صفحه نخست > همه‌ی مطلب‌ها > آموزش > نشانه های خشونت جنسی در کودکان
چگونه با کودک برخورد کنیم؟

نشانه های خشونت جنسی در کودکان

شیدا اشرفی - موسی برزین خلیفه لو، پژوهشگر حقوقی - محمد اولیایی فرد، وکیل دادگستری   - برگرفته از: خانه امن /
۴ تیر ۱۳۹۵

یکی از انواع خشونت خانگی، خشونت جنسی است. در این نوع از خشونت علاوه بر اینکه قربانی متحمل آسیب های جبران ناپذیر روانی می شود، حیثیت و آبروی خود و خانواده اش نیز به خطر می افتد. به عبارتی خشونت جنسی، قربانی را از جهات متفاوتی آسیب پذیر می کند.

خشونت جنسی به انواع مختلفی تقسیم می شود و تعاریف مختلفی از آن وجود دارد. همچنین این نوع از خشونت دارای مصادیق متعددی است. در یک تعریف کلی می توان خشونت جنسی خانگی را هر گونه آزار و تعرض جنسی یک عضو خانواده علیه عضو دیگر نامید. در خشونت جنسی خانگی، با توجه به این که مرتکب و قربانی هر دو عضو یک خانواده هستند، آسیب های به وجود آمده قطعا به مراتب شدیدتر از زمانی است که خشونت از ناحیه فرد بیگانه تحمیل شود، علی رغم این آسیب ها در اغلب موارد خشونت جنسی درون خانوادگی پنهان می ماند و فاش نمی شود. قربانیان به دلیل مسائل فرهنگی و با انگیزه حفظ آبرو و حیثیت معمولا تمایلی به بازگو کردن آزار جنسی خود ندارند. این امر در برخی موارد باعث می شود که خشونت گر به عمل خود ادامه دهد و قربانی نیز مجبور به تحمل آن باشد. همین طور، چنانچه قربانی کودک باشد، آزار جنسی به به دلایل مختلف پنهان می ماند. در صورت فاش شدن نیز در اغلب موارد قربانی یا خانواده و یا خشونت گر مانع پیگیری قضایی مساله می شوند. با این وجود در تمام کشورها پرونده هایی مبنی بر تعرض جنسی خانوادگی در مراجع قضایی مطرح است. در ایران نیز هر از چندگاهی خبرهایی مبنی بر تجاوز پدر یا برادر به دختر یا خواهر خود منتشر می شود.

نحوه رسیدگی و دفاع در پرونده های خشونت جنسی به دلیل شرایط خاص این خشونت، با مشکلاتی مواجه است. مسائل فرهنگی از یک طرف و نقص قوانین ایران از طرف دیگر، رسیدگی و دفاع از این پرونده ها را دشوار کرده است. مسائل فرهنگی و خاصیت خشونت جنسی در خانواده، اثبات آن را دشوار می کند. از طرف دیگر فقدان سازوکارهای حمایتی لازم از قربانیان این نوع از خشونت و نبود مجازات متناسب در برخی از انواع آن، احتمال ترمیم خسارت های قربانی را بسیار محدود کرده است. با این وجود به هنگام مواجهه با چنین پدیده ای لازم است از حداکثر ظرفیت قوانین برای ترمیم خسارت های قربانی، جلوگیری از تکرار خشونت و مجازات خشونت گر استفاده کرد. برای این مهم آشنایی با مقررات شکلی و ماهوی مربوط به خشونت خانگی جنسی برای فعالان این حوزه امری ضروری است. به همین جهت این خبرنامه به خشونت جنسی اختصاص داده شده است. در این شماره خشونت جنسی و قوانین مرتبط با آن درون خانواده بررسی می شود و همچنین به فنون دفاع از این گونه پرونده ها اشاره می شود.

۱۱

در سال ۲۰۱۲، صندوق کودکان ملل متحد  اعلام کرد که بر اساس اطلاعات به دست آمده میلیون از ۱۹۰ کشور در جهان، ۱۲۰دختر مورد تجاوز و یا آزار جنسی قرار گرفته اند. بر اساس این گزارش، یونیسف نتیجه گیری کرد که کودکان در سراسر دنیا، در معرض خشونت های جنسی، روانی و بدنی قرار دارند.

