صفحه نخست > همه‌ی مطلب‌ها > اندیشه و فرهنگ > بررسی تاریخی-تحلیلی پوششِ زنان

بررسی تاریخی-تحلیلی پوششِ زنان

بخش نخست
  - برگرفته از: جهان زن /
۱۵ اسفند ۱۳۹۴

وقتی از پوشش بدن انسان ها صحبت می‌شود، در درجه اول انتظار می‌رود که در رابطه با طبیعت و حفظ بدن از خطر و سرما یا گرما شکل گرفته باشد. اما با شروع بررسی مشخص می‌شود که پوشش نیز، مانند دیگر وجوه زندگی بشری، در رابطه با شیوه زندگی گروه‌ها و جامعه هایی که انسان در آن زندگی می‌کرده، شکل گرفته است.

در حالی که آخرین دوره یخبندان زمین به ٢٠٠ هزار تا ۴٠ هزار سال پیش می‌رسد که انسان ها به ناچار به غارها پناه بردند و با پوشش هایی از پوست حیواناتِ همان مناطق خود را حفاظت کردند اما، روند پوشش بشری سیر دیگری را تحت عوامل دیگری طی کرده است که در ادامه به آن پرداخته می‌شود. همچنین، باید گفت که اطلاعات محدود در مورد پوشش دوره‌های مختلف زندگی بشری و لزوم رعایت محدودیت یک مقاله، توجه به نقاط عطف تاریخی را الزامی ساخته است.
حدود یک میلیون سال قبل زندگی اولین گروه‌های انسان های اولیه در دره‌های گرم افریقا آغاز شد، جایی که نه نیازی به پوشش بود و نه امکان آن. تلاش سخت زنان و مردان در شرایطی یکسان برای تامین خوراک گروه محدود به گردآوری دانه، ماهیگیری و شکار حیوانات کوچک در اطراف محل زندگی شان بود.
قرن ها زندگی بشری روی کره زمین بدین گونه گذشت، دوره‌ای طولانی که با نام مادرتباری در تاریخ شناخته می شود. روندی که ابزارهایی در آن ساخته شد که بر زندگی بشر تاثیری تعیین کننده داشت. کشف آتش طی این قرن ها صورت گرفت که برای بشر دستاوردهای بسیاری در پی داشت. هنر بافتن از ساقه‌های گیاهان، در دست های زنان شکل گرفت. اهمیت این اختراع در حدی است که با اختراع ماشین بخار در عصر صنعتی مقایسه می شود. اما اولین استفاده های این اختراع برای بستن و حمل اشیا، نگهداری مواد غذایی، شکار و اهلی کردن حیوانات بود و نه پوشش. بعدها، در دوره تمدن پدرسالارانه تولید پوشش یکی از کارکردهای اصلی آن گردید.
به دلیل نقش موثر و حیاتی زنان در میان گروه های اولیه انسانی، الهه ها و خدایان زن در قالب پیکرک ها و شکل هایی ساخته شدند که نمودی از ویژگی-های زن آن دوران بود. پیکرک هایی برهنه که در آن اعضایی همچون سینه، شکم، ران‌ها و قسمت تناسلی به صورت مبالغه آمیز نمایش داده شده اند. زن مادر گروه، قبیله و زمین بود، بیانی رمزآمیز از وجود بارور زنان. بعدها این پیکره ها در حالت های ایستاده و با دست‌ها به سوی آسمان، به گونه ای سپاس یا انتظار باروری آسمان را نشان می دهد، پیکره هایی شایسته تقدیس برای بشر آن روزگار. همچنین برهنه بودن این پیکره ها نشان دهنده‌ی عدم وجود پوشش در آن دوران بود. هزاران سال از زندگی بشر به گونه ای سپری گشت که نیازی به پوشش بدن وجود نداشت. احتمالاً پوشش برای این انسان ها در چیزی‌هایی بود که از طبیعت اطراف به دست می‌آوردند و در صورت وجود، صرفاً برای حفاظت بدن در مقابل طبیعت استفاده می‌شد.(شناخت هویت زن ایرانی، ٧٧)
به تدریج و با مهارت بشر در ساخت ابزار، ابزارها و سلاح‌هایی برای شکار هم ساخته شد. با اختراع سلاح های جدید، میزان شکار بسیار بیشتر از مصرف گروه شد و در نتیجه به جای کشتن، نگهداری برخی حیوانات و دامداری شکل گرفت. شکارهای بیرون از گروه و قبیله توسط مردان انجام می‌گرفت. در این شکارها برخی مردان، زنان و جوانان گردآورِ دیگر گروه‌ها را با جنگ به اسارت درآوردند.
