صفحه نخست > همه‌ی مطلب‌ها > اندیشه و فرهنگ > بررسی تاریخی-تحلیلی پوششِ زنان

بررسی تاریخی-تحلیلی پوششِ زنان

بخش دوم
  - برگرفته از: جهان زن /
۱۶ اسفند ۱۳۹۴

ایران معاصر

در ایران تفکر مدرن و مقابله با حکومت استبدادی قاجار در افکار روشنفکران و دانشجویانی که برای تحصیل به اروپا می‌رفتند و با ایده های جدید آشنا می‌شدند، در حال شکل گیری بود. جنبش‌های فکری مثل شیخی ها، اهل حق، بابی‌ها شکل گرفته و خواهان قانونگذاری و حکومت قانون بودند. چاپ روزنامه‌های فارسی زبان در کشور ترکیه (اختر-استانبول) و خواندن آنها در محافل و مجامع عمومی، آشنایی با تفکر مدرن و خواست حذف حکومت استبدادی را تقویت می‌کرد.
شیوه زندگی و پوشش زنان غربی نیز از مواردی بود که توجه زنان و دیگر روشنفکران را به خود جلب می‌کرد. نگاه جنبش‌هایی نظیر شیخی ها، اهل حق و بابی ها به زنان و پوشش آنها با نگاه و سنت دینی متداول در جامعه متفاوت بود و بعضاً رعایت حجاب به شکل مرسوم میان آنها مطرح نبود، مثلاً زنان اهل حق در حجاب نبودند.(عبدالحسین ناهید،١٠) باب به زنان اجازه می دهد که نقاب از چهره برگیرند و دوش به دوش مردان در امور اجتماعی بکوشند و می‌گوید که زنان و مردان می‌توانند به یکدیگر نگاه کنند. در مواردی شاهدیم که زنان این جنبش از رهبران جسارت بیشتری داشتند. زرین تاج (قره العین) که سخنوری کم مانند و از رهبران برجسته بابی¬ها بود، اولین زنی بود که در مقابل باب حجاب از سر برگرفت. که شاید این اولین حرکت در برداشتن حجاب از سوی خود زنان بود. آن هم در دوره ای که رسم بود در خیابان‌های تهران زنان از یک طرف و مردان از طرف دیگر عبور کنند و گاهی هم فریاد آمرانه ماموران نظمیه بر سر زنان باشد که «باجی روت رو بگیر» یا «ضعیفه تند برو». شاید به همین دلیل بود که زنانی که کاملاً رسوم متداول پوشش را رعایت نمی‌کردند انگشت اتهام بابی‌گری به سوی آنها بود.
نارضایتی زنان روشنفکر و فعال از پوشش و حجاب دست و پاگیری که داشتند را در رساله بی بی خانم، که در پاسخ به نویسنده تادیب النسوان بود، هم می توان دید که می گوید: مردان پوشاک ما را به دلخواه و سلیقه خود بر می‌گزینند. یک روز عرقچین ترمه، باردیگر شلوار گشاد. آنان‌اند که ما را می‌آرایند و بهر خوشایند خویش به آرایش مجبور می‌کنند.
مردانه‌پوشی را در جریان مشارکت زنان در حرکت‌های مختلف مشروطه‌خواهی مثل بسته شدن مجلس، مبارزه برای کسب ارزاق، استبداد صغیر، می‌توان دید. برخی زنان با لباس مردانه حضور داشتند که در صورت زخمی یا کشته شدن آنها موضوع مشخص می شد. (عبدالحسین ناهید ٨۶-٨۵) برخی زنان نیز با چادر و روبنده در حالی که اسلحه با خود داشتند مشارکت می کردند. زینب پاشا از زنان قهرمانی بود که در عملیات مختلفی سرپرستی زنان را بر عهده داشت. او در یک حمله به خانه و انبار محتکری تبریزی، روسری از سر باز کرد و از آن پرچمی ساخت و در پیشاپیش بیوه زنان و گرسنگان شهر برای محاصره خانه نظام العلما حرکت کرد. (عبدالحسین ناهید،۵٢)
با این اوصاف می‌توان نتیجه‌گیری کرد که روند آهسته کنار گذاشتن حجاب به معنی پوششی برای سر، از سوی خود زنان در حال شکل گیری بود و چنانچه انقلاب مشروطه به نتیجه مطلوب می‌رسید و آنچه که قرار بود قانونی در برگیرنده همه مردم کشور، اعم از زن و مرد، باشد جاری و پیاده می‌شد، تلاش‌های زنان ایران نیز به تدریج به بار می‌نشست و در مورد پوشش خود، خودشان می‌توانستند تصمیم گرفته و اجرا کنند.