 

خشونت جنسی چیست؟

در تعریف خشونت جنسی علیه کودکان لازم است بدانیم که تجاوز و یا ارتباط جنسی با کودک، تنها نوع این خشونت نیست.

تماس جنسی با اندام کودک و یا لمس کردن اندام جنسی توسط یک بزرگسال، تشویق کودک برای رفتارهای جنسی خودارضایی، انجام فعالیت های جنسی در مقابل کودک و یا استفاده از کودک برای پورنوگرافی از انواع خشونت جنسی علیه کودکان به شمار می روند. لازم است بدانیم که در جریان رشد، کودکان به طور طبیعی در مورد بدنشان کنجکاو می شوند که این مسئله ارتباطی به آزار جنسی و یا نا بهنجاری جنسی ندارد و صرفا یک جریان طبیعی است.

آزار جنسی کودک در سنینی اتفاق می افتد که کودک به رشد کافی برای تشخیص و درک مسائل جنسی نرسیده است و قادر به انتخاب و یا رضایت آگاهانه نیست. در عین حال بدن آن ها از نظر فیزیکی آمادگی برقرار کردن ارتباط جنسی را ندارد. به این ترتیب هر نوع ارتباط جنسی با کودک، خشونت جنسی علیه آن ها است.

معمولا کودکان توسط یک بزرگسال و یا کودک بزرگ تر مورد خشونت قرار می گیرند. این افراد از هر طبقه اجتماعی، فرهنگ و یا میزان تحصیلات، زن یا مرد، مسن یا نوجوان، ممکن است به کودک آزار برسانند. البته تعداد مردان معمولا بیش تر از زنان است و در طبقات اقتصادی پایین جامعه احتمال این اتفاق بالا تر است. این افراد، رفتاری کاملا عادی دارند و لزوما دارای رفتارهای نابهنجار و بیمارگونه نیستند. متاسفانه در بیش تر خشونت های جنسی علیه کودکان، کودک فرد خشونت طلب را می شناسد و به آن ها اطمینان دارد. پدر و مادر یا سرپرست کودک نیز احتمال دارد او را مورد آزار قرار دهند. کودکانی که سایر کودکان هم سن و یا کوچک تر از خودشان را آزار می دهند، به احتمال زیاد خودشان مورد خشونت جنسی قرار گرفته اند. کودکان معمولا در محیط هایی مورد خشونت جنسی قرار می گیرند که محل امنی برای آن ها به حساب می آید مانند خانه یا مدرسه.

کودکان کم سن و همچنین کودکانی که دارای معلولیت هستند بیش تر مورد آزار جنسی قرار می گیرند، زیرا توانایی و قدرت بیان ندارند و یا متوجه این مسائل نمی شوند. به طور کلی اکثر کودکان در مقابل این رفتار ها سکوت می کنند. دلیل این سکوت علاوه بر سن کم می تواند عدم آگاهی، تهدید و یا ترس از تحقیر، سرزنش و تنبیه باشد.

خشونت جنسی همیشه شامل تماس بدنی نیست. قرار دادن کودک در محیط ها و شرایطی که مربوط به مسائل جنسی هستند نیز نوعی خشونت جنسی محسوب می شوند فارغ از این که تماس بدنی را شامل شود یا خیر.

با اینکه داستان های جنایات جنسی بسیار هولناک اند، اما وحشتناک تر از آن این است که اغلب این تجاوزها توسط نزدیکان کودک صورت می گیرد، یعنی کسانی که او به آنها اعتماد دارد. برخلاف آن چه که بسیاری به آن معتقدند، تنها دختران نیستند که مورد تجاوز قرار می گیرند. خطر تجاوز جنسی هم دختران و هم پسران را تهدید می کند. در واقع می توان گفت که خشونت جنسی به پسران به دلیل ننگ و شرم آن، احتمال گزارش شدن کمتری دارد.