با افزایش قدرت های نظامی تعداد محدودی از مردان هر قبیله به همراه اموالی (اسرای دیگر قبیله ها و دام ها) که در اختیار داشتند، تبدیل به اشراف قبیله شدند. به تدریج حقوق فردی افراد قبیله از بین رفت و نابرابری و سلسله مراتب جای آن را گرفت. با دامداری که عمدتاً توسط مردان شکارگر انجام می شد، مردان به نقش خود در تولید مثل پی‌بردند. با این شناخت، مردان در کل نقش زنان در تولیدمثل را انکار کردند و از نگاهشان زن صرفاً تبدیل به محفظه ای برای نگه‌داری کودک شد. آگاهی به نقش تولیدمثلی خود و حفظ اموال و دارایی تحت تسلط، مردان را برآن داشت که برای حفظ دارایی نسبت به تملک زنان و فرزندان به دنیا آمده نیز اقدام کنند تا از آن پس دارایی درون تبار مرد باقی بماند. بخش اصلی حفظ تبار پدر که ابتدا با تصاحب اموال و اسیر گرفتن افراد دیگر قبیله ها بود، ابتدا از طریق تفوق بر زنان، و بتدریج اعمال این تفوق بر دیگر اعضای کلان بود، فرآیندی که با اعمال خشونت، تبعیض و بهره‌وری سلسله مراتبی درون کلان را به وجود آورد.
زنان که پیش از این با داشتن نقش های متفاوت در گردآوری غذا، تقسیم غذا بین اعضای گروه، مراقبت از افراد نابالغ و مهمتر از همه تولیدمثل و ادامه نسل انسانی دارای جایگاه قابل احترام بودند و توانایی تصمیم گیری در مورد امور قبیله و گروه را داشتند، با نزول و فرود جایگاه خود روبرو شدند. این فرآیند قطعاً به آسانی و بدون مقابله زنان و دیگر افراد کلان نتوانست مسلط شده و گسترش یابد. همچنین، افول مادرتباری به یکباره صورت نگرفت بلکه، روندی از نظر زمانی و مکانی طولانی و گسترده بوده است.
جایگزینی پدرسالاری با مادرتباری در همه جوامع، ازطریق تغییرات درونی صورت نگرفت بلکه، قشر بالای کلان با اعمال جنگ نسبت به دیگر قبیله ها این روند را گسترش داد. این دسته مردان مالک، ثروتی منقول در اختیار داشتند که با اتکای آن می توانستند به افراد قبیله فرمان دهند و آن‌ها را مجبور به حرکت به منطقه ای دیگر، جنگ با دیگر قبیله ها و چپاول منابع و کسب ثروت جدید کنند.
با افول مادرتباری آیین ها، الهه ها و خدایان زن نیز به تدریج در مسیر حذف قرار می گیرند تا مذاهب و دیدگاه های مردسالارانه جای آن ها را بگیرند. جابجایی یکباره و ناگهانی نبود بلکه طی قرن ها و مرحله به مرحله انجام شد و مواردی از آن ها هنوز هم وجود دارد. تعداد خدایان و الهه های زنِ کشف شده مربوط به دوران باستان چندین برابر تعداد خدایان مرد بوده است. به تدریج خدایان زن حذف و طرد شدند تا خدایان مرد جای آنها را بگیرند. در مرحله هایی نوعی تساوی بین خدایان زن و مرد به وجود می آید، مثلاً خدای زن همسر خدای مرد می‌شود، مثل آناهیتا در نقش رستم. در جامعه‌هایی یا مرحله ای دیگر پسران جایگزین الهه های مادر می شوند، مثل حماسه گیل گمش و مادرش که الهه دانایی و معرفت بود.