فارغ از آنچه حاصل انقلاب مشروطه بود، در دوره رضا شاه به تدریج زنان روشنفکر و حتی عده ای که چندان هم روشنفکر نبودند، داوطلب برداشتن حجاب بودند و در محافل خصوصی و زیر سقف حجاب خود را برمی داشتند. دختران بسیاری نیز بدون چادر به مدرسه می‌رفتند و برای زمینه‌سازی قانونی و اجتماعی حذف چادر مقاله هایی هم نوشته می‌شد. در واقع مدرن سازی به شیوه غربی و رویگردانی از اعراب از مواردی بود که در بین روشنفکران ایرانی به آن توجه می شد. مثلاً محمود افشار از کسانی بود که در مقاله ای در ١٣٠۴ نوعی از وحدت ملی را پیشنهاد می‌کند که در آن وحدت سیاسی، اخلاقی و اجتماعی کلیه مردمی که در مملکت آن روز ایران سکنا داشتند، و همه جنبه‌های زبان، اخلاق و لباس را در بر می گرفت. یا اوایل حکومت، وقتی رضاشاه خود کلاه نظامی خود را که برگرفته از ارتش و پلیس فرانسه بود برای ارتش اجباری کرد، بین مسئولان و سیاستمداران ایرانی نیز باب شد و برخی مردان نیز متمایل به استفاده از آن شدند. زیرا آن موقع انواع سربندها برای مردان وجود داشت که برخی از آنها نشان از شغل و مقام شخصی بود و متداول بود که مردها در انظار و حتی در خانه خودشان در صورت حضور غیر اهالی خانه با نوعی سربند ظاهر شوند.
اما رضاشاه و روش او نه مدرن سازی و نه رهایی زنان و یا مردان از قید پوشش‌های دست و پاگیر بلکه، استبدادی بود که در حال شکل‌گیری و پیش آمدن هر چه بیشتر بود. اولین دستور رسمی در مورد نوع پوشش دستور سال ١٣١۴ رضاشاه برای استفاده همه مردان از کلاه شاپو بود. در این خصوص اعتراض مسالمت آمیزی در یک اجتماع در مسجد گوهرشاد مشهد صورت گرفت که بیرحمانه سرکوب شد و حتی یکی از سرداران نزدیک رضاشاه به جرم تحریک اعدام شد.(دولت و جامعه در ایران،٣٣۴)
چند ماه بعد از فرمان بالا، دستور عدم استفاده از چادر و حتی روسری برای زنان صادر شد که تهدید به تعقیب و توقیف هم همراه بود و زنان مجاز بودند تنها از کلاه‌های اشرافی گران قیمتی که از اروپا به همین منظور وارد شده بود، استفاده کنند. همین طور برای گسترش بی حجابی سیاست این بود که مهمانی هایی در هر کوی و برزن برگزار شود و مردان به خصوص کارکنان دولتی با همسرانشان که بدون حجاب باشند، در آن شرکت کنند. ماموران شهربانی دستور داشتند در کوچه و خیابان چادر و روسری را از سر زن ها بکشند و پاره کنند. خشونت اجتماعی و فرهنگی زیادی اعمال شد که حتی منجر به خودکشی برخی زنان گردید و یا تصمیم برخی زنان و یا خانواده‌شان برای بیرون نیامدن از خانه را در پی داشت. زیرا مشکل حتی برای زنانی که قصد برداشتن چادر را داشتند، نبود فرهنگ لباس پوشیدن بدون چادر بود. ضمن این که این کار هزینه زیادی برای زنان و خانواده¬شان داشت.
