صفحه نخست > همه‌ی مطلب‌ها > اندیشه و فرهنگ > هویت و استراتژی سیاسی

هویت و استراتژی سیاسی

برگرفته از مجله‌ی هومان، سال دهم، شماره‌ی 16، صفحه‌ی 8، منتشرشده به سال 1379
پیمان وهاب‌زاده   - برگرفته از: مجله‌ی هومان /
۱ آذر ۱۳۹۴

هومان – نخستین و یگانه گروه سراسری دفاع از حقوق همجنسگرایان ایران – در آستانه‌ی دهمین سالگرد تاسیس قرار دارد. در ده سال که از عمر هومان می‌گذرد، گروه نشان داده است که می‌تواند با پیگیری آماج‌هایش، بر جامعه‌ی ایرانی مهاجر نیز تاثیرگذار باشد. بی‌اغراق می‌توان گفت که در این سال‌ها – علی‌رغم کاستی و دشواری‌ها – هومان توانسته است نظر بخش روبه‌گسترشی از کوشش‌گران فرهنگی و سیاسی ایران در مهاجرت را نسبت به حساسیت و خطیر بودن مسایل همجنس گرایان ایرانی جلب کرده و می‌رود تا به گونه‌ای پشتیبانی فعال و زنده از همجنسگرایان ایرانی از سوی دیگر گروه‌ها و تلاش‌گرانِ سیاسی و اجتماعی دست یابد.

اگر به نشریه‌ى هومان چونان بازتابى از گرایش‌ها و اندیشه‌هاى گوناگون درونىِ گروه بنگریم، رویکردهاى متفاوتى را نسبت به چرایى گروهِ هومان، انگیزه‌ى فعالیت آن و نیز استراتژى گروه براى گسترش و مبارزه در راه حقوق همجنسگرایان ایرانى مشاهده مى‌کنیم. گرایش‌ها و دیدگاه‌هاى تلاش‌گران هومان به گونه‌اى برجسته به پلورالیسم درونى گروه هومان اشاره دارند و این پلورالیسم را (خوشبختانه) نمى‌توان به هیچ معیار پیش‌داده‌اى کاهش داد. اما از نظر تحلیلى مى‌توان دو گرایش اصلى پیرامون مساله‌ى هویت و «سیاست» را در اکثریت بزرگ این دیدگاه‌ها تشخیص داد. روشن است که من در این‌جا «سیاست» و «سیاسى» بودن را به معناى حزبى و نهادى آن به کار نمى‌برم و از همین‌روست که واژه‌ى «سیاست» و مشتقات آن را در آغوش گیومه‌ها قرار مى‌دهم تا این واژه‌ها را از گزند چونان برداشت‌هایى محافظت کنم. «سیاسى» بودن از دید من ناشى از قرار گرفتگى انسان‌ها در شبکه‌اى از رابطه‌هاى نامساوى قدرت است. پس انسان، هر انسانى، هماره «سیاسى» باقى خواهد ماند. از دو گرایش اصلى درون گروه هومان، یکى گرایشى است که عنصرى «سیاسى» در هویت همجنسگرایى مى‌بیند و «سیاسى» بودن استراتژى گروه را بر پایه‌ى هویتِ همجنسگرا مى‌خواهد. گرایش دیگر هر چند نافىِ «سیاسى» بودن هویتِ هومان نیست، اما موقعیت تحمیل‌شده بر تلاش‌گران همجنسگرای ایرانى را (که تبعیدى بودن گروه خود گویاى آن است)، عنصرى ذاتى در تعریف هویت همجنسگرا نمى‌بیند.

این هر دو دیدگاه عمده در گروه هومان – صد البته – دربرگیرنده‌ى گوناگونى‌هاى فکرى درونى هستند. اما این دو دیدگاه راه را بر دو پرسش کلیدى مى‌گشایند. از این رو، در این‌جا مى‌خواهم بپرسم: آیا این هویت همجنسگرا است که به موضع‌گیرى سیاسى خاصى راه مى‌برد؟ یا نه، موضع‌گیرى همجنسگرایان در برابر سیاست‌هاى روز است که هویت همجنسگرا را تعریف مى‌کند؟ بحث کوتاهى را که در این‌جا به آن خواهم پرداخت، تلاشى است براى پاسخ‌دهى به دو پرسش بالا.