اما در نهایت ادیان و مذاهب پدرسالارانه و مردسالارانه کاملاً غلبه یافتند تا تعیین کننده چگونگی شیوه زندگی انسان ها و بیش از همه و به طور خاص زنان، گردند. در کنار تمام مقابله ها و خشونت ها، نوعی تغییر در دیدگاه های فرهنگی نیز به وجود آمد و آن اهریمن‌سازی و تبدیل خدایان و الهه های زن، دیگرگونه جلوه دادن کارکردهای آن ها بود تا به تدریج این خدایان افول کنند و حتی خطرناک جلوه داده شوند. دیدگاه های جدید توجیه کننده مالکیت در دست تعدادی محدود و سلطه مردان (قانون، سنت و عرف مردسالارانه، پدر، شوهر، برادر ) بر زنان (کل زنان جامعه، همسر، دختر، مادر) بودند. این دیدگاه ها در همه مذاهب بعدی، ادیان ابراهیمی، مذاهب مناطق هند، چین و اروپا مشهود است. علاوه بر مذاهب، دیگر دیدگاه ها و نظریه های فلسفی و اجتماعی که در زندگی بشر وجه مسلط یافتند نیز در پایین نگه داشتن و یا حذف زنان از فضاهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی بشری موثر بودند. در ادامه سعی می-شود عمدتاً تاثیر این دیدگاه ها و شیوه های زندگی بر نحوه کنترل زنان، بدن و پوشش آنان توضیح داده شود.
و از آنجا که در نظامی جهانی زندگی می‌کنیم و اقتصاد و فرهنگ به امری جهانی تبدیل شده و جامعه ما نیز تحت تاثیر این نظام جهانی قرار دارد ناگزیر به پوشش در غرب نیز پراخته خواهد شد، چرا که «مسئله‌ی پوشش و کنترل بر بدن زنان» از یک طرف تحت تاثیر فرهنگ «همسان ساز» سرمایه‌داری جهانی و از سوی دیگر بواسطه‌ی فشار سرکوبگرانه‌ی نظام اسلامی حاکم در ایران، شکل خاصی به خود گرفته و باید هردو سوی این «مسئله» بررسی شود. قطعا عناصر دیگری همچون سنت‌ها و خرده‌فرهنگ‌های بومی هم در این «مسئله» موثرند اما جهت اختصار مقاله صرفا نگاهی اجمالی به مبحث پوشش زنان در ایران در روند تاریخی‌اش و سپس به پوشش زنان در غرب، از مسیحیت تا کنون خواهد شد و بعد از آن نتیجه‌گیری انجام می‌شود.

پوشش در ایران

ایران پیشا آریایی و آریایی ها

در مناطقی که سرزمین ایران خوانده می‌شد پیش از آمدن آریایی ها، اقوام مختلف ماد، پارت، آشور، ایلام زندگی می‌کردند. در بین این اقوام مادها و پارت‌ها مراحل پایانی مادرتباری را می‌گذراندند و آشور و ایلام ورود به پدرسالاری را. همینطور، آیین زرتشت به عنوان مذهب اصلی و تقریباً فراگیر در این مناطق مورد قبول قرار گرفته بود. آنچه در مورد این دین در یک نگاه کلی می توان گفت این است که: مزداپرستی پیش از زرتشت بین آریاییان ساکن غرب ایران وجود داشت همچنین، در تلفیق با آیین زروان و دین پیشازرتشتی آریاییانِ شرق فلات ایران، بین ساکنین برخی نقاط مختلف فلات ایران رواج یافت. روایات دینی زرتشتی با روایات پیش از آن بسیار در هم آمیخته شده است. همچنین، آموزه های زرتشتیِ مربوط به دوره¬ها و نقاط مختلف پادشاهی فلات ایران بسیار متفاوت بود و بنا به شرایط جاری زندگی شکلی متفاوت می‌یافت.