ماهیت و شیوه اجرای این دستورات نشان می دهد که در ورای آن رهایی زنان و یا مردان و یا ایجاد شرایط نوین زندگی مطرح نبود و اجرای آن زخم‌هایی عمیق بر روح زنان و دیگر مردم گذاشت و نه تنها هیچ شکلی از رهایی برایشان نداشت بلکه نتیجه اش آن بود که پس از برکناری رضاشاه، بیشتر زنان دوباره به چادر و روسری برگشتند. به این ترتیب، موضوعی که می‌توانست آرام آرام و توسط خود زنان و جامعه به پیش برده شود با قدرت استبدادی به گونه‌ای انجام شد که موضوع انتخاب پوشش و نگاه زنان و جامعه را در این مورد سال ها به عقب کشاند. در واقع تجدد آمرانه رضاشاه حق انتخاب پوشش را در نطفه خفه کرد و حقی را که جامعه ایرانی می‌توانست تحت عنوان یک ملت مدرن به دست آورد و زنان ایرانی نیز برای آن تلاش بسیار کرده بودند، عقیم ساخت.
موضوع پوشش زنان در ایران دوره پهلوی دوم را می‌توان به دو حوزه عمومی و خصوصی تقسیم کرد. حوزه عمومی شامل قانون، مقررات حقوقی، فقه و شرع، عرف سنت و حوزه خصوصی شامل خانواده، فامیل و نزدیکان بود.
می‌توان گفت که در دوره محمد رضا پهلوی از زاویه قوانین و مقررات ناظر، زنان حق انتخاب پوشش داشتند اما این حقی بود که توسط فقه، شرع و عرف که از سوی خانواده و فامیل و نزدیکان اعمال می‌گردید، می‌توانست محدود و حتی حذف شود و این حوزه ای بود که مقررات قانونی نمی‌توانست در آن دخالت کند. ضمن این که نگاه مسلط مردانه و عرف جاری مجوزی بود برای توهین ها و متلک های زبانی و دستی از سوی مردان که نسبت به زنان بدون چادر در بسیاری محله‌های شه‌های مختلف صورت می‌گرفت. به هر روی دختران بسیاری بودند که با وجود مخالفت خانواده های خود مبادرت به برداشتن چادر می‌کردند. حضور زنان در محیط های اداری و دانشگاهی در حال افزایش بود اما، برخوردهای نامناسب با زنان دارای حجاب و پوشش سر در این محیط ها نیز وجود داشت و زنان دارای حجاب به آسانی در این محیط ها پذیرفته نمی شدند. فضای دوگانه ای شامل توهین و آزار زنان بدون حجاب در محیط های عمومی شهری و برخوردهای نامناسب با زنان با حجاب در محیط های اداری و دانشگاهی، زنان را تحت تاثیر قرار می داد.
گرچه که همه ساله دختران با حجاب اسلامی وارد دانشگاه های مختلف می شدند اما، از سال ١٣۵۵ به بعد تعداد دخترانی که با چادر یا نوع دیگری از پوشش اسلامی (مثل مانتو و روسری) وارد دانشگاه ها، به ویژه رشته های علوم انسانی و اجتماعی، می شدند، بسیار افزایش یافت. این موضوع تحت تاثیر فضایی که دست و دلبازانه و برای مقابله با گروه های رادیکال تر جنبشِ در حال شکل گیری در اختیار فعالیت گروه ها و سخنرانان مذهبی قرار می گرفت، قابل توضیح می باشد.