جدای از این که خشونت های جنسی می توانند آسیب های فیزیکی نیز به دنبال داشته باشند، آسیب های روحی آن بسیار بیشتر و بهبود و درمان آنها بسیار مشکل تراند. کودکانی که به آنها تجاوز شده است همواره از شرم و گناه آن رنج می برند. آنها یا تصور می کنند که در این تجاوز مقصر هستند و یا خودشان باعث و بانی آن بوده اند. این ممکن است که در بزرگسالی اثراتی چون تنفر از خود و مشکلات جنسی برای آنها به همراه داشته باشد که اغلب یا باعث بی قیدی آنها نسبت به روابط جنسی و یا ناتوانی آنها در داشتن رابطه جنسی می شود.

شرم و ننگ حاصل از تجاوز و خشونت های جنسی مانع کودکان در افشای این مشکلات می شود. آنها می ترسند که شاید دیگران حرفشان را باور نکنند، آنها را عصبانی کنند و یا خانواده هایشان را از هم بپاشد.

آشنایی با آزار جنسی و سکوت کودکان

آشنایی با آزار جنسی و سکوت کودکان

چرا کودکان سکوت می کنند

کودکان به شدت می ترسند و این ترس به اندازه ای است که قدرت تمرکز و تصمیم گیری را از آن ها می گیرد. در بسیاری مواقع این ترس همراه با شرم است. کودکان از این می ترسند که سبب «بدنام شدن» خانواده خود شوند. از این می ترسند که مورد سرزنش و تنبیه والدین قرار گیرند. بعضی از این کودکان تهدید می شوند. سوءاستفاده گران آن ها را تهدید می کنند که اگر به کسی دیگر این موضوع را بگویند عواقب بدی خواهد داشت.

بعضی از کودکان خود را مقصر می دانند به این تصور که تقصیر خود شان بوده که مورد سوءاستفاده قرار گرفته اند و احتمالا باید احتیاط بیشتری می کردند. آن ها در نهایت خود را سزاوار رفتار این چنینی می پندارند. اما بسیاری از کودکان به مرحله ای از رشد نرسیده اند که این تجربه را به صورت درستی بیان کنند. یعنی قدرت بیان شان آن قدر نیست تا واژه های مناسب را بیابند و سوءاستفاده را شرح دهند.

نکته مهم آن که عدم رسیدگی مسئولین نیز یکی از دلایلی است که سبب می شود کودک و خانواده اش بعد از آگاهی از سوءاستفاده موضوع را پنهان نگهدارند. وقتی امکانات طبی و ارزیابی روانشناسی وجود نداشته یا محدود باشد، یا این که نیروهایی که قانون را اجرا می کنند در کار خود به دلایل متفاوتی جدی نباشند، در آن صورت قربانیان این زجر را تحمل می کنند. در نهایت باید گفت، کودکان همواره دنبال روابط با اعتماداند. وقتی این اعتماد توسط سوءاستفاده جنسی اعمال شده توسط افراد آشنا در زندگی ِ آن ها شکسته شود، آرامش درونی و امنیت روانی شان صدمه می بیند و صحبت کردن درباره این تجربه برای آنها دشوار است.

اما در جوامعی مانند جامعه ما، صحبت از آموزش جنسی نیز یکی از این خطوط قرمز است حتی اگر کودکی درباره خشونت جنسی که نسبت به او روا شده سخن بگوید. والدین معمولا سکوت می کنند. در چنین جامعه ای پیشگیری و درمان خشونت جنسی علیه کودکان بسیار دشوار است. به دلیل این مشکلات، اتهامات این چنینی را جدی بگیرید زیرا خیلی شهامت لازم است تا این موضوعات بر ملا شوند و چنانچه کودکی به شما اطمینان کرد و داستان را به شما گفت، او را جدی بگیرید. از آن بی اعتنا نگذرید و چشم پوشی نکنید!