به نظر می‌رسد که آیین زرتشت در جامعه‌ای کشاورزی پا گرفته است که مبانی کشاورزی را از زادگاه خود به سرزمین جدید آورد و قصد تبدیل جامعه شبانی به کشاورزی را داشت. اما آنچه در گاثه¬ها آمده نشان دهنده فضای جوامع روستایی پرورش دهنده چارپا و دامدار می‌باشد. برخی زرتشت را رهبر طبقات بی¬چیز می‌دانند که از قربانی‌های بیشمار صدمه می‌دیدند.
در مذهب اولیه و آنچه پیش از آمدن آریایی ها پا گرفته، بقایای مادرتباری قابل مشاهده است. «سپندآرمئتی» و «دینا» دو بانو خدایی هستند که زرتشت آنها را عرضه می‌دارد. «سپندآرمئتی» (بانو خدای زمین) به معنی تسلیم، پارسایی و صبوری است که با زمین پیوند دارد و زرتشت هنگام نیایش زمین به عنوان نعمتی خدا¬دادی از او سخن می گوید. دینا دیگر بانو خدای زرتشتی همتراز بانو خدای دانایی و آگاهی است. وظیفه او راهبری مردان دین است.
همچنین، دختر کوچک زرتشت مقام نیمه خدایی به دست می آورد که تبدیل به الهه باروری و زناشویی ویژه دین زرتشتی می شود.(شناخت هویت زن ایرانی، ٢۶٧-٢۶۴)
اما آیین زرتشت در ادامه و در بین اقوام و سلسله‌های مختلف پادشاهی در ایران، دارای فقه و شرایط سختی گردید که تنها سایه کمرنگی از آن تحت نام دین واحد ایرانیان باقی ماند. استفاده یا عدم استفاده از پوششی خاص، نیز بستگی به شرایط ادامه این مذهب در آن زمان و مکان و شیوه زندگی هر قوم و پادشاهی خاص داشته است.
آخرین پادشاهی ماد دارای حرمسرا بود اما زنان ماد پوشش زن‌های آشور و هخامنشی را نداشتند. پوشاک زنان ماد بسیار شبیه و یکسان با پوشاک مردان بود. مرد و زن به واسطه اختلاف در پوشش سرشان از هم تشخیص داده می‌شدند. ادامه موهای بلند زنان از پوشش سرشان پیدا بود.
برای زنان پارت و اشکانیان سه نوع پوشش نام برده شده است. قبایی تا زانو بر تن می‌کردند با شنلی که روی آن افکنده می‌شد و نقابی که معمولاً به پس سر می‌آویختند و یک روسری ابریشمین رنگارنگ که به شیوه خاصی بر سر می‌گذاشتند. این پوشش مربوط به زنان عادی بود. نوع دیگر پیراهن بلند تا روی زمین که گشاد، پُرچین، آستین‌دار و با یقه بود. روی آن پیراهنی دیگر با قد کوتاه تر از اولی و یقه باز و پوشش سومی روی این دو پیراهن که به رنگ‌های ارغوانی یا سفید بوده است. به نظر می‌رسد این پوشش مربوط به زنان طبقات بالا و اشراف بوده باشد. برای مراسم مذهبی پیراهن با چین دراپه شبیه هندی‌ها و شلوار به اضافه شال بلند که در پشت آویزان بود و کلاهی بلند و جواهر نشان وجود داشت. این پوشش بر تن مجسمه‌هایی مربوط به دوره اشکانی وجود دارد و قاعدتاً مربوط به کاهنه ها بوده است.
در اقوام ایلام که تا حدی تحت تاثیر فرهنگ مادرتبار سومری بودند، فعالیت زنان مختص به خانه نبود. زنان داد و ستد می کردند، اسناد امضا می کردند، ارث می بردند، می توانستند دارایی خود را به ارث تقسیم کنند. در اسناد ایلامی نام مادر، خواهر یا دختر پادشاه ذکر شده است. هنوز خدایان زن جایگاه مهمی داشتند و در معابد آنها زنان اداره کننده معبد و پیشگو بودند و نقش¬هایی از سه الهه بزرگ ایلامی باقیمانده است(جنسیت در آرای اخلاقی، ١٧و ١٨). ایلام از مراکز تجارت و شهرنشینی بود که با حمله آشور و هخامنشی، تفوق تدریجی پدرسالاری در آن شکل گرفت.