از نیمه دوم سال ١٣۵٧ تحریکات و رفتارهایی در برخی صفوف تظاهرات کنندگان در حال جهت دهی بود. تحریکات و رفتارهایی نظیر جدا کردن صف-های زنان و مردان از یکدیگر، بردن زنان چادری به ابتدای صف های تظاهرکنندگان، توصیه به زنان مبنی بر سرکردن یک روسری به این دلیل که فیلمبرداری می شود و این فیلم ها در دنیا دیده می شود و غیره. مواردی که بیشتر حالت توصیه داشت و معمولاً از سوی زنان پذیرفته نمی شد اما، به هر حال برخی زنان فکر می‌کردند که داشتن یک روسری خیلی هم مهم نیست. در برخی صف ها نیز این حرکت ها مورد اعتراض قرار می گرفت و زنان بدون روسری نیز در جلوی صف و کنار زنان چادری قرار می گرفتند. همینطور اعتراض هایی مبنی بر این که نکند بعدها هم می خواهید حجاب را تحمیل کنید، به چشم می خورد.
در همان زمان، توصیه ها مبنی بر داشتن حداقل یک روسری، داخل محله ها و از سوی گروه هایی که در مساجد محله ها در حال شکل گیری بودند نیز مشاهده می شد. همینطور شایعه ها مبنی بر اسید پاشی به صورت زنان بی حجاب، که برخی عنوان می کردند از سوی سلطنت طلبان است و عده ای هم می گفتند که اقدامی از سوی گروه های اسلامی است، وجود داشت. اعلامیه هایی نیز با محتوای تهدید زنان به دلیل پوشش آنها پخش شده بود.
اولین دستور اسلامی در مورد پوشش زنان در همان اسفند ١٣۵٧ بود، گویی قدرت جدید پی برده بود که وسعت شرکت و حضور زنان می باید کنترل شود. تفکری که از زاویه نگاه سلطه چندان هم بی پایه نبود زیرا با مقابله و اعتراض فعالانه زنان روبرو گشت. زنان طی ۵-۴ روز پر از خشم و غرور در تجمع های اعتراضی و خود جوش به مقصدهای مختلفی چون دانشگاه، دادگستری، وزارت خارجه، نخست وزیری، رادیو- تلویزیون رفتند. اعتراضات و مقابله ها پس گرفتن دستور را درپی داشد. اسفند ١٣۵٧ ماه زنان بود، چه از وجه مقابله با زنان و چه از وجه مقاومت و پاسخ زنان. از آن پس تا مدتی فشارها بر روی حجاب زنان نه مستقیم از جانب حاکمان جدید، بلکه از سوی بسیج محله ها و نگرش هایی که در حال شکل گیری بود، صورت می گرفت.

در واقع حجاب تنها پوشش بدن زن نبود، حجاب مقدمه ای بود برای اعمال محدودیت های مختلف نسبت به زنان. دوباره حجاب در شکل های مختلف به ابزار کنترل زن و بدن او تبدیل گردید. گروه های فشار با تمرکز بر مسئله حجاب زنان، گروه هایی بودند که در مناطق مختلف شهرهای بزرگ به دلایل مختلف، مربوط و نامربوط، همواره حضور داشتند و با عنوان امر به معروف و نهی از منکر حجاب را وسیله ای برای حمله به زنان در خیابان ها قرار می دادند. زنان در حال حذف از فضاهای مختلف بودند. محدودیت ها در احراز مشاغل، عرصه هنر، ورزش و … آغاز شد. در اولین اقدام حق و شغل قضاوت از زنان گرفته شد. قانون نیم بند حمایت از خانواده لغو گردید. خوانندگی و نواختن ساز برای زنان ممنوع شد. گرچه که در حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون محدودیت ها برای همگان بسیار زیاد بود و تقریباً هیچ فیلمی اجازه نمایش نمی یافت اما این محدودیت ها بر بازیگران زن بسیار شدیدتر اعمال می شد.
به تدریج فشارها به محیط های رسمی مشاغل راه یافت. فرم هایی با شکل و رنگ های مشخص به عنوان پوشش کارکنان زن مشخص گردید. همچنین، زنان ارباب رجوعِ اداره ها و مراکز دولتی می باید حدی از حجاب را رعایت می کردند. دستورالعمل های رسمی و اداری برای کارکنان زن اداره ها، اولین برخورد رسمی حکومت با مسئله حجاب و پوشش بود که زنان را ملزم به رعایت حجاب و پوششی خاص برای محیط کار می کرد. دستورالعمل هایی که همان موقع موجب شد برخی زنان کارمند شرایط بازنشستگی پیش از موعد را بپذیرند و آن را به رعایت حجاب در محیط کار ترجیح دهند، بی‌خبر از آن که این شرایط به کل جامعه تسری خواهد یافت.
تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها شکل گرفت، امکان انتخاب برخی رشته ها از سوی زنان حذف و اجازه خروج دختران دانشجو برای تحصیل در خارج از کشور لغو گردید. به سختی برای زنان بودجه های ورزشی و یا سالن های ورزشی اختصاص داده می شد. فضای فوق امنیتی دهه ١٣۶٠ باعث دستگیری، اعدام و یا خانه نشینی بسیاری زنان فعال گروه های سیاسی گردید، بسته شدن دانشگاه ها با نام انقلاب فرهنگی نیز انزوای بسیاری را در پی داشت. تعدادی زنان فعال نیز مجبور به مهاجرت و ترک کشور شدند.
در سال های پایانی دهه ١٣۶٠ و آغاز دهه ١٣٧٠ شاهد ورود دوباره و تدریجی زنان به فضاهای آکادمیک، هنر، ورزش، و دیگر فعالیت های اجتماعی با همان پوشش های رایج که روسری یا مقنعه، مانتوهای بلند و شلوار بود، هستیم. زنان برای کسب جایگاه در حوزه های مختلف تلاش می‌کردند. به تدریج برخی متون فمینیستی در نشریه ها و کتاب ها نشر می یافت که در آگاهی بخشی جنسیتی موثر بود. اولین تلاش ها در حوزه های حقوقی بود و حقوقدانان در این زمینه بسیار می نوشتند اما، دستاوردها بسیار اندک بود: لغو ممنوعیت خروج دختران برای تحصیل، تعیین برخی مصادیق برای عسر و حرج، بالا بردن سن ازدواج دختران. همچنین، گروه¬ها و محافل زنانه با محوریت آشنایی و کسب آگاهی زنانه و جنسیتی تشکیل می‌گردید. گرچه که تعداد این جمع¬ها معمولا محدود بود اما این نتیجه را داشت که بخشی از آگاهی به دست آمده به دیگر زنان خارج از این جمع¬ها نیز بسط می یافت و حداقل نتیجه آن ایجاد سوال در مورد چرایی وضعیت زنان بود. تلاش زنان جوان بر ورود به عرصه تحصیل متمرکز گردید. برگزاری کنفرانس جهانی زن در پکن، توجه فعالین زن را جلب کرده بود و موضوعات و ایده های مرتبط با آن با هدف آشنایی با مسائل جهانی مطرح در این زمینه و هم برای سنجش شرایط خود با آن، از سوی فعالین زن پیگیری می شد.
به نظر می رسد مجموعه این فعالیت ها، هرچند ضعیف، و مقابله با فشارها، به زنان این دلگرمی و جسارت را می داد تا با چنگ زدن به امکانات حداقلی و محدود در پی کسب و ایجاد عرصه های اجتماعی برای خود باشند. خواندن متون فمینیستی که حاصل ارتباط با زنان فعال ایرانی مهاجر بود و حضور دوره ای معدود فعالان زن مهاجر در ایران، در کسب آگاهی جنسیتی فعالان زن داخل کشور موثر بود. مبارزات مردمی، تلاش های زنان و جوانان، تغییر رویه حکومتی را به دولتمردان تحمیل کرد و این امر موجب باز شدن فضاهای اجتماعی و سیاسی گردید در حدی که نامزد شدن خاتمی برای ریاست جمهوری و انتخاب او را درپی داشت.
