صفحه نخست > همه‌ی مطلب‌ها > اندیشه و فرهنگ > آن‌ها که مرتکب «حرام‌ترین حلال خدا» می‌شوند

آن ها که مرتکب «حرام‌ترین حلال خدا» می‌شوند

  - برگرفته از: پلاک پنج /
۱۶ دی ۱۳۹۴

قضاوت عامه این بود که زنی که طلاق گرفته است علت و بیماری داشته است و نتوانسته در زندگی مشترک بماند.

عکس از آنتوان سوروگین در مجموعه اسمیتسونین‌

عکس از آنتوان سوروگین در مجموعه اسمیتسونین‌

عکس از آنتوان سوروگین در مجموعه اسمیتسونین‌خانم آیدن نویسنده مقاله «تغییرات اخیر در نگاه زنان در خاور نزدیک و میانه» که سال ۱۹۳۱ در انجمن سلطنتی مطالعات آسیایی لندن ارائه کرده از قول یکی از شاگردانش می‌نویسد که «خداوند دو نعمت طلاق و مرگ را به زنان ایرانی داده است اما در نهایت مرگ مهمترین نعمت زنان ایرانی در دوره گذشته بوده است.»

حق طلاق براساس قوانین شریعت شیعه که از زمان صفویه مذهب رسمی ایرانیان بود با مردان بوده و هست.

در نظام خانوادگی دوران قاجار هم  که نظامی براساس قوانین شیعی بود حق طلاق بر طریقت شرع مقدس به مرد داده می‌شد.

یعنی  مردان همانگونه که برای ازدواج‌ نظر زن را در نظر نمی‌گرفتند برای پایان قرارداد ازدواج نیز به آن‌ها توجهی نداشتند و زن را متعلقه و مایملک خود می‌دانستند.

تنها در موارد خاص مانند خاندان سلطنتی بود که زنان با خواست خود می‌توانستند از مردان جدا شوند.

عزت‌الدوله خواهر تنی ناصرالدین شاه که به دستور برادر با امیرکبیر ازدواج کرده بود و از او دو دختر به یادگار داشت بعد از کشته‌شدن همسر به عقد پسر میرزا آقاخان نوری در آمد. اما با عزل او درخواست طلاق کرد و به عقد پسر مشیرالدوله در آمد و بعد از آن نیز همسر دیگری برگزید. او در جایی به طعنه به برادر تاجدارش گفته بود که: «این کمینه اسباب وزارت هستم که با تغییر هر وزیر به خانه دیگر صدر اعظم بروم.»

تاج‌السلطنه دختر ناصرالدین شاه نیز بعد از ترور پدر از ازدواج ناخواسته خارج شد. این اتفاق برای اخترالدوله که به عقد عزیزالسلطان موسوم به ملیجک هم در آمده بود افتاد.

با این همه همه زنان درباری این شانس را نداشتند که بار دیگر ازدواج کنند.

نویسنده تاریخ عضدی نیز در این کتاب می‌نویسد: «فخر جهان خانم ملقب به فخرالدوله دختر سنبل خانم و از صبایای زمان جهانبانی حضرت خاقانی است که او را به زنی به میرزا محمد خان پسرعمویش دادند و ۹ سال در حباله او بوده و با حالت بکارت طلاق گرفته، شوهر اختیار نکرد. در حضرت خاقانی خیلی تقرب و دستگاه و عمارت جداگانه داشت.»

مهدی‌قلی‌خان هدایت در خاطرات و خطرات وقتی خبر درگذشت خواهرش را شنید با ابراز تاسف از زندگی ملالت‌باری گفت که در خانه سعد‌الدوله داشته و در نهایت این زندگی به طلاق منجر شده است. بعد از طلاق همسرش او را از دیدار پسر هفت ساله‌اش منع کرد و همین باعث شد تا به بستر مرگ بیفتد. در نهایت نیز وقتی با پادرمیانی، بچه زمانی پیش مادر باز می‌گردد که سه روز بعد در می‌گذرد.»

اما این دختران شاه بودند که به راحتی می‌توانستند ترک ازدواج کنند. زنان طبقات متوسط در کنار همه تعلیمات از کودکی می‌آموختند که با  لباس سفید به خانه بخت می‌روند و با کفن از آن خارج می‌شوند. به همین دلیل اگر مرد تمایلی به طلاق نداشت برای همیشه باید در قید ازدواج می‌ماندند.

