خشونت جنسی

قسمت چهارم : تجاوز زناشویی
شایان صارمی   - برگرفته از: همسری /
۱۷ شهریور ۱۳۹۵

marital-rape

در میان اقسام خشونت علیه زنان خشونت جنسی از دو جهت جایگاه ویژه ای دارد.نخست آن که این خشونت در اغلب موارد با کتمان شدن همراه است و تحقیق و بررسی و اثبات آن معمولا آسان نیست.در بسیاری از نقاط جهان و به خصوص خاورمیانه تابوهای گوناگون با هم همسو می شوند تا هر نوع موضوع مرتبط با روابط جنسی پشت پرده ها باقی بمانند.
در این قسمت به تجاوز زناشویی می پردازیم.

لینک قسمتهای قبلی در انتهای مطلب قابل دسترس است


صورتش کبود بود و چشم راستش سرخ و پرآب. پرسیدم: باز هم؟! با ناله گفت: دیشب بدتر از شب‌های پیش بود. پس از کلی سر و صدا و دشنام، به جانم افتاد و حدود یک ساعت با مشت و لگد و کمربند کتکم زد. تنها صورتم را نبینید، همه جای بدنم سیاه و متورم شده است. گفتم: مگر قرار نبود پیشنهاد کنی که نزد من بیاید تا به او آموزش دهم چگونه با صمیمیت و به تدریج مشکل تو را رفع کند؟

گفت: چرا خواهش کردم با هم در جلسه‌های مشاوره شرکت کنیم اما فریاد زد: من این روان‌شناسی غربی و ضد دین را قبول ندارم. از نظر دین تو زن من هستی و باید تمکین کنی، اگر هم نکنی ناشزه‌ای. زن آهی کشید و سپس ادامه داد: آقای دکتر من باید چه کار کنم؟ دارم عذاب می‌کشم! اقای دکتر من از دوستی شنیده‌ام که در برخی کشورها، کار همسر من جرم است، مثل تجاوز غریبه‌ای زورگو به زنی تنها و بی‌پناه. بعد هق‌هق زنان گفت: من هم تنها و بی‌پناه هستم.

تجاوز در بستر زناشویی از انواع نادیده گرفته شده انواع خشونت است که به علت حضور در بستر و حریم خانواده، عدم درک صحیح و آگاهی نسبت به موضوع از سوی زوجین، برداشت‌های غلط از رابطه زناشویی و موضوع تمکین زن از مرد کمتر پرونده‌ای در این مورد تشکیل شده است. اما کم بودن تعداد پرونده‌های این نوع خشونت، به معنی کمتر رخ‌دادن آن نیست و این نوع خشونت در سطوح مختلف در بسیاری از خانواده‌ها اتفاق می‌افتد.
تجاوز زناشویی به هر فعالیت جنسی که توسط یک فرد ازدواج کرده با همسر خود و بدون رضایت او انجام گیرد، اطلاق می‌شود و شامل نوازش کردن، رابطه جنسی دهانی، مقعدی، آمیزش یا سایر فعالیت‌های ناخواسته یا اجباری است. این تعریف همچنین اعمال جنسی را که مرد قصد دارد برخلاف میل همسرش انجام دهد، همچون وارد کردن شی در داخل واژن، در بر می‌گیرد.

«یک‌بار شوهرم گفت: می‌خوام میله جارو رو توی بدنت فرو کنم، ببینم تا کجا می‌ره! من هم نمی‌دونم برای چی این‌کار رو می‌کرد…»

علاوه بر این‌ها زنی که بلافاصله به دنبال ترخیص ازبیمارستان یا بعد از زایمان مجبور به عمل جنسی می‌شود را نباید فراموش کرد. تجاوز زناشویی درتمام حد و مرزهای اجتماعی، اقتصادی، سن، نژادها، قومیت‌ها، سطوح آموزشی و طول مدت زناشویی می‌تواند اتفاق بیافتد. اما مفهوم تجاوز زناشویی کاملا از ذهنیت جامعه مردسالار ما غایب شده است و تجاوز زناشویی به اندازه مفهوم عام تجاوز حساسیت نویسندگان و افکار عمومی را جلب نکرده است. به عبارتی دیگر، اجبار از سوی همسر به ارائه خدمات جنسی جزو مفهوم رایج تجاوز قرار نگرفته است.