زنان در تمامی این سال‌ها و تحت همه‌ی فشارها و سرکوب‌های موجود، همواره سعی داشتند تا بخشی از حجاب و پوشش اجباری را حذف کنند اما، گشت-های مبارزه با منکرات در گوشه گوشه شهرهای بزرگ حضور داشتند و دستگیری های خیابانی به اتهام «بدحجابی» ادامه داشت. گروه های حزب الهی در خیابان ها و میدان های اصلی شهرها برای اعتراض به پوشش و حجاب زنان تظاهرات برپا می کردند و فضای رعب و وحشت به وجود می آوردند. حذف حجاب اجباری و حق انتخاب پوشش، یکی از موارد اساسی خواسته های زنان بود که در این سال ها در کلیه‌ی اعتراضات، مبارزات و مراسم‌های گرامیداشت ٨ مارسِ برگزار شده از سوی گروه های زنان، مطرح می‌شد. برای آن گروه از زنان مسلمان نیز که وارد دانشگاه‌ها و بازار کار شده‌ بودند نیزموضوع پوشش دغدغه‌اشان شده بود و آیه ها، حدیث ها و احکام مربوط به حجاب را مورد بازنگری و بررسی دوباره قرار می دادند تا نشان دهند که پوشش و حجاب طرح شده، کاملاً آن چیزی نیست که در اسلام طرح شده است. مثلا این که در باب ولایت مردان بر زنان در جامعه و حکومت، در قرآن مورد صریح وجود ندارد و استدلال فقها در این باب عمدتا متکی بر تفسیر به رای است.(جنسیت در آرای اخلاقی،٣٣٧) و این ولایت عمدتاً حوزه خصوصی و اطاعت زن از مرد در امور خصوصی را مد نظر دارد. یا این که رعایت عفت بیشتر مد نظر است که بر رعایت آن از جانب زنان و مردان به طور مساوی دلالت دارد.(جنسیت در آرای اخلاقی،٢۶۵)
طی سال های ١٣٨۴ تا ١٣٩٢ که اصول‌گرایان دولت را در اختیار گرفتند حضور گروه های فشار و امر به معروف برای پوشش و حجاب بسیار بیشتر می شود، راهنمایی و رانندگی اجازه می یابد که ماشین هایی را که راننده یا سرنشین زن با پوشش نامناسب دارند متوقف کند، ماشین را توقیف کند و به پارکینگ انتقال دهد؛ پوشیدن چکمه تبرج اعلام می شود؛ گذاشتن عینک آفتابی بالای سر و پوشیدن چکمه ساق بلند؛ ممنوع می‌شود. اما به ویژه زنان جوان همچنان از پوشش¬هایی غیر از آنچه دستوری شده است استفاده می کردند و تاوان این نافرمانی را هم با دستگیری و توهین و تحقیر توسط ماموران حکومتی می‌پرداختند.
در جریان جنبش سبز که در رابطه با فعالیت کاندیداها از پیش از انتخابات سال ١٣٨٨ آغاز شد، زنان در کل و به ویژه زنان جوان نقش فعال و گسترده ای داشتند و سعی داشتند در هنگام حضور در میتینگ‌ها و تظاهرات انتخاباتی پوششی غیر از پوشش های دستوری داشته باشند، اما مقابله‌ای هم از سوی حکومت وجود نداشت، زیرا حضور حداکثری مردم در انتخابات بسیار مهم بود. اما در طی حرکت های پیش از انتخابات خواست مستقلی از سوی زنان و یا برای زنان و یا پوشش آنان مطرح نشد، در فضای اعتراضی پس از آن نیز که چندین ماه ادامه داشت در مورد پوشش شعار و خواسته ای طرح نگردید.
در سال های اخیر و از اوایل کار دولت مستقر (١٣٩٢) نیز به روال دولت اصول‌گرای احمدی نژاد کماکان تفکیک جنسیتی و قوانین پوشش اجباری وجود داشته است و در این دوره شاهد یکی از موارد وحشتناک انتقام‌گیری از دختران «بدحجاب» بودیم. و آن فاجعه‌ی اسیدپاشی به صورت و بدن زنان در اصفهان بود. چندین مورد اسید پاشی وجود داشت که تعداد دقیق آن به دلیل عدم اطلاع رسانی کامل مشخص نگردید. تظاهرات زنان در شهرهای اصفهان و تهران در مقابله با این اقدام صورت گرفت اما هنوز شخصی در این رابطه مسئول شناخته نشده و یا دستگیر نشده است.