زمانی که خشونتی در خانواده رخ می دهد، کشف و جمع آوری اطلاعات لازم در رابطه با آن دشوار است چرا که معمولا این خشونت ها در خانه اتفاق می افتد و به همین دلیل افراد محدودی امکان مشاهده آن را دارند. از طرف دیگر، از آنجا که خشونت خانگی از طرف عضوی از خانواده بر علیه عضو دیگر آن تحمیل می شود، قربانی خشونت در بسیاری موارد تمایلی به بازگو کردن آنچه که اتفاق افتاده است ندارد. مسائل فرهنگی و اقتصادی مهمترین دلیل این امر است، که مشکلات بررسی این پرونده ها را بیشتر می کند. از آنجا که قربانی تعرض جنسی بودن ممکن است تبعات حیثیتی نیز برای فرد و خانواده داشته باشد، معمولا قربانیان ِ چنین خشونت هایی آن را پنهان می کنند. در مواردی هم که به دلایلی مساله علنی شده و به دادگستری ارجاع داده می شود، از یک طرف جمع آوری ادله بسیار مشکل است و از طرف دیگر، شاید قربانی و اطرافیانش تمایل چندانی به پیگیری دعوا نداشته باشند. به هر ترتیب علی رغم مشکلات متعددی که در مسیر دفاع از پرونده های خشونت جنسی درون خانواده وجود دارد، می توان روش هایی را برای دفاع از این پرونده ها در مراجع قضایی پیشنهاد کرد.

چگونگی دفاع از پرونده های خشونت جنسی خانگی: چند پیشنهاد

چگونگی دفاع از پرونده های خشونت جنسی خانگی: چند پیشنهاد

صحبت با قربانی

بدون شک اولین راه کار برای جمع آوری اطلاعات در مورد خشونت، حرف زدن با قربانی ِ خشونت است. از آنجا که در مورد خشونت های جنسی بدون شک آسیب های روحی بسیاری بر قربانی تحمیل شده است، ممکن است بازگو کردن آن برای قربانی دشوار باشد. از این رو ضروری است در فضایی امن و در صورت امکان، با حضور مشاور زن، سوالات لازم از قربانی پرسیده شود. شاید نیازی نباشد که قربانی را وادار کرد که جزئیاتی که ارتباطی با بعد قضایی خشونت ندارد را بازگو کند. اما به هر حال چگونگی وقوع خشونت و دفعات آن و این که چه کسانی شاهد بوده اند و مسائلی از قبیل باید روشن شود. به احتمال زیاد چندین جلسه گفتگو با قربانی ضرورت دارد.

از آنجا که خشونت جنسی انواع مختلفی دارد، برای طرح دعوا و دفاع لازم است نوع این خشونت مشخص شود، زیرا دادگاه ِ «صالح به رسیدگی» و ادله اثبات آن با توجه به نوع خشونت تغییر می کند. به عنوان مثال اگر خشونت از طریق ارتباط جنسی خاص یعنی زنا یا لواط اتفاق افتاده باشد، دادگاه کیفری یک «صالح به رسیدگی» است. در این صورت ادله اثبات نیز تاحدودی متفاوت با ادله اثبات دیگر انواع خشونت جنسی است. اما اگر خشونت جنسی مادون دخول باشد، دادگاه کیفری دو «صالح به رسیدگی» به آن است. به همین دلیل قبل از طرح شکایت قطعا باید نوع خشونت جنسی مشخص شود.

 

دور کردن قربانی از خشونت گر

اقدام ضروری دیگر، دور کردن قربانی از مرتکب خشونت جنسی یا خشونت گر است. با توجه به این که قربانی و خشونت گر اعضای یک خانواده اند، احتمال تکرار خشونت وجود دارد. از طرف دیگر چنانچه خشونت گر از تصمیم به طرح دعوا یا در جریان بودن آن آگاه شود، ممکن است قربانی را تحت فشار و آزار اذیت قرار داده و در نتیجه قربانی را به انصراف از دادرسی وادار کند. از این رو لازم است موکل را از راهکارهای موجود برای دور شدن از مرتکب خشونت آگاه کرد. چنانچه قربانی کودک باشد، می توان وضعیت را به سازمان های مربوطه اطلاع داد.

 

جمع آوری دلایل

اثبات هر ادعا بدون شک نیازمند ارائه دلایل اثباتی است. در مورد خشونت جنسی درون خانواده اظهارات قربانی و مطلعین اهمیت بسیاری دارد. از این رو لازم است اظهارات قربانی به طور کامل گرفته شود. پس از آن، جمع آوری اطلاعات مطلعین نیز اهمیت فوق العاده ای دارد.

