صفحه نخست > همه‌ی مطلب‌ها > آموزش > کنار آمدن با یک جدایی عاشقانه
ده باید و پنج نباید برای

کنار آمدن با یک جدایی عاشقانه

نفیسه آزاد   - برگرفته از: از زندگی و جامعه /
۲۲ شهریور ۱۳۹۵

از هفته پیش که مطلب نیویورک تایمز را ترجمه کردم تا امروز از دوستان نسبتا زیادی مسیج و ایمیل گرفتم و در مورد جدایی گپ زدیم. من متخصص امور جدایی نیستم و راستش فکر نمی‌کردم ترجمه مطلب قبلی بحث جدایی را به این اندازه باز کند. چون فرصت گپ زدن یک به یک با همه نیست متاسفانه و موضوعات هم اغلب مشترک است فکر کردم در ادامه مطلبی که ترجمه کرده بودم، از فرصت تعطیلات آخر هفته استفاده کنم و یک مطلب دیگر هم آماده کنم و امیدوار باشم که برای کسانی که در مراحل سخت جدایی هستند مفید باشد. این مطلب گردآوری و ترجمه است و یک منبع خاص ندارد، از جاهای مختلف جمع شده و مطمئنا همیشه می‌تواند بهتر شود.

breakup13

جدایی سخت است. چه یک جدایی آرام و دوستانه باشد چه یک جدایی وحشتناک و پر دعوا. بخشی از خودتان را روی یک نفر دیگر سرمایه‌گذاری کرده‌اید و حالا باید قبول کنید که رابطه‌ای که روزی با اشتیاق آن را شروع کردید مرده و از دست رفته است. مطالعات مغزی نشان می‌دهد که هنگام جدایی همان قسمتی از مغز فعال می‌شود که هنگام ترک مواد مخدر فعال می‌شود. پس طبیعی است که حتی بدنتان درد کند یا برای بازگشت دوباره به رابطه حتی بدون دلیل منطقی دلتان ضعف برود. خبر خوب این است که این دوره تمام خواهد شد و خبر بد این است که به آسانی تمام نخواهد شد.

در ادامه ده کاری که باید بکنید و پنج کاری که نباید بکنید تا این دوران بهتر طی شود آمده است. با به کار بردن آنها می‌توانید به خودتان کمک کنید تا راحت‌تر و سریع‌تر از این دوران بگذرید.

ده کاری که باید انجام دهید :

 همه راه‌های تماس را قطع کنید

یار قدیم خود را همه جا بلاک کنید؛ در فیسبوک، توئیتر، اینستاگرام، اسکایپ، اسنپ‌چت و تلفن. به شما توصیه می‌کنیم خودتان هم برای چند روز از همه این شبکه‌های اجتماعی فاصله بگیرید، نگران نباشید چیز زیادی را از دست نخواهید نداد در عوض این کار شما را از جایی که نباید باشید دور نگه می‌دارد، در واقع از پست کردن چیزهایی احساساتی که بعدا شما را شرمنده خواهد کرد.

هیچکس دوست ندارد یک عوضی به نظر بیاید که این طرف و آن طرف یار سابقش را دنبال می‌کند و حرف‌های ناخوشایند می‌زند. تلفن نزنید! می‌دانم که شماره را حفظ هستید ولی نزنید! اجازه ندهید دیوانگی بر شما پیروز شود.

به دوستان و خانواده تکیه کنید

به یک دوست قدیمی و منطقی که به نظر می‌رسد همیشه کار درست را می‌داند زنگ بزنید. خانواده را فراموش نکنید. به آنها بگویید چه اتفاقی افتاده و برایشان گریه کنید؛ آنها به شما کمک خواهند کرد، ارزش شما را دوباره به شما یادآوری می‌کنند، شما را از دریچه‌ای می‌بینند که خودتان قادر نیستید ببینید.

به دوست نزدیکتان زنگ بزنید (ترجیحا دوستی که با یار سابقتان مشترک نباشد) از او بخواهید خودش را به شما برساند و حتما با خودش خوراکی، فیلم‌های غمگین، دستمال کاغذی و لباس راحتی بیاورد.

این دوره‌ای از زندگی است که شما حق دارید در کنار کسانی که شما را دوست دارند و قضاوتتان نمی‌کنند رقت‌انگیز باشید. هرچیزی که دلتان می‌خواهد به آنها بگویید، هر احساساتی که می‌خواهید بروز دهید، خودتان را کاملا رها کنید و گریه کنید.