طرح هایی نظیر دانشگاه تک جنسیتی، تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها، نصب دوربین در راهروهای خوابگاه های دختران که رعایت پوشش حتی در راهروها برای دختران دانشجو را الزامی می ساخت؛ فشار و تهدید به اخراج به دلیل عدم رعایت حجاب؛ سهمیه بندی مجدد جنسیتی به منظور حذف بیشتر زنان دانشجو از برخی رشته ها؛ قرار دادن سهمیه بیشتر برای پسرها در رشته های پزشکی و مهندسی؛ از موارد تبعیض آشکار در این دوره بوده است.
موضوع پوشش زنان و فشارهای اعمال شده در این خصوص همواره با گریزهای زنان همراه بوده است. هر جا که فرصتی دست می داد زنان سعی در حذف و کنار گذاشتن بخشی از پوشش های تعیین شده و فرار از رعایت کامل حجاب را داشتند که همواره نیز با مقابله گروه های فشار رسمی و غیر رسمی روبرو می شدند. شاید عمل منفرد مقابله زنان موجب تغییر نشود اما، می توان انتظار داشت که تداوم عمل ها مانع عادی شدن تبعیض شود و قدرت گریز و امکان دفاع از نظرات را بیشتر کند. اما و قطعا، برای تغییری بنیادی و اساسی اقدام متشکل و متحد تمامی زنان ضروری است.

پوشش در غرب

پیش از مسیحیت

در آتن قدیم ورود زنان محترم به قلب سیاسی شهر (اکروپلیس)، به جز در جشن های خاص، ممنوع بود. دمکراسی یونان محفلی کاملاً مردانه بود که درهای آن به روی سه چهارم جمعیت که مرد نبودند، به سن قانونی نرسیده بودند، آزاد نبودند، تبار آتنی نداشتند، بسته بود. (زنان در روزگارشان،٢٠) زن‌ها بیشتر منزوی و مجبور به خانه‌نشینی شده بودند و در میهمانی‌های غیر از خانوادگی نمی‌توانستند شرکت کنند. کنوانسیون آتن با تنظیم روابط مختلف بین زن و مرد درون خانواده و در عرصه جامعه، هرچه بیشتر به مشخص کردن جایگاه زن در جامعه آن روز یونان پرداخته بود.
کنوانسیون آتن حدود قرن پنجم پیش از میلاد، تصویر بدن برهنه زنان را ممنوع کرده بود و نقاشان و هنرمندان یونان مجاز به ترسیم بدن برهنه زنان نبودند. اما اکثر گلدان ها و ظروف آن دوره (بیش از ٨٠٠ نمونه) که پیوسته در معرض دید مردم بود با نقش هایی چون: مردی با شمشیر یا چماق ایستاده بالای سر یک زن، مردی روی اسب در حال پرتاب نیزه به سوی نوک پستان های یک زن، مردی روی اسب در حالی که سر یک زن را روی زمین می-کشد، که در آن ها زنان با دامن های بالا رفته و یا پیراهن های دریده به شکلی که سینه ها و ران هایشان نمایان است، تصویر شده اند. (زن ستیزی، ٣٧)، نمایش وحشت مرد یونانی از زن خود مختار و مستقل که پا را از محدودیت های فرهنگی ایجاد شده، فراتر می نهد.
در روم مرد می‌توانست به دلیل بی حجابی زنش را در ملاء عام طلاق دهد و مورد تایید نیز قرار گیرد. این موضوع نشان می‌دهد که شرایط زن رومی بهتر از زن یونانی بوده است زیرا، حداقل می‌توانسته در اجتماع و در ملاء عام حضور یابد.
اما در بین اسپارت¬های دائم در حال جنگ بود که به سلامت زنان (به دلیل بارداری و زایش جنگجو) اهمیت داده می‌شد. زنان اسپارت برهنه ورزش می‌کردند یا دامن‌های کوتاه می‌پوشیدند و برخی حقوق قانونی و اجتماعی را دارا بودند. (زن ستیزی،۴٩)
نگرش سلسله مراتبی و فرودست دیدن زنان در دیدگاه‌های فلسفی مسلط یونان نیز قابل مشاهده است.