میزان قبول یا رد تجاوز زناشویی به عنوان یکی از اقسام خشونت خانوادگی و پنهانی‌ترین نوع آن، به فرهنگ و قوانین روابط جنسی زن و شوهر در آن جامعه بر می‌گردد. تجاوز زناشویی به طور عمده علت و ریشه فرهنگی دارد. هر نوع تفکری که جنسیت زن را به عنوان جنسیت دوم و مالکیت و اختیار زن را به همسرش واگذار کند می‌تواند زمینه‌ساز این نوع خشونت باشد. در حقیقت زمانی‌که زن به عنوان یک انسان نسبت به بدن خود اختیار نداشته باشد، و به عنوان اموال شخصی و دارایی همسرش تلقی شود، بروز چنین خشونت‌هایی چندان بعید نیست. نابرابری بزرگترین عامل خشونت خانوادگی است. این عقاید فرهنگی آن‌چنان در زندگی سنتی افراد ریشه دوانده است که گاه، حتی خود زنان اسیر چنین باورهایی می‌شوند. زنی که باور دارد لذت جنسی در هر شرایطی حتی با مخالفت زن حق شوهرش است؛ وقتی شوهرش با خشونت جنسی (و در شدیدترین نوعش تحاوز) با او رفتار می‌کند، معتقد نیست که تجاوزی صورت گرفته و اگر هم حس بدی داشته باشد آن تجاوز نیست چرا که وظیفه‌اش را در برابر شوهر انجام داده است. از سوی دیگر سنت و عرف هم ازخصوصی بودن روابط زناشویی حمایت کرده و این‌که بین زن و مرد در اتاق خوابشان چه رخ می‌دهد را به کسی مربوط نمی‌داند. قربانی تجاوز باور دارد مرد رئیس خانواده است و زن از نظر قانونی موظف است در هر شرایطی از او تمکین کند و طبق قانون، مرد می‌تواند در صورت عدم تمکین زن، نفقه او را پرداخت نکند.

مطالعات راشنا هازر در سال ۲۰۰۲ نشان داد که در پیشینه شخصیتی، روانی مردان تجاوزگر، نقش عوامل زیر نمایان‌تر بوده است:

خشم: یکی از اجزاء درونی هر نوع خشونت، خشم است. افرادی که نمی‌توانند احساس ناامنی و ترس خود را با روش‌های درست و هوشیارانه ابراز کنند، به راه‌های ویرانگر روی می‌آورند. پرخاشگری کلامی و برخوردهای فیزیکی جلوه‌های اصلی ویرانگری‌های رفتاری است.
افسردگی: کوچران و رابینو (۲۰۰۰) گزارش دادند در مردانی که به انواع خشونت‌های خانگی می‌پردازند بیش از مردان گروه گواه، نشانه‌های افسردگی و احساس بی‌کفایتی دیده شده است.
حسادت عاشقانه: پژوهشگران بین حسادت عاشقانه یا غیرت منفی مردان با زورگویی و خشونت آنها علیه زنانشان از جمله تجاوز زناشویی، ارتباطی معنادار و قوی پیدا کرده‌اند. (داتن و ونگینکل ۱۹۹۵)

سلطه‌گری: سلطه‌گری یعنی نپذیرفتن رابطه‌ای برابر بین دو فرد. مرد سلطه‌گری که می‌خواهد پیوند او با همسرش حالت ارباب- بنده را داشته باشد به جای تفاهم و گفت‌وگوی منطقی از قدرت و گفتمان «حق من بر تو» استفاده می‌کند و در نزدیک‌ترین، عاشقانه‌ترین و لذت‌بخش‌ترین تماس‌های خود، یعنی تماس جنسی مقدس و مشروع، مانند برده‌داران دوران بربریت، جسم ناتوان همسرش را می‌آزارد و به جان و احساس لطیف او آسیب می‌رساند.

