مو شکافانه

  - برگرفته از: فمنیسم روزمره /
۲۷ دی ۱۳۹۴

55-31386-1e1a96f032f41a655369d08a4d69de04-1450301395-483x300

چند ماه پیش، درحالی‌که با دختر ۱۳ ساله‌ام، مشغول تماشای تابلو نقاشی “خودنگاره با آویز خار و مرغ زرین” اثر فریدا کالو [۱] بودیم، از او پرسیدم که آیا به نظرش، فریدا زیبا نیست؟ دخترم از سوال من جا خورد. او گفت: فریدا چطور می‌تواند با آن ابروهای پیوندی و سبیل‌هایش زیبا باشد؟

4eab0b34-7f7a-4c80-ab67-9f2c4850b206

ناگهان سنگینی گناه را روی شانه‌هایم حس کردم. دخترم می‌داند که من تقریباً هر ۶ هفته یکبار موهای پشت لب و ابروهایم را موم می‌اندازم. من بر خلاف فریدا، پوست روشن و چشمان آبی دارم، اما ابروها و سبیل‌های پرپشتم (که البته می‌پذیرم، در قیاس با فریدا خیلی کمتر است)، سریع بلند می‌شوند. به این ترتیب، با وجود وسواسی که خودم در مورد موهای صورتم داشتم، از دخترم می‌خواستم زیبایی زنی که با حفظ موهای صورتش، زیر بار فشارهای جامعه نرفته است را تحسین و تأیید کند.

همسرم پیوسته به من اطمینان می‌دهد، در هر دو حالتی که موهای صورتم را می‌زنم یا نمی‌زنم، به نظر او جذاب هستم. اما من تا موهای پشت لب و بین ابروهایم را کاملا تمیز نکنم، احساس زیبایی نمی کنم.

وقتی ۱۴ ساله بودم، مادرم بالاخره مجوز زدن موهای زائد بدنم را صادر کرد. تا قبل از آن احساس می کردم که به دایره هم‌سن و سالانم راهی ندارم، چرا که آنها مدت‌ها بود با موچین و تیغ کلک موهای زائد بدنشان را کنده بودند.

هنوز هم، هم‌سالان من به از بین بردن موهای بدنشان به همین سبک و سیاق ادامه می‌دهند. علاوه بر این‌‌ها، از موم برای کندن موهای صورت و حتی نقاط حساس بدن‌شان استفاده می‌کنند. اکثر دوستان فمینیستم که به‌ راحتی در مقابل اجبارهای مردسالارانه گردن فرو نمی‌نهند، هنوز حاضر نیستند با صورت‌های مودار در اجتماع حاضر شوند. اما سؤال اینجاست؛ اگر ما با این موها در جمع حاضر شویم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا به نظر مردم، زمخت و مردانه خواهیم آمد؟ اگر چنین است، چرا باید برای نظر کسانی که ما را چنین بی‌رحمانه قضاوت می‌کنند، اهمیت قائل شویم؟

من در نوجوانی، شخصیت متزلزل و وابسته‌‌ای داشتم. برای قیافه و ظاهرم، پیوسته نیازمند تأیید دیگران بودم. والدینم هم در اینباره خیلی با حساسیت عمل می‌کردند. تنها چیزی که پدرم مرا به خاطر آن تحسین می‌کرد، قیافه‌ام بود. او می‌گفت که من به زیبایی هلن تروا، دختر زئوس اسطوره یونانی (زیباترین زن روی زمین) هستم. البته بعدها متوجه شدم هلنی که او تجسم می‌کرده، سبیل و ابروهای پرپشت و نامنظم نداشته است.

سال ۲۰۱۳، در یکی از شبکه‌های اجتماعی، فریدا را “درب و داغون” خوانده و تصمیم گرفتند همان پرتره‌ای را که با دخترم دیده بودیم، با کمی دستکاری، زیباتر و مطابق با سلیقه خودشان روی شبکه بگذارند. موهای پشت لب و پیوند بین ابروهایش حذف شد. پوستش را کمی روشن‌تر و دماغش را کوچک‌تر کردند. کاربران زیادی، به‌خصوص خانم‌ها معترض شدند. یکی از کاربرها، به این مسئله اشاره کرد که سبیل و ابروهای پرپشت فریدا، در واقع، رد هدفمند استانداردهای زیبایی‌شناسانه مستعمران سفیدپوست بوده‌ است. به این ترتیب، فریدا حتی آنها را تیره‌تر از حد معمول نقاشی کرده تا تصویر، رساتر پیام او را برساند. من از اینکه در فضای مجازی، فریدا را به دلیل ظاهر نامتعارفش نازیبا خوانده بودند، عصبانی بودم، چرا که زیبایی او دقیقاً در همین نامتعارف بودنش، پنهان شده بود.

چند هفته بعد از بازدید از گالری، با یکی از دوستان قدیمی و صمیمی‌ام که مرد بود، برای شام بیرون رفتیم و اوقات خوبی را سپری کردیم. وقتی به خانه برگشتم و خودم را در آینه دیدم، متوجه شدم که وای خدای من! آن ماه فراموش کرده بودم برای موم انداختن موهای صورتم به آرایشگاه بروم. احساس خجالت‌ می کردم، سبیل‌های مزاحم و کم‌رنگ، آنجا، پشت لبم بودند. با اینکه بین من و آن آقا، نه الان و نه حتی زمانی که هر دو مجرد بودیم، هیچ رابطه خاص عاشقانه‌ای وجود نداشت، من همیشه مطمئن بودم که او از ظاهر من خوشش می آید. اما حالا، او هم در کنار پدرم قرار گرفته بود. فقط زمانی می‌توانست من را دوست داشته باشد که شبیه هلن، اسطوره زیبایی، بدون سبیل و ابروهای پهن می‌شدم.

ای کاش می‌توانستم بگویم که فردای همان روز، برای برداشتن موهای صورتم، دوان دوان به آرایشگاه نرفتم، یا اینکه دخترم زیبایی نفس‌گیر فریدا با موهای زبر و تیره صورتش را پذیرفته است، اما قادر به گفتن هیچ کدامش نیستم.

آنچه در توان دارم این است که سخت می‌کوشم تا خودم را به عنوان یک زن میان‌سال بپذیرم. کسی که ظاهر بی‌پروا و قوی فریدا، با ابروهای پر و موهای پشت لبش را ستایش می‌کند. مادری که دوست دارد دختر نوجوانش مثل فریدا شجاع و متهور بار بیاید. کسی که ظاهرش -با انتخاب خودش- چیزی بیشتر از استاندارهای زیبایی‌شناسانه جامعه را بازتاب ‌می‌دهد و با همان هم راحت است.

منبع: Purple Cover

[۱] Frida Kahlo نقاش مکزیکی سوررئال

 

ثبت دیدگاه