صفحه نخست > همه‌ی مطلب‌ها > کوییر > رویای رنگین‌کمانی

«همجنسگرایی و پرسش‌های کودکان»

  - برگرفته از: آرامگاه زنان رقصنده /
۱۱ شهریور ۱۳۹۵

arte92c

گربه‌ی اولی سرش رو می‌بره سمت معقد گربه‌ی دومی و با دقت بو می‌کشه. سرش رو چند لحظه همونجا نگه می‌داره. قبلا این حرکتشون رو دیده بودم و برام عادی بود اما اینبار دوستم و دخترش مهمونم هستن و جفتشون دارن با تحسین به دخترام نگاه می‌کنن. به صورت دوستم نگاه می‌کنم ببینم واکنشی نشون می‌ده یا نه و همون موقع دخترک ده ساله می‌خنده و می‌گه چه جالب اینها هم همجنسگران. سه تایی می‌خندیم و بعد خودش تصحیح می‌کنه که نه. اینکار رو می‌کنن که بفهمن اون یکی غذا چی خورده. با لبخند نگاهش می‌کنم. کلمه رو عادی و درست به کار برده و این برام خیلی مهمه.

با عشق کتاب درسیش رو بغل گرفته و داره وسط گرمای تابستون درس می‌خونه. ازش می‌پرسم چی داری می‌خونی با این لذت؟ میگه زیست. بهش می‌گم من هیچ‌وقت زیست نخوندم و یه بی سواد کاملم تو این زمینه. بیا برام توضیح بده. روبروم می‌شینه و کتابش رو باز می‌کنه و شروع می‌کنه از صفحه‌ی اول توضیح دادن. در مورد تفاوت بین ایدز و HIV میگه و من سر تکون میدم و نگاهم جلو جلو کلمه‌های کتاب رو می‌خونه. نوشته این بیماری بیشتر بین همجنس‌بازها و معتادها رواج داره. بهش میگم نه همنجس‌باز اشتباهه اینجا اشتباه نوشته. برای توهین نوشته. میگه می‌دونم خاله و ادامه میده.

یه عکس منتشر کردم از خودم و دوست همجنسگرام که دستش رو انداخته دور گردنم و وسط یکی از میدون‌های تهران داریم از ته دل می‌خندیم. خیلی‌ها حضوری ازم می‌پرسن این پسره کیه و براشون علاوه بر اسمش و طریقه‌ی دوستیمون، گرایش جنسیش رو هم توضیح می‌دم و واکنش‌ها برام جالبه. اکثرا براشون شنیدن چنین چیزی تکان‌دهنده است که تو یه همجنسگرا رو از نزدیک میشناسی؟ انگار امیدوارن واقعا کسانی که با خودشون و آموزه‌هایی از کودکیشون متفاوت هستن یا وجود نداشته باشن و یا در بهترین حالت در کشورهای دور زندگی کنن.

بی‌بی‌سی داره یه برنامه در مورد همجنسگرایی نشون میده. با مامان و بابا نشستیم پای تلویزیون و هیچکس نفس نمی‌کشه و همه با دقت داریم نگاه می‌کنیم. برنامه که تموم میشه جفتشون به وضوح اذیت شدن. اطلاعاتی کسب کردن که تا به حال نداشتن و من به نظرم هنوز کامل نیست. باهاشون صحبت می‌کنم و خودم سوال مطرح می‌کنم و جواب می‌دم و دائم چک می‌کنم نقطه‌ی نامفهومی تا حد ممکن براشون باقی نمونه. صحبت‌هام که تموم میشه سرشون رو تکون می‌دن و میرن سراغ بقیه‌ی روزشون. هضم حرف‌هام به وضوح براشون سخته اما می‌بینم که در عمل از این به بعد به جای اینکه رویکرد منفی در موارد مشابه نشون بدن، حداقل محتاط‍‌تر از قبل رفتار می‌کنن.

با چندتا مرد شصت و چند ساله داریم صحبت می‌کنیم. وسط بحث یکیشون یه جمله‌ی نه چندان زیبا در مورد همجنس‌بازی میگه. صحبتشون رو قطع می کنم و یکی یکی تعداد بچه‌ها و نوه‌هاشون و چندتا دیگه از دوستای نزدیکشون رو میشمرم و میگم به احتمال خیلی زیاد یکی از شماها توی زندگی شخصیتون با این جریان روبرو بشین. بهش فکر کردین؟ همه سکوت می‌کنن.

به نظرم بچه‌های امروزی به خاطر نقش خوب رسانه و عکس‌هایی که گاهی به طبع موج ولی خب به مناسبت‌های مختلف با رنگ رنگین‌کمانی منتشر میشن، خیلی بیشتر از نسل‌های قبل معنای تفاوت ماهوی انسان‌ها رو درک می‌کنن و در این موارد رفتار بهتری نشون می‌دن. البته که شاید نتونن اونها رو درک کنن ولی حداقل کمتر می‌ترسن و واکنش های تهاجمی کمتری نشون می‌دن. انگار جهان وارونه شده. به جای پدر و مادرهایی که همیشه منتظر بودیم به بچه‌ها آموزش بدن، اینبار بچه‌ها باید دانششون رو تقسیم کنن. این کودکان دیروز، در برابر جهان سریع امروز سوالات زیادی دارن. سوالاتی که باید پاسخ بگیرن.

بیشتر بخوانید
پیشتازی کشور ایسلند در پذیرش اقلیت‌های جنسی
پیشتازی کشور ایسلند در پذیرش کوییرها
ژن‌های کوییر، همجنس‌خواهی و گرایش جنسی
کشف ژن‌های همجنس‌خواه
پارلمان پرتغال قانون جدیدی را برای تغییر جنسیت تصویب می‌کند
حمله‌ی فیزیکی به یک همجنسگرای ایرانی در آمستردام
حمله به یک همجنسگرای ایرانی در غرب آمستردام

 

ثبت دیدگاه