محسن مالجو پژوهشگر حوزه زنان می گوید: «اگر ما تجاوز را اجبار در برقراری رابطه جنسی علی‌رغم مخالفت فرد مقابل می‌دانیم، چرا باید بین مرد به عنوان شوهر و مرد به عنوان فرد بیگانه تفاوتی قائل باشیم؟ اگر مسئله حرمت جسمانی و کنترل فرد بر بدن خود است، نباید تعرض جسمانی از جانب شوهر یا مردی دیگر فرق داشته باشد، مگر اینکه هدف از این قوانین، بیش از حفظ حرمت جسمانی زنان، دفاع از حق مالکیت مردان باشد. من فکر نمی‌کنم شوهری که حرمت جسمانی همسرش را نادیده گرفته و باعث فروپاشی روانی او می‌شود، کمتر از مرد غریبه‌ای که این اعمال را در محیط خارج از خانه انجام می‌دهد، قابل سرزنش باشد. میزان پذیرش یا عدم پذیرش این موضوع، به تعریفی که در ذهن افراد جامعه از واژه تجاوز وجود دارد، برمی‌گردد. اگر تجاوز اینگونه تعریف شود که هرگونه برقراری رابطه جنسی با کاربرد زور یا بدون آن، و بدون رضایت طرف مقابل، تجاوز است، دیگر فرقی ندارد که آن مرد یک غریبه باشد یا شوهر یک زن. اینجا تجاوز در رابطه زناشویی معنا پیدا می‌کند. اما وقتی در اذهان عموم و حتی بسیاری از متخصصان علوم اجتماعی، تجاوز جنسی تنها به رابطه جنسی و مبتنی بر زور یک مرد با زنی گفته می‌شود که همسرش نیست، در واقع احتمال وقوع تجاوز از سوی شوهر نسبت به همسر منتفی قلمداد می‌شود. بنابراین می‌بینیم که میزان قبول یا رد تجاوز در بستر زناشویی به عنوان یکی از اقسام خشونت خانوادگی، به فرهنگ روابط جنسی زن و شوهر در جوامع برمی‌گردد.»

مالجو در ارتباط با مفهوم رضایت در رابطه جنسی می‌گوید: «فکر می‌کنم بد نباشد که توضیحی هم درباره مسئله رضایت در رابطه جنسی بدهم که معنای آن مربوط به زمانی است که دو نفر با اراده و توافق برابر با تماس جنسی موافق باشند، پس برای جلوگیری از اطلاق تجاوز جنسی، لازم است که اصولاً در هر مرحله از برقراری رابطه، طرفینی که وارد عمل جنسی می‌شوند از انجام آن رضایت داشته باشند. رضایت باید آزادانه، بدون فشار، زور، تهدید یا ترس باشد و همچنین طرفین باید احساس کنند هر وقت که بخواهند، می‌توانند آن رابطه را ترک کنند. بنابراین تسلیم شدن به‌خاطر ترس، یا به خاطر گریز از بروز احساسات بد در مرد و همچنین به واسطه زور و اجبار روانی و… نشان می‌دهد رضایت از رابطه جنسی وجود ندارد. این حالت مخصوصاً زمانی‌که طرفین دارای قدرت برابر نیستند بیشتر وجود دارد.»

موضوع تجاوز زناشویی اولین بار در سال ۱۹۷۵، پس از شکایت خانم «گرتا رایداوت» از همسرش، به خاطر عملی که آن را تجاوز در بستر زناشویی می‌نامید، مطرح شد. پیش از آن مسیحیان، طبق تعالیم سنت پل پذیرفته بودند که زن باید خود را به شوهرش عرضه کند و در برابر تقاضای جنسی او مقاومتی نشان ندهد و آموزه لرد ماتیوهال (قرن ۱۷) را باور داشتند که شوهر نمی‌تواند به خاطر وادار کردن همسر قانونی خود به برقراری رابطه جنسی مقصر شناخته شود زیرا زن و مرد با عقد رسمی زناشویی بر این امر یعنی مقاربت جنسی توافق کرده‌اند.

ایالت داکوتای جنوبی در آمریکا اولین قانون علیه تجاوز زناشویی را در سال ۱۹۷۵ تصویب کرد و تا سال ۱۹۹۳ تمام ۵۰ ایالت به طور رسمی آن را مصوب کردند. در دسامبر ۱۹۹۳ کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در بیانیه‌ای خشونت علیه زنان را منع کرد و تجاوز زناشویی را جزو خشونت به حقوق بشر به حساب آورد. در ۱۹۹۷ یونیسف گزارش داد که ۱۷ کشور تجاوز زناشویی را جرم شناخته‌اند. در سال ۲۰۰۳،  UINIFM اعلام کرد که ۵۰ کشور جرم بودن این عمل را پذیرفته‌اند. سرانجام در سال ۲۰۰۶ دبیر کل سازمان ملل متحد خبر داد که تجاوز زناشویی در ۱۰۴ کشور جهان تحت پیگرد قانونی قرار می‌گیرد و لذا امروزه در بسیاری از کشورها جهان همچون کانادا، دانمارک، سوئد، نروژ، استرالیا و … مرد نمی‌تواند بدون رضایت زنش با او رابطه جنسی برقرار کند و اگر این اتفاق علی‌رغم مخالفت زن رخ دهد عمل مرد تجاوز محسوب می‌شود و دارای مجازات کیفری است.
تجاوز زناشویی از آن‌جایی که تداوم بیشتری نسبت به سایر تجاوزها دارد می‌تواند آثار ماندگارتری در فرد آزاردیده ایجاد کند. بررسی‌های علمی نشان داده است که زنانی که همسرانشان آنها را به زور وادار به رابطه جنسی می‌کنند دچار آسیب‌های هیجانی، جسمانی و رفتاری زیر می‌شوند:
هیجانی: افسردگی، ترس، اضطراب شدید، کاهش اعتماد به نفس، احساس گناه، خشم، سرکشی و سرزنش خود.