در آشور و پس از قوانین حمورابی حرم های پادشاهی مرکب از حدود ۴٠ زن به وجود آمد. در پادشاهی آشور زنان دو طیف بودند: آنهایی که می‌باید پوشش کامل از سر تا پا داشته باشند و آنها که پوشیده سر نبودند. همسران و دختران بزرگان، معشوقه‌ها به همراه خدمه‌شان، کاهنه های مقدس که بعداً ازدواج می‌کردند می‌باید پوشش کامل داشته باشند. اما پوشش سر و صورت برای بردگان زن و روسپی‌های معمولی ممنوع بود و در صورت دیده شدن با پوشش سر با مجازات‌هایی نظیر بریدن گوش، شلاق و قیراندود کردن سر روبرو می‌شدند. این شکل پوشش نه تنها سلسله مراتب اجتماعی و تمایز زنان طبقات بالا از دیگر زنان را نشان می‌داد بلکه، تعریفی از زنان برحسب رابطه‌شان با مردان طبقه بالای جامعه و خواست جنسی آنان ارائه می داد. هم زنان طبقه بالا و هم زنان برده و روسپی از زاویه رابطه‌شان با مردان بود که نوعی پوشش برایشان انتخاب شده بود. در قوانین حمورابی وجه پدرسالارانه به وضوح قابل تشخیص است، در این قوانین چنانچه شخصی تعهد یا دِینی داشت و از عهده آن برنمی آمد، می‌توانست همسر، پسر یا دخترش را بفروشد تا در خانه مرد طلبکار خدمت کند. (جنسیت در آرای اخلاقی، ١٩ و ٢١)
آریایی ها حکومت ملوک الطوایفی داشتند که به قوم، عشیره، تیره و خانواده تقسیم می‌شد و رئیس هر یک با سلسله مراتبی از بالا انتخاب می‌شد. سلطنت امری آسمانی بود و شاه تقدسی ویژه داشت. آریاییان جنگ پیشه بودند و حدود هزاره دوم تا سده هفتم پیش از میلاد در گروه‌هایی مختلف وارد فلات ایران شدند و با جنگ بر اقوام ساکن فلات ایران برتری یافتند.
در ابتدای دوره هخامنشیان وضعیت زنان با توجه به شیوه زندگی اقوام پیشین، تا حدی متاثر از مادرتباری بود و شاهدیم که نام زنان دربار هخامنشی در لوح‌های تخت جمشید در کنار نام مردان ذکر شده که تشریفاتی نبوده است. زنان کاملاً مجزا و محبوس در کاخ ها نبودند و با مردان در سفر، مبادله و فعالیت‌های اقتصادی مشارکت داشتند. زنان درباری مُهرهای شخصی داشتند و فرمان هایی به صورت نامه صادر می‌کردند. «مادر- شاه» و «زن- شاه» دارای ثروت و املاک بودند و نظارت بر آنها با خودش بود.(جنسیت در آرای اخلاقی،٢٣)
اما این شرایط خیلی زود تغییر یافت، چند همسری و حرمسراهای درباری و پرده‌نشینی رایج گشت. پرده‌نشینی مخصوص زنان اشراف بود و رسم پرده‌نشینی نشانه اصالت و عفت برای زنان اشراف بود. این زنان در خارج از خانه نیز در ارابه‌ها و تخت روان هایی که دورتادور آن پوشیده و پرده دار بود، حرکت می‌کردند. از این پس صورت هیچ زنی در نقش‌ها دیده نمی‌شود.