عزاداری بکنید ولی کنترل شده

به جای اینکه تلاش کنید سفت و سخت باشید و احساساتتان را سرکوب کنید به خودتان اجازه بدهید که احساساتتان را درک کنید.

اگر می‌توانید از محل کار مرخصی بگیرید یا اگر ممکن است از راه دور کار کنید. اگر دانشگاه می‌روید یک یا دو روز غیبت کنید. زیاد گریه کنید و با این واقعیت کنار بیایید که چیزی که داشته‌اید از دست رفته است. به احساساتتان اجازه بدهید که تمام بدنتان را در بر بگیرد و هر پنج مرحله مواجهه انسان با فقدان را به آرامی طی کنید (انکار واقعیت، خشم، جر و بحث، افسردگی و پذیرش واقعیت). اتاق یا خانه خود را تبدیل به معبد شخصی عشق خود کنید، آهنگ‌های غمگین گوش کنید و البته در کنار آن آهنگ‌هایی که می‌گوید شما پیروز می‌شوید. هرگز این ریسک را نکنید که این مراسم عزاداری را عمومی کنید. بعد از یک هفته دوباره خود را جمع و جور کنید و به دنیای واقعی برگردید.

از خشم و اندوه خود نیرو بگیرید

سعی کنید یاد بگیرید که خشم و اندوه حاصل از جدایی را چطور در مسیری سالم به کار برید. این نیرو را در جایی که بیشتر به آن علاقه دارید مصرف کنید بنویسید، موزیک گوش کنید، ورزش کنید، برقصید یا هر کار دیگر.

اگر فکر می‌کنید حرکت درستی است به یک مشاور مراجعه کنید. مشاور می‌تواند از منظر یک آدم بیرونی به موقعیت شما نگاه کند و کمک کند موقعیت خود را بهتر بشناسید و در نهایت پرونده این جدایی را ببندید.

جدایی را به تجربه‌ای آموزنده تبدیل کنید

ما نمی‌توانیم گذشته را تغییر دهیم ولی همیشه می‌توانیم از اشتباهاتمان یاد بگیریم. یک جدایی اگر هیچ سودی نداشته باشد همیشه می‌تواند آموزنده باشد.

بپذیرید که کجای زندگی هستید

از چیزی که حس می‌کنید آگاه باشید و یاد بگیرید که ارزش خود را بشناسید. مدیتیشن می‌تواند ابزار قدرتمندی برای بازگشت به خود باشد.

قدردان جنبه‌های مثبت رابطه تمام شده باشید

رابطه شما خوب پیش نرفته و به جدایی ختم شده، اما به خاطر داشته باشید که به دلایل زیادی شما این رابطه را ادامه داده‌اید. سعی کنید جنبه‌های مثبت را پیدا کنید، آنها را بنویسید و قدردان آنها باشید.

روی توانمندی‌های خودتان تمرکز کنید

برگه‌ای بردارید و پنج مهارت، دانش، توانمندی که در خود می‌شناسید را بنویسید. به خودتان یادآوری کنید که چه ارزش‌ها و توانمندی‌هایی دارید. باید یاد بگیرید که دوباره «فقط» روی دو پای خودتان بایستید.

خودتان را دوباره کشف کنید و از نو بسازید

با کسانی وقت بگذرانید که شما را برای خاطر خودتان دوست دارند. یک کار جدید شروع کنید که خوشحالتان می‌کند: یک مدل موی جدید، سفر رفتن با دوستان، وزن کم کردن یا هر کار دیگری که همیشه می‌خواستید انجام دهید ولی نکردید. روی درس یا کار خود تمرکز کنید و سعی کنید پیشرفت خوبی داشته باشید.

صبور باشید

خیلی خوشبخت هستید اگر در این دوران دوباره به یار سابق مراجعه نکنید! این کار شاید برای بعضی از دیگران سخت‌تر باشد. اگر مقاومت در برابر این میل غیرممکن بود یک احوالپرسی ساده یا مکالمه کوتاه ترفند خوبی است. از حرف زدن در مورد رابطه، جدایی و … پرهیز کنید، این مکالمه هیچ وقت نتیجه خوبی نخواهد داشت.