جسمانی: سردرد، تنش عضلانی، به هم خوردن معده (تهوع)، دردهای ناحیه تناسلی، زخم‌های گوناگون بدنی و بارداری ناخواسته. رفتاری: پرخاشگری، اقدام به خودکشی، سوءمصرف مواد، گوشه‌گیری، اختلال خوردن، بی‌خوابی یا پرخوابی. آسیب‌های تجاوز جنسی در طی مدت زمان جدی و جبران‌ناپذیر خواهند بود و موجب بزرگترین آسیب‌های روحی و عاطفی در فضای خانواده خواهند شد. اولین راه در رفع این نوع پنهان خشونت شناخت آن است. تا زمانی‌که این آسیب فرهنگی و اجتماعی در بستر خانواده‌ها شناخته نشود از پیامدهای آن نمی‌توان جلوگیری کرد. مطالعه، تحقیق و افزایش سطح دانش حقوقی و اجتماعی زنان خانه‌دار اهمیت به سزایی دارد. تغییرات و اصلاح قوانین در راستای کاهش تبعیض و ایجاد برابری حقوقی میان زن و مرد بزرگترین حامی زنان در مقابل انواع خشونت‌ها از جمله خشونت خانگی است. ما برای کاهش تمام آسیب هایی که ریشه در تبعیض و جنس دوم تلقی شدن زن دارند نیازمند حمایت قانونی از زنان و حرکت به سمت رفع تبعیض و برابری حقوقی هستیم. رویکرد فرهنگی در مقابله با این نوع خشونت شاید مهم‌ترین و اساسی‌ترین قدم در این مسیر باشد. تغییرات فرهنگی راز پایداری رفع این معضل است. باید تصاویر و کلیشه‌های خاص جنسیتی را تعدیل کرد. باورهایی که مردان را از نظر جنسی فعال و آنان را اسیر شهوات غیر قابل کنترل می‌داند و زنان را همچون کالایی می‌داند که نمی‌توانند شخصیت واحد و مستقل داشته باشند، باید تغییر کنند. این تفکرات ناشی از تربیت جنسیتی است که از کودکی در خانواده شروع و در مدرسه و جامعه تقویت می‌شود و ادامه پیدا می‌کند و روز به روز کلیشه‌های جنسیتی را در ذهن مردان و زنان پر رنگ‌تر می‌کند. تلاش برای تغییرات فرهنگی باید تلاشی بلندمدت و همه جانبه باشد. در کنار فعالیت‌های فرهنگی نیازمند کنش‌های اجتماعی مستمر هستیم. این فعالیت‌ها به افزایش آگاهی‌سازی و بهبود مشارکت زنان و خانواده در عرصه اجتماع کمک می‌کنند. خانواده آگاه و فعال با معضلات مختلف بهتر برخورد می‌کند و می‌تواند مصداق آرامش و انس واقعی و بستر سالم رشد انسان‌ها باشد.

 

لینک قسمت اول -آزارخیابانی 

لینک قسمت دوم- تجاوز 

لینک قسمت سوم- تجاوز محارم

  منبع: همسری
بیشتر بخوانید
تغییر شرایط عضویت در آکادمی نوبل توسط پادشاه سوئد در پی رسوایی جنسی
تغییر شرایط عضویت در آکادمی نوبل در پی آزار جنسی
تجمع معترضان به افزایش تجاوزهای جنسی در مقابل نخست‌وزیر هند در لندن
تجمع معترضان در مقابل نخست‌وزیر هند در لندن
استثمار جنسی زنان عراقی در اردوگاه‌ها
فقط پانزده گروگان بوکو حرام زنده هستند
فقط پانزده گروگان بوکو حرام زنده هستند

 

ثبت دیدگاه