اگر یکی از اعضای خانواده شاهد خشونت جنسی بوده است بدون شک شهادت وی در اثبات دعوا مفید است. از این رو لازم است با تک تک اعضای خانواده مصاحبه شود. می توان اسامی افراد مطلع را به عنوان شاهد در اختیار مرجع رسیدگی کننده به پرونده قرار داد. همچنین، تحقیق از همسایگان و در صورت لزوم تهیه استشهادیه نیز در اثبات دعوا کمک می کند. تمام افرادی که از خشونت رخ داده اطلاعی دارند و یا این که به شخصیت خشونت گر آگاه هستند می توانند در پرونده تاثیر مثبت داشته باشند. گزارش ضابطین دادگستری از دیگر ادله اثبات دعوی در پرونده های خشونت جنسی است. اگر قربانی با پلیس تماس گرفته است و در گذشته نیروی انتظامی در این مورد گزارشی تهیه کرده است حتما به مرجع قضایی ارائه شود. گزارش پزشکی قانونی نیز اهمیت فوق العاده ای دارد. در تعدادی از خشونت های جنسی، پزشکی قانونی می تواند نظر اثبات کننده ای ارائه دهد. به عنوان مثال زنا یا لواط با قربانی ممکن است از طرف پزشکی قانونی با آزمایش های مربوطه محرز شود. از این رو لازم است از مرجع قضایی رسیدگی کننده به پرونده درخواست شود که موکل برای معاینه به پزشکی قانونی فرستاده شود. علاوه بر پزشکی قانونی، به پزشکان دیگر نیز می توان مراجعه کرد و گزارش معاینه بالینی آنان را ضمیمه پرونده کرد.

 

طرح دعوای مدنی علاوه بر شکایت کیفری

با توجه به نوع خشونت انجام شده و نسبت مرتکب با قربانی می توان دعاوی متعددی را مطرح کرد. در مورد خشونت جنسی می توان در قالب زنا، لواط، مساحقه، تفخیذ، رابطه نامشروع و کودک آزاری با توجه به قانون مجازات اسلامی و قانون حمایت از کودکان و نوجوانان شکایت کیفری مطرح کرد. در کنار شکایت کیفری، اگر مرتکب والدین یا سرپرست هستند و قربانی کودک یا نوجوان باشد می توان اقدام به طرح دعوای مدنی نیز کرد و خواهان سلب صلاحیت مرتکب خشونت نسبت به قربانی شد. با این توضیح که بر اساس ماده ۱۱۷۳قانون مدنی: «هر گاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی و یا ترتیب اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، محکمه می تواند به تقاضای اقربای طفل و یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رئیس حوزه قضائی هر تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند، اتخاذ کند.» همچنین بر اساس مقررات قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست، هنگامی که والدین یا مسئول نگهداری از کودک صلاحیت لازم را نداشته باشند، کودک بدسرپرست شناخته شده و در شرایطی مشمول این قانون می شود. (بند دال ماده ۱۰و ماده ۸ )

با توجه به این مقررات می توان گفت که چنانچه کودک یا نوجوانی مورد خشونت جنسی سرپرست یا والدین خود قرار گیرد، صلاحیت سرپرستی مرتکب خشونت از بین می رود. از این رو می توان نسبت به عزل مسئول حضانت و یا تعیین سرپرست جدید و یا هر اقدام قانونی دیگر طرح دعوای مدنی کرد. این دعوی اهمیت کمتری از شکایت کیفری ندارد زیرا مجازات مرتکب به تنهایی نمی تواند قربانی خشونت جنسی را از تکرار آن در امان نگه دارد و از موقعیت خشونت بار دور کند. اگر نسبت به دعوای مدنی اقدام نشود، قربانی در اکثر موارد مجبور می شود با خشونت گر و آزاردهنده خود در یک خانه زندگی کند که بدون تردید قربانی را در معرض خطرات زیادی قرار می دهد.

ازدواج کودکان از مصادیق خشونت علیه کودک است. در بسیاری از موارد دخترانی که قبل از سن قانونی ازدواج کرده اند به دلایل متعددی خواستار جدایی اند. چگونگی این فرآیند در قوانین ایران، با توجه به نواقص قانونی و تعیین سن قانونی، پیچیدگی هایی دارد که تلاش می کنیم به آن ها بپردازیم.

