض جنسیتی با شدت بیشتری و با تاثیر از سطوح کلان، اجرا و پیاده شود. وجود امکانی مثل تشخیص جنسیت جنین بدون ضرورت پزشکی، در واقع به پیشبرد اهداف چنین خانواده‌هایی کمک می‌کند. همچنین بیم آن می‌رود که جنین دخترکشی که بدون تردید یک خشونت غیرانسانی علیه انسان و زنان است در بعضی از نقاط کشور که تحت تاثیر باورهای فرهنگی و قومی، تبعیض جنسیتی با شدت بیشتری رواج دارد به برهم خوردن تعادل جنسی جمعیت منجر شود.

برای برون رفت از چنین معضلی که متاثر از عوامل سطح کلان و سطح خرد است، منطقی است که در هر دو سطح به فکر چاره بود. از طرفی در سطح کلان و با کاستن از تبعیض جنسیتی در جامعه و برکشیدن زنان از وضعیت فرودستی که در آن گرفتار هستند، باید این ایده را پروراند که ارزش انسان‌ها بر اساس جنس تعیین نمی‌شود و زن و مرد هر دو از کرامت و حرمت انسانی برخوردار هستند؛ از سوی دیگر راه حل سریع این مشکل شاید در ممنوعیت تشخیص جنس جنین در آزمایشگاه‌ها و کلینیک‌های سونوگرافی است که در حال حاضر بدون هیچ گونه نظارتی انجام می‌شود. باید توجه داشت که این ممنوعیت یک راه حل جدی است که در کشورهایی مثل چین، هندوستان و آذربایجان و. .. که با مشکل انتخاب جنس جنین روبه رو هستند اعمال می‌شود. وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی وظیفه دارد که با نظارت بر مراکز تشخیص جنس بدون ضرورت پزشکی و بدون درخواست پزشک را ممنوع گرداند و با متخلفان برخورد کند. شاید به این طریق پدیده مخربی که در سکوت و بی اعتنایی شکل گرفته و جان دختران را تهدید می‌کند، متوقف و محدود شود.

بیشتر بخوانید
فیفا و تبعیض جنسیتی علیه زنان ایران
آشنایی با جامعه‌ی تراجنسیتی
برابر با من و روایت‌های نابرابری
خشونت جنسی علیه زنان در کره شمالی

 

ثبت دیدگاه