زنان طبقات پایین در بیشتر فعالیت‌های تولیدی به اندازه مردان مشارکت داشتند اما فعالیت در ارتش مختص مردان بود. زنان روستایی و طبقات پایین از پرده‌نشینی معاف بودند که کار و فعالیت اقتصادی‌شان به آنان این امکان را داده بود. پوشش این دسته از زنان بسیار شبیه به مادها بود و پیراهن ساده بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه می‌پوشیدند. نوع دیگری از پوشش زنی را نشان می‌دهد که از پهلو سوار بر اسب است، پوششی مستطیل شکل بر روی همه لباس خود دارد که در زیر آن یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن پیراهن بلند دیگری است که تا مچ پا را پوشانده.
تعدد زوجات و حرمسرا داری بین درباریان و طبقات بالا در حال توسعه بود و کنیزان حرم شاهان متاخر هخامنشی ٣٠٠ یا بیشتر ذکر شده است. زنان کنیز، زنان طبقات پایین و زنان اسیر مختص حرمسراهای شاه، درباریان، ثروتمندان و همخوابگی با مردان بودند. گرفتن کنیز و همخوابه، کاری تجملی و مخصوص ثروتمندان بود و عمدتاً نتیجه جنگ ها و لشکرکشی‌ها و فتوحات آنها بوده است. جنگ ابزاری بود که همچنان زنان را مایملک مردان اشراف قرار می‌داد و موجب افزودن دارایی‌شان می‌شد.
الگوی پادشاهی هخامنشی در دوره ساسانیان به تدریج به مُطلقه تبدیل شد. در دوره ساسانی با توجه به گستردگی حیطه حکومتی، دو فرهنگ پیشاپدرسالاری و پدرسالاری آریایی در نقاط مختلف وجود دارد. در وضعیت زنان دوره ساسانی به دلیل همین گستردگی تناقض‌هایی به چشم می‌خورد. اما مشخص است که خانواده گسترده پدرسالار شکل گرفته بود و رئیس خانواده همه گونه حقی نسبت به زنان و فرزندان آن خانواده از جمله کشتن آنها را داشت. خانواده گسترده شامل چندین نسل به اضافه کنیزان، مستخدمان، بردگان و بیگانگان حاضر در آن بود و آتشگاه نماد وحدت و بقای آن خانواده یا دودمان بود. قضاوت، وظایف دینی و . . . همه از آنِ دوده سالار بود که به تدریج به دولت تعلق یافت.
در شاهنامه نیز در صحبت از زن دوره ساسانی از پوشیده رویان و پسِ پرده نشینان سخن گفته شده که معمولاً مادر، همسر، خواهر، دختر و حرم خانواده سلطنتی بوده است. زنان درباریان و دیگر بزرگان اکثراً روی و موی خود را می‌پوشاندند و کمتر در محافل و مجالس عمومی رفت و آمد داشتند.(حیات اجتماعی زن ایرانی،٢٠٧)
هر زنی، مجرد یا متاهل، می‌باید سالار می‌داشت که در صورت مرگ یا کشته شدنش، مرد دیگری به سالاری زن برگزیده می‌شد. بهر روی زن نمی‌توانست بدون سالار باقی بماند. زنان بر حسب وضعیت جنسی¬شان مثل بکارت، بیوگی و طبقه‌ای که به آن تعلق داشتند، طبقه‌بندی می‌شدند که این طبقه‌بندی بر ازدواج‌های آن دوره موثر بود. انواع ازدواج‌های اقتصادی-جنسی، آیینی-اقتصادی، آیینی-جنسی، وجود داشت. تعداد زنان عقدی و آزاد یک مرد طبقه بالای جامعه نامحدود بود و «بارتولومه» از این زاویه آن را شبیه به اسلام می‌دانست. با توجه به این که رابطه با کنیزان در اسلام هم جایز بوده او می‌گوید که بسیاری از آداب و رسوم ازدواج ساسانی، پس از اسلام به حیات خود ادامه دادند.(جنسیت در آرای اخلاقی، ٨۶-٨۴)
در اواخر دوره ساسانی با توجه به ضعف و ناتوانی حکومت، به دلیل نبود فرزندان ذکور خاندان سلطنتی شاهد حضور برخی زنان خاندان شاهی (گردویه، آذرمیدخت، پوراندخت) در صحنه های مختلف جنگ، کشورداری و مذاکره های سیاسی هستیم که به علت ضعف مردان ساسانی و تباهی امپراطوری بود نه خواست واقعی حکومت. اما بعدها برخی مورخین مثل بزرگمهر و خواجه نظام الملک، وجود آنها را علت سقوط پادشاهی ساسانی قلمداد کردند. (جنسیت در آرای اخلاقی،۶٧)
در مقابله با شرایط غیرقابل تحمل زندگی دوره ساسانیان است که با رشد جنبش‌های اجتماعی و ادیانی دیگر چون مزدکیان، مانویان و یا روی آوردن برخی ایرانیان به مسیحیت روبرو هستیم که در آنها به وضوح وعده تغییر شرایط زنان داده شده است اما، مخالفان آن را اشتراکی کردن زنان نامیده‌اند.