طبق ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی مصوب  ۱۳۷۹عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ۱۳ سال تمام شمسی به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت به تشخیص دادگاه صالح بستگی دارد. بنابراین بر اساس این ماده، سن قانونی ازدواج برای دختران ۱۳سال تمام شمسی است. حال با توجه به این ماده قانونی، موضوع مورد بحث این است که چگونه می توان از درخواست جدایی دخترانی که در زیر سن قانونی با اذن ولی و مصلحت دادگاه مجبور به ازدواج شده اند دفاع کرد؟ درواقع چه راه کارها و دلائل حقوقی برای دفاع از درخواست جدایی وجود دارد؟
در همین راستا سه راهکار اساسی را پیشنهاد می کنیم.

دفاع از درخواست جدایی دخترانی که در زیر سن قانونی ازدواج کرده اند

دفاع از درخواست جدایی دخترانی که در زیر سن قانونی ازدواج کرده اند

ابطال عقد

از آنجا که ازدواج دختران زیر سن قانونی بر اساس اذن ولی و مصلحت دادگاه است و رشد فکری و اختیار و اراده کامل دختران در چنین ازدواج هایی موضوعیت ندارد، یکی از راهکارهای دفاع از درخواست جدایی این گونه دختران طرح موضوع اکراه در عقد نکاح است. برداشت از ماده ۲۰۲ قانون مدنی این است که به وادار کردن کسی به کاری که به انجام آن راضی نیست «اکراه» گفته می شود. اکراه باید در هر شخص با شعور موثر باشد و او را نسبت به جان یا مال یا آبروی خود به نحوی که قابل تحمل نباشد تهدید کند. بنابراین چنانچه اکراه به درجه اجبار به صورتی که منجر به سلب اراده و اختیار برسد، در این صورت به علت فقدان قصد، عقد باطل است. رضایت بعدی نیز موجب تنفیذ عقد باطل نمی شود.

بنابراین از آنجا که طبق ماده۱۹۱ قانون مدنی، «قصد» از ارکان عقد است، مطابق ماده ۱۰۷۰ قانون مدنی رضای زوجین شرط نفوذ عقد  است وهرگاه مکره بعد از زوال کره عقد را اجازه کند نافذ است مگر اینکه اکراه به درجه بوده که عاقد فاقد قصد باشد. به همین جهت درعقد نکاح با نبود رضایت یکی از طرفین بر اساس مفهوم ماده ۱۰۷۰ قانون مدنی و اصول کلی جاری در  عقود اکراهی، «نکاح اکراهی» غیر نافذ است و در صورت رد وعدم رضایت و تنفیذ، عقد نکاح از ابتدا باطل است و روابط زن و مرد خارج از یک نکاح صحیح، تلقی می شود. با این حال اثبات اکراه ممکن است در شرایط عمومی و عادی بنابر اوضاع و احوال، شهادت شهود و سایر ادله اثبات دعوی صورت گیرد و گاه به دلیل نبود ادله کافی، اثبات نکاح اکراهی بسیار دشوار است.

اثبات نکاح اکراهی برای دخترانی که در زیر سن قانونی با اذن ولی و مصلحت دادگاه مجبور به ازدواج شده اند از سهولت بیشتری برخوردار است زیرا این دختران به سبب صغر سن و در نتیجه عدم رشد فکری برای ازدواج از قصد و اختیار و اراده کافی و لازم برخوردار نبوده اند.

علاوه بر این، عدم نظارت دادگاه ها بر شرایط نکاح در اجرای ماده ۱۰۴۱ در ایجاد نکاح اکراهی برای دخترانی که زیر سن قانونی ازدواج می کنند مزید بر علت است زیرا تشخیص  دادگاه ها در اجرای ماده ۱۰۴۱ صرفا ً در احراز مصلحت کودک نسبت به ازدواج است، به گونه ای که معمولا ً نوع، طرف و شرایط ازدواج مدنظر قرار نمیگیرد واذن دادگاه به طور کلی بوده و بر ازدواج با شخص خاص و با شرایط معین تعلق نداشته و شرایط نکاح و نوع آن توسط دادگاه مشخص نمی شود. این در حالی است که در برخی موارد، چه بسا نکاح، مغایر مصلحت طفل نباشد، اما نکاح با شخص مورد نظر ولی و با شرایط مورد توافق طرفین خلاف مصلحت مزبور باشد که در چنین صورتی شرایط تحقق نکاح اکراهی برای دخترانی که زیر سن قانونی ازدواج می کنند فراهم می شود.