البته طلاق مشکلات خودش را هم داشت. طلاق «حرام‌ترین حلال خداوند» بود و زن بیوه به سختی می‌توانست در جامعه ایرانی زندگی کند. یا باید با سختی به زندگی خود ادامه می‌دادند یا در نکاح مرد دیگری می‌رفتند که گاهی از ازدواج نخست هم بدتر بود.

قضاوت عامه این بود که زنی که طلاق گرفته است علت و بیماری داشته است و نتوانسته در زندگی مشترک بماند. همین باعث می‌شد تا مهر انواع تهمت‌ها بر پیشانی زن باشد و زندگی را برای او مشکل کند.

زنان مطلقه حقی نسبت به بچه‌های خود نداشتند بعد از طلاق ممکن بود دیگر نتوانند فرزندانشان را ببیند.

براساس قانون تنها سه دلیل بود که زن می‌توانست از قاضی شرع درخواست طلاق کند و این خطبه جاری شود. این سه دلیل عبارت بود از هنگامی که مرد از دادن نفقه عاجز بود و یا زن به قید قسم می‌توانست ثابت کند مرد تمایلات انحرافی دارد یا این که ثابت شود مرد ناتوانی جنسی دارد.

زنان مطلقه جهیز و زر و زیور  و هر آن چه شوهر برای آن ها خریده بود به همراه می‌بردند. اگر خلافی هم در میان نبود می‌توانستند مهریه‌شان را هم بگیرند.

به گفته دکتر پولاک، پزشک ناصرالدین شاه، نازایی و خروج از جاده عفاف از عمده ترین دلایل طلاق زنان بوده است.

در پاره ای مواقع، عیوب جسمی، مانند نابینایی نیز می‌توانست مرد را به طلاق زن سوق دهد.

گاه نیز بد قدم بودن زن به هنگام ورود به خانه همسرش، میتوانست دلیل طلاق باشد. بدین معنی که همزمان با ورود او به خانه همسرش، حوادث شومی در آن خانه روی داده باشد. پس از طلاق نیز، فرزندان، چه از زن عقدی یا صیغه‌ای به پدر تعلق می‌گرفتند و مادر هیچ حقی نسبت به آن‌ها نداشت.

هر چند که دلایل طلاق در طلاق‌نامه که برخلاف عقدنامه‌ها در کاغذهای ساده نگاشته می‌شد نمی‌آمد با این حال در یک فقره از طلاق مریک خان و محمد تقی خان نوشته شده: حسب وکالت شرعیه همسر خویش در مقابل جناب آقای … مطلقه نمودم و از این پس ایشان به بنده حرام هستند.

در طلاق‌نامه دیگری آمده که آن چه باعث تحریر این ورقه است جاری ساختن خطبه طلاق به دو زبان عربی و فارسی در مقابل دو شاهد عادل است و از این پس این زن به من حرام است.

طلاق به دو صورت بود. طلاق رجعی و طلاق قطعی. طلاق رجعی طلاقی بود که مرد می‌توانست بار دیگر با زن ازدواج کند و او را به خانه بازگرداند. اما اگر قطعی بود یعنی زن را سه طلاقه کرده بود باید یک بار دیگر در عقد مردی می‌رفت و بار دیگر با شوهر اولش ازدواج می‌کرد.

منابع:

* E.N Aidin, “Recent Changes in the outlook of Women in the Near And Middel east”, Journal of the CentralAsian socity 18 oct 1931

* تاریخ خانم‌ها – بررسی جایگاه زن ایرانی در عصر قاجار- بنفشه حجازی قصیده سرا

* جنبش حقوق زنان در ایران طغیان، افول و سرکوب از 1280 تا انقلاب 57 الیز ساناساریان ترجمه نوشین احمدی خراسانی

* سایت دنیای زنان در عصر قاجار

* عضد الدوله، احمد میرزا. تاریخ عضدی. تهران: انتشارات بابک، ۱۳۵۵

  منبع: پلاک پنج
بیشتر بخوانید
رکورد طلاق در ایران شکست
لذت جنسی به‌مثابه‌ی حق انسانی - گقت‌وگوی حقوقی با سروناز دارابی
لذت جنسی به‌مثابه‌ی حق انسانی
آغاز تحقیق درباره اتهام‌های جنسی علیه رییس آکادمی اسکار
شهربانو امانی خبر از پانزده‌هزار کودک‌بیوه‌ می‌دهد
عضو شورای شهر تهران خبر از پانزده‌هزار کودک‌بیوه‌ می‌دهد

 

ثبت دیدگاه