دیدگاه افلاطون تحقیر ذاتی زندگی این جهان را در خود داشت. از نگاه افلاطون عشق مرد به مرد برتر از عشق مرد به زن است، او عشق مرد به زن را شهوت حیوانی تلقی می‌کند. اندیشه افلاطون همان اندیشه آشنای دوگانه است که مرد با معنویت و زن با جسمیت و اشتهای شهوانی شناسایی می‌شود. افلاطون به این دیدگاه مرسوم، قدرت فلسفی آتشینی بخشید که پیش از آن وجود نداشت. او در صحبت از ویژگی های آرمانشهر از آموزش برابر زنان و مردان سخن می‌گوید اما، در حوزه زندگی عادی کارهایی نظیر ازدواج و تولید مثل را، تشکیل دهنده هویت زنان می داند که آن ها را پست می‌شمرد.(زن ستیزی، ) نزد ارسطو زنان، مردان ناقصی بودند که هیچگاه نمی‌توانستند کامل شوند.(ستوده، ۵٠) جایی که ارسطو انسان را «حیوان سیاسی» می‌نامد منظورش از واژه انسان تنها افراد مذکر بود نه نوع بشر. (زنان در روزگارشان،٢٠)
این دیدگاه‌ها به همراه مسیحیت رسمیت یافته تعیین کننده قانونگذاری‌ها و شیوه اداره جوامع اروپایی بوده است.
سن پل از قدیسان مسیحی نظیر افلاطون امیال روح را بر خلاف امیال تن و متضاد هم می‌داند. برابری مورد نظر این دو تنها با از بین بردن تفاوت های جنسی و تبدیل شدن زنان به مردانی شرافتمند، آن هم نه در این دنیا، می‌توانست به دست آید. سن پل نسبت به جسم انسان اعلان جنگ داد، جنگی که در عمل بر علیه جنس زن صورت می گرفت. زن محرک اصلی گناه بود، در جایی که مرد نمی‌توانست جسم سرکش را به کنترل درآورد. اگوستین قدیس جامعه‌ای را توصیف می‌کند که در آن هیچ نوع ارتباط جنسی و زناشویی وجود ندارد و آن را شهر خدا می‌نامد زیرا، به نظر او میل، منجر به گناه نخستین و هبوط انسان به زمین شد. در بهشت مسیحیت، زنان و مردان با هم برابرند چون از امیال جنسی فارغ اند.
برخی زنان مسیحی با همین دیدگاه به طرد مناسبات جنسی روی آوردند تا با پناه گرفتن در دیرها از سلطه مناسبات آمرانه مردانه بگریزند. اما، همواره برای اکثر کشیشان مرد، زنان آلت دست شیطان بودند و مقابله ها با آنان بیشتر و بیشتر می‌شد، به گونه ای که تعداد زنان قدیس که در قرن پانزده ٢٨درصد بود، در قرن ١۶ به ١٨ و در قرن ١٧ به ۴/١۴ درصد سقوط کرد. حتی زمانی دستور خروج زنان از صومعه صادر شد که چندان نپایید.
پوشش همگی زنان کلیسا از سر تا نوک پا بود و بسیار متفاوت با پوشش زنان عادی که در مزرعه یا کارگاه های خانگی کار می کردند و نمی توانست آنقدر پوشیده باشد و یا زنان اشراف و طبقات بالا که پوشیده اما، به گونه ای دیگر بود.

  منبع: جهان زن
بیشتر بخوانید
واکنش‌ها به خشونت ماموران گشت ارشاد
دستور وزارت کشور برای برخورد با کشف حجاب زنان در خودروها
دستور وزارت کشور برای برخورد با کشف حجاب زنان در خودروها
تصویب قانون جنجالی برگزاری مراسم عروسی در افغانستان
تصویب قانونی جنجالی برای عروسی در افغانستان
زنان عربستان در راه وداع با حجاب اجباری
زنان عربستان در راه وداع با حجاب اجباری

 

ثبت دیدگاه