 

طلاق خلع

جدا از طرح دعوی ابطال عقد به سبب نکاح اکراهی، طرح دعوی طلاق خلع نیز از راهکارهای درخواست جدایی دخترانی که در زیر سن قانونی ازدواج کرده اند است. زیرا این دختران به سبب محدودیت یا عدم اختیار ونیز عدم رشد فکری برای انتخاب همسر دلخواه، اصولا از همسری که به اجبار ولی و مصلحت دادگاه با او ازدواج کرده اند کراهت داشته و متنفراند به همین سبب درچنین شرایطی طرح دعوی طلاق خلع می تواند راهکار مناسبی برای اقناع قضات در صدور حکم طلاق برای دخترانی که در زیر سن قانونی ازدواج کرده اند باشد.

ماده ۱۱۴۶ قانون مدنی در این خصوص بیان می کند :  طلاق خلع آن است که زن به واسطه کراهتی که از شوهر خود دارد، در مقابل مالی که به شوهر می دهد طلاق بگیرد، اعم از این که مال مزبور عین مهر یا معادل آن و یا بیشتر و یا کمتر از مهر باشد. بنابراین کراهت زن از شوهر و پرداخت فدیه به وی به هر میزان از ارکان اصلی و ضروری تحقق طلاق خلع است.

 

قاعده عسر و حرج

ازدواج دختران زیر سن قانونی به اجبار ولی و مصلحت دادگاه، ازدواج های نامتعارفی است که زندگی مشترک پرمشقتی را برای دختران به همراه دارد. از سوی دیگر چنین ازدواج های نامتعارفی روابط زناشویی و همبستری نامتعارفی را نیز در پی دارد که گاه به خشونت جنسی علیه دختران منجر می شود که در چنین شرایطی استناد به قاعده عسر و حرج راهکار مناسبی برای دفاع از درخواست جدایی دخترانی که در زیر سن قانونی ازدواج کرده اند است.

ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی در این خصوص تصریح می کند در صورتی که دوام زوجیت موجب ، عسر و حرج زوجه باشد او می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند .چنانچه عسر و حرج در محکمه ثابت شود، دادگاه می تواند زوج را به طلاق وادار کند و در صورتی که میسر نباشد زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده می شود. در تبصره این ماده نیز آمده عسر و حرج عبارت است از به وجود آمدن وضعیتی که ادامه زندگی را برای زوجه با مشقت همراه کند و تحمل آن مشکل باشد. البته باید توجه داشت دفاع از درخواست جدایی دخترانی که زیر سن بلوغ حتی با اذن ولی ازدواج کرده اند از سهولت بیشتری برخوردار است چرا که این گونه ازدواج ها مخالف قانون بوده و می تواند برای همسر مجازات هایی را در پی داشته باشد.

  منبع: خانه امن
بیشتر بخوانید
کودک‌آزاری و خشونت خانگی علیه کودکان در ایران
تعیین مجازات برای آزار خانگی کودکان در ایران
آمار تکان‌دهنده‌ی کودک‌آزاری جنسی
آمار بالای آزار جنسی کودکان در خانواده
خشم مردم پاکستان از تجاوز به دختر هشت‌ساله و زنده‌سوزاندن او
خشم مردم پاکستان از آزار جنسی و قتل دختر هشت‌ساله
#پاپ_فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان اعلام کرد که در داوری کشیشان مرتبط با پرونده‌ی #رسوایی_جنسی #کلیسای_شیلی دچار اشتباه شده است. او از قربانیان این سوءاستفاده‌ها تقاضای بخشش کرد.
پاپ اشتباه خود در قبال رسوایی جنسی کلیسای شیلی را پذیرفت

 

ثبت دیدگاه