ادیان ابراهیمی

زن و بدن او که در دوره های اولیه زندگی بشری مسئول بارآوری و ادامه نسل بود و در نتیجه جایگاهی درخور داشت، در ادیان ابراهیمی که مردسالاری وجه اساسی از آن است، تبدیل به بدنی گناه آلود می شود که طبیعتی پست تر از طبیعت مرد دارد. زن تبدیل به منشا گناه نخستین می شود که دوری از خدا، کمال و خوبی را موجب شده است. به زنان اِلم و درد هنگام زاییدن فرزند نوید داده می شود. زایمان حاصل گناه است، پس باید با درد همراه باشد. همچنین، لازم بود زن و بدن او تحت مقررات و قوانینی اداره، تربیت و کنترل شود، بخشی از این کنترل ناظر بر چگونگی پوشش زنان بوده است.
یهودیان سلامتی معنوی خود را بسته به نجابت و عفت زن‌های شان می دانستند. با یهودیت حس گناه و همراه آن حس شرم از بدن، که پیامی حاصلِ سرپیچی حوا از دستور بود، نیز پدیدار شد. خدای یهود قهار و خشمگین بود و قادر بود بر سر زنان مغرور اورشلیم که با عشوه گام برمی دارند، از زینت‌آلات استفاده می کنند و با چشمان شهوت انگیز در میان جماعت پرسه می زنند بلایی نازل کند تا در نظر همگان عریان و رسوا شوند. آنها را از همه داشته های شان محروم کند، به جای لباس های بلند و زیبا، لباس عزا بر تن شان کند و تمام موهای بلند و شکوهمندشان را بریزاند. (زن ستیزی،٩٢)
مسیحیت (منشا گرفته از یهودیت، نظرات افلاطون و ارسطو و تمدن یونان) در ابتدای رشد خود و به دلیل وعده های آزادی در مقایسه با یونان و یهودیت، همراهی زنان زیادی را با خود داشت. عیسی خود زن ستیز نبود، او زنان در حال خونریزی را سرزنش نمی کرد و با زنان گفتگو می کرد. به همین دلیل پیروان زن زیادی داشت. تعداد زنانی که در بسط مسیحیت نقش داشتند و به دلیل پیروی از آن گرفتار مصیبت، مهاجرت و شکنجه های فراوان شدند، کم نبود. تعداد زنانی که در سال ١٧٧م. در نتیجه اعتقاد به مسیحیت کشته شدند با مردان برابر بود (٢۴مرد-٢٣زن).
برابری اولیه زنان نزد مسیح در همان حد معنوی باقی ماند و افسانه آفرینش چنین بازنویسی شد که اولین زن از مرد متولد شد و زن برای مرد آفریده شد. پس از تثبیت و رسمی شدن مسیحیت، زنان دوباره به قعر رانده شدند و حامل گناه نخستین که از یهودیت به مسیحیت راه یافته بود. اولین نکته ها در مورد پوشش برای زنان، از سوی «سن پل» (حدود سال ٣۵٠م) عنوان شد. او که نظراتش اعلان جنگ بر علیه جسم انسان به طور کلی بود مقرر کرد که زنان موهای خود را هنگام ورود به کلیسا بپوشانند و در کتاب مقدس تصریح کرد که مرد سرپرست زن است.(زن ستیزی، ١٠٠-٩٠)
پوشش در اسلام: کلمه حجاب در قران هشت بار ذکر شده است و هفت بار آن به معنی پرده و حائل است. حجاب به معنی مانع، پوشاندن و چیزی بین دو چیز افکندن به کار رفته است. به این معنی پوششی حجاب نامیده می شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد. امروزه واژه حجاب در بین مردم به معنای پوشش اسلامی زنان به کار می‌رود.