جنبش همجنسگرایان- آن‌گونه که امروز مى‌شناسیم – جنبشى است جهانى. پدیدارى و دوام این جنبش بیش از هرچیز نشان‌گرِ گشودگى‌هاى اجتماعى و سیاسى ویژه‌اى است که شهروندان جامعه‌هاى گوناگون، یکى پس از دیگرى، در عرصه‌هاى متفاوت تجربه مى‌کنند. جنبش‌هاى همجنسگرایان کشورهاى گوناگون هرچند براى خواسته‌هاى همانند و معینى مبارزه مى‌کنند، اما به شکلى تک‌ساختى و تک‌لختى پدید نیامدند. جنبش همجنسگرایان هرجامعه‌اى – در همان حال که تجربه‌ها و خواسته‌هاى مشترکى را با جنبش‌هاى همانند در کشورهاى دیگر فریاد مى‌زنند – اما هریک سخن‌هاى بسیار نیز درباره‌ى جامعه‌هاى خود مى‌گویند. هومان نیز از این امر مستثنا نیست. تبعیدى بودن جنبش همجنسگرایان ایران نشان‌گرِ فروبستگى خشونت‌بار سیاسى چیره بر سیاست ایران است. اما هومان تبعیدى دوگانه (مضاعف) را تجربه مى‌کند. زیرا همجنسگرایان ایران در خارج از کشور توسط بخش بزرگ گروه‌هاى اپوزیسیون نیز از ساحت سیاست تبعید شده‌اند. عدم اعتقاد عملى به اصول دمکراتیک و به حقوق بشر و کمبود تلاش‌هاى صادقانه براى زدودن باورهاى پیش‌نهاده‌ى فرهنگى و تعصب‌هاى مذهبى شمار نزدیک به اتفاق گروه‌هاى سیاسى را واداشته است تا نسبت به مسایل همجنسگرایان راه سکوت و بى‌اعتنایى پیشه گیرند.

این تبعید دوگانه، اما، بیش از هرچیز نشان‌گر شدت سرکوب فرهنگى و سیاسى همجنسگرایان ایران به منزله‌ى اجتماعى از شهروندان ایرانى (تبار) است که اجتماعى بودن آن به گونه‌اى بى‌وقفه و به راه‌هاى گوناگون (از اعدام همجنسگرایان در ایران تا اجراى سیاست سکوت در خارج از ایران) نفى مى‌گردد. پس سبب شگفتى نخواهد بود اگر بگوییم که حاشیه‌اى بودن جنبش همجنسگرایان ایران داراى نهفتگى‌هایى بس مهم «سیاسى» است. قرارگرفتگى تاریخى همجنسگرایان ایران در جایگاهى سرکوب‌شده و به‌حاشیه‌رانده‌شده بى‌تردید ویژگى‌هاى پنهان ساختار فرهنگى سیاست در ایران (و در تبعید) را آشکار مى‌سازد. در این‌گونه از سیاست، جنبش مفهومى است درونى و خصوصى، نه بیرونى و سیاسى. مفهوم درونى-بیرونى مفهومى است بس ریشه‌دار در فرهنگ و ناخودآگاه جمعى ایرانى. زیرا آن‌گاه که جدایى درونى از بیرونى در فرهنگ و ناخودآگاه جمعى ریشه کرد و به پاى نهانِ سیاست و به هنجار (نُرم) ناگفته‌ى کنش سیاسى در اجتماع فرارویید، آن‌گاه درهم‌آمیزى این دو ساحت – به هر شکلى که باشد – ناگزیر تلاشى در راه براندازى این اصل مقدس حاکم بر فرهنگ خواهد بود. سکوت سنگین ده‌ساله‌ى اپوزیسیون سیاسى در تبعید در مورد هومان دقیقاً نشان‌دهنده‌ى ژرفاى درونى بودنِ فرهنگ درونى-بیرونى در ذهنیت سیاسى ایرانى است. باورى، آگاهانه یا ناخودآگاه اما بس ژرف، که چهره‌ها و رهبران سیاسى اپوزیسیون پس از دست کم پانزده سال تجربه‌ى تبعید و زندگى در جامعه‌هاى دیگر و آشنایى با شیوه‌هاى کارکرد سیاست در رژیم‌هاى لیبرال دموکراتیک هنوز یا از رویارویى با آن ناتوان‌اند یا آن را به سود آماج‌هاى سیاسى الهام‌نابخشِ خویش نمى‌بینند.

جنبش همجنسگرایان ایرانى داراى پتانسیلى چونان برازنده است که لازمه‌ى شناسایى و حمایت آن توسط دیگر گروه‌هاى سیاسى چیزى جز یک خانه‌تکانى اساسى فکرى و استراتژیک نیست. صِرف پدیدارى جنبش همجنسگرایان شاهدى است بر خصلت «سیاسى» این جنبش. لیک، پهنه‌ى این «سیاست» به دولت و نهادهاى سیاسى یا برنامه‌هاى حزبى محدود نیست زیرا با برهم‌زدن مرز سیاست و فرهنگ، فرهنگ سیاسى دوگانه‌اى (بخوان: سالوس و ریاکار) چیره بر فکر و بر کشور را لو مى‌دهد و ناگریز به سیاست فرهنگى رادیکالى اشاره مى‌کند.

