صفحه نخست > همه‌ی مطلب‌ها > کوییر > بهای گزاف متفاوت‌بودن
«همجنسگرایی و پرسش‌های کودکان»

بهای گزاف متفاوت بودن

سپیده‌دم
  - برگرفته از: آرامگاه زنان رقصنده /
۳۱ شهریور ۱۳۹۵

cropped-tryit

اول:
دوران کودکی من در بی‌خبری مطلق گذشت. پدر و مادرم هیچوقت در این مورد چیزی بهم نگفتن، منم هیچوقت سئوالی در این مورد ازشون نکردم. البته پیش اومد که به آدم‌هایی بربخورم که به نظرم رفتار یا ظاهرشون مثل بقیه نبود، اما یادم نمیاد کنجکاوی خاصی نشون داده باشم. بزرگتر هم که شدم به موضوع بیشتر مثل نقص نگاه می‌کردم و برخوردم  بیشتر از سر ترحم بود تا چیز دیگه. درک موضوع همجنسگرایی برای من وقتی میسر شد که به اینترنت دسترسی پیدا کردم. دوازده سیزده سال پیش، یه روز سر از سایتی درآوردم که مربوط به همجنسگراهای ایرانی بود. نوشته‌‌های اون سایت خیلی دید منو تغییر داد. بعد از خوندن اون مطالب دیگه دلم برای همجنسگراها نمی‌سوخت. بحث دلسوزی منتفی شده بود. حالا توی ذهن من بحث داشتن حق شکل گرفته بود.

دوم:
اعتراف می‌کنم هم‌زمان با تغییر زاویه نگاهم این نگرانی در من به وجود اومد که اگه بچه‌م همجنسگرا باشه چکار کنم. من مطمئن بودم تحت هیچ شرایطی پشت بچه‌م رو خالی نخواهم کرد، اما از ته قلب آرزو می‌کردم این اتفاق نیفته. من می‎دونستم جامعه همیشه هزینه گزافی رو به آدم‌های متفاوت تحمیل کرده. فرقی هم نداشته که چپ‌دست باشن یا دگرباش. بهای متفاوت بودن حتی گاهی به قیمت جون آدم‌ها تموم شده.

سوم:
بچه‌ من خارج از ایران بزرگ شد و  قبل از اینکه من بخوام چیزی رو براش توضیح بدم، مدرسه همه چیز رو بهش یاد داده بود. بنابراین وقتی من به بهونه‌ای سر صحبت رو  باهاش در این مورد باز کردم، متوجه شدم همه چیز رو خیلی بهتر از من می‌دونه و حتی غلط‌های منو هم می‌گیره و اشتباهاتم رو نصحیح می‌کنه. در واقع توی خونه ما نقش‌ها عوض شده بود و اون کسی که باید می‌پرسید و یاد می‌گرفت من بودم نه اون.

چهارم:
اگه من می‎خواستم این موضوع رو برای یه بچه‌ توضیح بدم از بحث تفاوت شروع می‌کردم. اینکه آدم‌ها متفاوتن و قرار هم نیست همه مثل هم باشن و اینکه دنیا از کنار هم قرار گرفتن همین تفاوت‌ها زیبا شده. از رنجی که جامعه همیشه به آدم متفاوت تحمیل کرده می‌گفتم و از اینکه همه آدم‌ها فارغ از جنسیت و زبان و رنگ و نژاد، به یه اندازه حق انتخاب و زندگی دارن.

جان کلام:
ذهن من هنوز برای پذیرش خیلی چیزها آماده نیست و چشم من هنوز به دیدن همه چیز عادت نکرده. اما گاهی که من سخت درگیر احساسات متناقض میشم، چشم‌هام رو می‌بندم و فکر می‌کنم اگه من جای اون آدم بودم، دوست داشتم دنبا چه برخوردی باهام داشته باشه؟

بیشتر بخوانید
پارلمان پرتغال قانون جدیدی را برای تغییر جنسیت تصویب می‌کند
پنج دلیلی که سوئد بهترین میزبان جشن غرور اقلیت‌های جنسی اروپاست.
سوئد میزبان جشن افتخار یوروپراید
دو دوست همجنسگرای ادل که توسط او به عقد هم درآمدند
پیوند ازدواج یک زوج همجنسگرا به دست ادل
مالزی علیه اقلیت‌های جنسی - حق نشر Samsul Said
هدایت دانشجویان کوییر در مالزی

 

ثبت دیدگاه