مفهوم اسلامی پوشش دو بعد ایجابی و سلبی دارد. بعد ایجابی آن لزوم پوشش بدن و بعد سلبی آن خودداری از خودنمایی است. استفاده از رنگ های شاد که تحریک برانگیز محسوب می شود، در بخش خودنمایی قرار می گیرد.
تا سال پنج هجری ودر جریان ازدواج پیامبر با زینب، حجاب بر هیچ یک از زنان مسلمان واجب نشده بود. سوره احزاب آیه های ۵٣ و ۵٩ برای همسران پیامبر و آیه ۵٩ برای دختران او و دیگر زنان با ایمان دستور پوشاندن با «جلباب» را داده است. «جلباب» لباسی فراگیر از سرتا پا بوده است. در واقع با این آیه ها از زاویه همان متفاوت بودن زنان مسلمان با دیگر زنان است که حجاب طرح می شود و استدلال می شود که این برای بازشناختن زنان مسلمان از دیگر زنان است تا دیگر افراد لاابالی با این بهانه که گویا با کنیزی روبرو بوده اند به آزار زنان مسلمان نپردازند. در برخی قبیله های عربستان آن دوره حدی از حجاب که بیشتر مخصوص زنان اشراف و بلندپایه جامعه بود، رایج بود اما زنان کنیز حد بسیار کمتری از حجاب را رعایت می کردند.
پس از آن در آیه های ٣٠، ٣١ و ۶٠ سوره نور، حجاب بر همه زنان مسلمان واجب شد. بر این اساس زنان می باید دیدگان شان را فرو بندند، دامن هایشان را حفظ کنند، زینت های خود، جز آنچه به طور طبیعی نمایان است، را آشکار نسازند. اما در مورد پوشش زنانی که زمینه ازدواج در آنها منتفی است و زنان سالخورده، سهل گیری شده است. همچنین، حد رعایت حجاب در برابر مردانی که به نقص جنسی و عقلی دچارند بسیار کمتر از مردان عادی عنوان شده است.
پیش از این آیه ها زنان روسری را از پشت گوش ها رد می کردند و آن را به پشت خود می انداختند طوری که گوش ها، گردن و گریبان آنها نمایان بود. در آیه ها خواسته شده که زنان روسری هایشان را به گونه ای بپوشند که گریبان و مقابل سینه آنها را بپوشاند و دو طرف روسری را به جلو آورند.
غیر از آیه ها، احادیث بسیاری برای توضیح احکام حجاب و زینت ظاهری زنان آمده است و در مورد نوع لباس، حنای کف دست، سرمه، انگشتر، دستبند، پوشش صورت و دو دست بحث های فراوان شده است و به هر روی هر چه پوشیده تر بودن زنان کاری نیکوست.
از این پس در ایران و در کلیه دوره ها و سلسله های حاکم بر ایران، حجاب برآمده از اسلام ناظر و تعیین کننده پوشش و شراکت زنان در جامعه بوده که تا دوره قاجار همچنان ادامه داشته است و با رویش زمینه¬های انقلاب مشروطه، علائمی از تغییر دیده می شود.

  منبع: جهان زن
بیشتر بخوانید
واکنش‌ها به خشونت ماموران گشت ارشاد
دستور وزارت کشور برای برخورد با کشف حجاب زنان در خودروها
دستور وزارت کشور برای برخورد با کشف حجاب زنان در خودروها
تصویب قانون جنجالی برگزاری مراسم عروسی در افغانستان
تصویب قانونی جنجالی برای عروسی در افغانستان
زنان عربستان در راه وداع با حجاب اجباری
زنان عربستان در راه وداع با حجاب اجباری

 

ثبت دیدگاه