پنج کاری که نباید انجام دهید :

دوباره همدیگر را نبینید (به‌خصوص بعد از اینکه چندماه همدیگر را ندیده‌اید)

به خاطر داشته باشید که حتما دلیلی وجود داشته که با این آدم قطع رابطه کرده‌اید و شما کسانی که می‌خواهید فراموش کنید یا با آنها قطع ارتباط کنید را نمی‌بینید. دیدار دوباره شما را در معرض این خطر قرار می‌دهد که مراحل جدایی را از ابتدا طی کنید. با مغزتان فکر کنید و نه با قلبتان. بعدها ممنون کسی خواهید شد که این توصیه را به شما کرده.

از یار جدا شده پیش دوستان و خانواده بد نگویید

اگر زمانی‌که هنوز درگیر جدایی هستید، اسمی از یار سابق شما به میان می‌آید، مکالمه را کوتاه کنید و جلوی افتادن به مسیر بدگویی را بگیرید. شاید فکر کنید که با بدگویی از او ذهن طرف مکالمه را نسبت به یار سابق خود تغییر می‌دهید ولی اشتباه می‌کنید، شما فقط تصویر خود را خراب می‌کنید. بدگویی هیچ‌وقت جذاب نبوده و نیست. اینطور بدگویی‌ها هرگز نتیجه‌ای که می‌خواهید را نمی‌دهد.

قبل از اینکه با جدایی کنار بیایید به رابطه دیگر وارد نشوید

خوب شما تازه جدا شده‌اید و در موقعیت شکننده‌ای هستید. فکر می‌کنید نخواستنی هستید و کسی شما را دوست ندارد. ناگهان وارد صحبت گرمی با کسی می‌شوید و فکر می‌کنید درهای رهایی به روی شما گشوده شده.

غیرمنصفانه است که کسی دیگری را وارد موقعیت دشوار خود کنید فقط برای اینکه احساس تنهایی نکنید یا برای اینکه یار سابق شما را با کس دیگری ببیند و آه بکشد! احتمالا همه به جز خودتان می‌دانند که این رابطه جدید فقط نمایشی است و طولی نخواهد کشید. تنها نتیجه‌ این کار قرار گرفتن در موقعیتی بدتر از قبل است چون شما هنوز جدایی قبلی را به خوبی پشت سر نگذاشته‌اید.

سعی نکنید وانمود کنید همه چیز خوب است

این راهکار آدم‌هایی است که خود را بسیار قوی می‌دانند! حتی آدم‌های قوی هم احساسات دارند و تلاش برای سرکوب آنها و بها ندادن به آن باعث می‌شود بعد از مدتی تبدیل به آدمی غیرقابل تحمل شوید. اگر به پایان رابطه فعلی به خوبی نپردازید یاد نمی‌گیرید که چطور خود را دوست بدارید و برای رابطه بعدی آماده شوید.

در مصرف الکل یا دراگ زیاده‌روی نکنید

شاید در نگاه اول الکل یا دراگ مسکن‌های خوبی به نظر برسند، در مستی یا بالا بودن احساس بهتری به خودمان و دنیا داریم. اما یادتان نرود که نمی‌شود هر روز مست بود ما باید در  دنیای واقعی و زمانیکه عقلمان کار می‌کند بر مشکلات فائق بیاییم. به هر حال هنوز راهی برای اینکه خاطرات عشق و یار جداشده را کاملا و سریع فراموش کنیم پیدا نشده و ناچار باید قدم قدم با آن کنار آمد.

و در نهایت به خاطر داشته باشید و مرتب به خود یادآور شوید:

هیچ زخمی نیست که زمان مرهمی برای آن نباشد، جدایی و شکست عشقی هم استثنا نیست. با خودتان مهربان باشید و اجازه بدهید زمان بگذرد، آینده شاید امروز به نظر تیره و تار بیاید ولی پر از داستان‌های نگفته است.

بیشتر بخوانید
چگونه سکس مقعدی لذت‌بخشی داشته باشیم؟
چگونه سکس مقعدی لذت‌بخشی داشته باشیم؟
چرا با فرد نامناسبی ازدواج می‌کنید؟
آیا عشق فایده‌ای برای زنان داشته است؟
حراج عاشقانه‌ای از همینگوی به مارلین دیتریش

 

ثبت دیدگاه