از این رو، مبارزه‌ی گروه هومان در راه دفاع از حقوق همجنسگرایان ایران هماره توامن مبارزه با رژیم جمهوری‌اسلامی، سکوت شرم‌آور اپوزیسیون سیاسی، و فرهنگ دوگانه‌ای است که به درجه‌های گوناگون، هم حکومت و هم اپوزیسیون ریشه در آن دارند. و این ویژگی «سیاسی» جنبش همجنسگرایان ایران را پیش از آن‌که میوه‌ی شکل‌بندی سیاسی امروزی ایران بدانم، ناشی از «قرارگرفتگی» فرهنگی آن در فرهنگ ایرانی – اسلامی می‌دانم. یعنی «ایرانی» بودن این جنبش به‌ناچار آن را در برابر بخش بزرگی از فرهنگ قرار می‌دهد. پس این امر که همجنسگرایان ایران در زمان حکومت پیشین در پستوها و «درونی‌های» خود از آزادی برخوردار بودند و در حکومت امروز حتى از امنیت نیم‌بند پستوها محروم می‌گردند تا مورد آزار و حتى اعدام واقع شوند، امری ثانوی است. این نکته البته به معنای نفی این واقعیت مهم نیست که سرکوب کم‌سابقه‌ی همجنسگرایان در ایران اسلامی و فروبستگی اجتماعی حاکم بر ایران امروز که روند تبعید و مهاجرت بی‌سابقه‌ی میلیون‌ها ایرانی خود نشان‌گر آن است، عامل مرکزی و مؤثر در شکل‌گیری جنبش هومان نبوده است.

در چونین زمینه‌های سیاسی و فرهنگی است که به باور من جنبش هومان نمی‌تواند تنها و صرفن جنبشی برخواسته از هویت همجنسگرا باشد. توجه به این زمینه‌ها به من نشان می‌دهد که هویت همجنسگرا هویتی پیش‌داده، اثباتی و بدیهی نیست. به دیگر سخن، هویت همجنسگرا تعریف خود را از ویژگی‌های فرهنگی و سیاسی هر جامعه و نیز از راستاها و شیوه‌های مبارزه‌ی جنبش همجنسگرایان دریافت می‌کند. این امر همانا ویژگی و خصلت «سیاسی» جنبش و هویت همجنسگرا است که پیشتر از آن یاد کردم. و همان‌گونه که هر فرهنگ حیطه‌ها، هنجارها و کردارهای دگرجنسگرای خود را داراست، همجنسگرایی نیز کردارها و محدوده‌های خود را از زمینه‌ی فرهنگی خود دریافت می‌دارد. پس همجنسگرایی پدیده‌ای است جداناپذیر از گوناگونی‌های فرهنگی. این گوناگونی فرهنگی، اما، همجنسگرایان جامعه‌های گوناگون را از همبستگی و حس و دوستی و پیوند با یکدیگر باز نمی‌دارد. از این رو، جنبش همجنسگرایان جنبشی است جهانی، نه جهانشمول.

از همین رو ست که هومان گروهی «سیاسی» است. بدون توجه پیگیر و بی‌وقفه به شکل‌بندی فرهنگی و سیاسی ایران امروز، درک روند شکل‌گیری هویت همجنسگرا در ایران به دام و دامان الگوبرداری از دیگران، ایده‌آلیسم و کاهش همجنسگرایی به‌نوعی «شیوه‌ی زندگی» (Life style) خصوصی افراد می‌افتد. تا گشایش‌های سیاسی و دگرگشت‌های فرهنگی احتمالی در آینده‌ای که به نظر چندان نزدیک نمی‌آید، هویت همجنسگرای ایرانی را استراتژی سیاسی جنبش همجنسگرا (که هومان اکنون پرچم‌دار آن است) تعریف می‌کند. راز دوم هویت همجنسگرای ایرانی در مبارزه و کوشش آن برای دگرگشت سیاسی دموکراتیک و دعوت و یاری رساندن به بازاندیشی ژرف فرهنگی است. هومان که می‌رود در دهمین سال آغاز خود – که به لطف جامعه‌ی مدنی جهانی ممکن شد – نگاهی انتقادی به تلاش‌هایش در این سال‌ها بیاندازد، می‌تواند دوره‌ی نوین دفاع از حقوق همجنسگرایان ایران را با تلاش گسترده و همه‌جانبه برای به‌دست‌آوردن حمایت نیروهای فرهنگی، فکری و سیاسی در مهاجرت و تبعید آغاز کند.

آگوست و سپتامبر ١٩٩٩

بیشتر بخوانید
یازده‌ نکته‌ی مهم در سکس با تراجنسیتی‌ها
یازده‌ نکته‌ی مهم در سکس با تراجنسیتی‌ها
آشنایی با جامعه‌ی تراجنسیتی
هومان، گروه دفاع از همجنسگرایان ایرانی
انتشار کتاب تاریخ‌نگاری هومان
ما فمینیست کوییر هستیم
ما فمینیست کوییر هستیم

 

ثبت دیدگاه