صفحه نخست > همه‌ی مطلب‌ها > کوییر > افتخار مى کنم که ایرانى، آمریکایى، یهودى و همجنسگرا هستم

افتخار مى کنم که ایرانى، آمریکایى، یهودى و همجنسگرا هستم

  /
۲۳ اسفند ۱۳۹۵

«آریا مروزی»، معاون «جی کیو اینترنشنال»(JQ International)، سازمانی غیرانتفاعی برای حمایت از دگرباشان جنسی در لوس‌آنجلس و دیگر نقاط امریکا، می‌گوید: «همیشه دلم می‌خواست سازمانی برای امور جامعه ایرانی‌ها درست کنم. خیلی خوش‎بختم که توانستم به طور حرفه‌ای روی این مسأله کار کنم. دوست دارم از هر فرصت و روزنه‌ای که می‌توانم، استفاده کنم تا درباره خودم، هویتم و کارهایم حرف بزنم.»

ولی مشکلات و موانع سر راهش کم نبوده اند. او که در جامعه ایرانیانِ لوس‌آنجلس بزرگ شده، همیشه برایش سخت بوده است که هم‌جنس‌گرا بودن خود را با دیگران در میان بگذارد. همیشه نگران تأثیراتی بوده که هویت جنسی ‌او می‌توانست روی پدر و مادرش و نیز دوستان و آشنایانش بگذارد. می‌گوید با آن که جامعه ایرانی‌ها و محیطی که در آن رشد ‌کرده است، از او مراقبت و حمایت می‌کرد ولی در عین حال می‌توانست تنگ‌نظر، بیگانه‌هراس، هم‎جنس‌گراهراس و سنتی هم باشد؛ پدیده‌ای که به اعتقاد آریا مروزی، به هیچ وجه مختص فرهنگ ایرانی نیست ولی شکی هم نیست که هم‎جنس‌گرایی و دگرباشی را به موضوعاتی تابو تبدیل کرده است.

مروزی در مورد سال‌های نوجوانی خود می‌گوید: «واقعاً خیلی احساس بهتری می‌داشتم اگر فقط یک الگو در اطرافم داشتم که می‌توانستم آینده‌ام را در او ببینم. تراژیک‌ترین عنصر همه آن سال‌ها این بود که حتی یک هم‌جنس‌گرای ایرانی، چه یهودی و چه غیریهودی نبود که بتوانم بگویم این مرد نه فقط هم‎جنس‎گرا است بلکه خانواده و دوستانش هم او را در میان خود پذیرفته‌اند.»

مروزی پس از دریافت مدرک کارشناسی خود در رشته روان‌شناسی از دانشگاه کالیفرنیا در «سن‌دیه‌گو»، برای کارشناسی ارشد در رشته رفتار سازمانی به اسراییل رفت. دانشگاه نیویورک با همکاری «مدرسه مدیریت اسراییل» در «ریشون لتسیون» این رشته را ارایه داده بود. او در اسراییل بود که نخستین بار به عنوان یک هم‎جنس‎گرا، آزادانه زندگی کرد و فهمید که باید راهی پیدا کند تا هویت جنسی‌ خود را به خانواده و دوستانش در امریکا اعلام کند.

در مارس ۲۰۱۵، بلافاصله پس از آن که به لوس‌آنجلس برگشت، این نکته را با پدر و مادر خود در میان گذاشت: «راستش، از دو سال و نیم قبل از آن، این فکر در سرم بود که در “یوم‌کیپور”، مقدس‌ترین روز سال یهودی و روز “توبه” این موضوع را با پدر و مادرم مطرح کنم. از کنیسه بیرون آمدم و نشستم در لابیِ یک هتل در واشنگتن و چیزهایی را که می‌خواستم بگویم، نوشتم. چیزهایی را که می‌خواستم آن‌ها قبل از آن که اصلاً کلمه هم‎جنس‎گرا را بگویم، بشوند؛ چیزهایی مثل این که پسری که همین الان رو به روی شما نشسته، همان پسری است که در پایان این مکالمه رو به روی شما خواهد نشست. من تغییری نخواهم کرد، هرچند نگاه شما به من حتماً تغییر خواهد کرد.»

مروزی می‌گوید همیشه وقتی تصمیمی می‌گرفته، پدر و مادرش در ذهنش بوده اند و با این که برایش بسیار مهم بوده که آن‌ها را از این نکته آگاه کند، در عین حال می‌دانسته که بالاخره باید روزی این روش را تغییر بدهد: «باید می‌توانستم جایی برای ذهن خودم هم قایل بشوم و کاری را که فکر می‌کردم رسالت من در زندگی است، انجام بدهم. چیزی که احساس کنم به خاطرش به این سیاره آمده‌ام؛ یعنی کمک به کسانی که مثل من دارند برای بیان هویت جنسی خود تلاش می‌کنند. پدر و مادرم حرفم را درک کردند. فقط از من خواستند قبل از آن که کارهایم را به عنوان یک فعال اجتماعی شروع کنم، کمی صبر کنم.»

شش ماه بعد، مروزی ویدیویی را ضبط کرد و در فیس‎بوک گذاشت که به قول خوش، در جامعه ایرانی‌ها در همه امریکا حسابی دیده شد. بیش از ۳۰ هزار بیننده داشت و در گروه‌ها و شبکه‌های فیس بوکی که به جامعه ایرانی‌ها متصل بودند، به سرعت پخش شد.

حمایت از دگرباشان ایرانی

مروزی در زمینه منابع انسانی سابقه کار داشته و در بخش مشاوره و جذب نیروهای بااستعداد و نیز رشد و گسترش استانداردها و کیفیت‌های حرفه‌ای «هلیل اینترنشنال»، سازمان دانشجویان یهودی که به گسترش فرهنگ و روابط یهودیان می‌پردازد، کار کرده است. او مهارت‌های مدیریتی را تقویت کرده و فرصت‌ها، منابع و همایش‌های مختلفی را در اختیار دانشجویان گذاشته است.
در سال ۲۰۱۵، پس از 10 سال کار خارج از لوس‌آنجلس، به این شهر برگشت و با «اشر گلیس»، مؤسس و مدیر سازمان جی کیو اینترنشنال آشنا شد. خودش می‌گوید: «می‌دانستم که جای من این‌جا است.»

او پس از شش ماه کار داوطلبانه و مشاوره‌ای با تمرکز بر جامعه ایرانیان، به سمت معاون این نهاد منصوب شد. همین اواخر، مروزی با شرکت در یکی از میزگردهای جی کیو اینترنشنال با عنوان «خارج از ایران، خارج از گنجه» که در ۲۱ فوریه برگزار شد، به نقل خاطرات و دانسته‌های شخصی خود از دگرباشان ایرانی پرداخت.

مروزی مدیر بخش مدیریت منابع انسانی و گسترش کمک‌هزینه‌های مالی و تحصیلی در جی کیو اینترنشنال است و به برگزاری برنامه‌های مختلف این سازمان، از جمله پاسخ گویی‌های اینترنتی و همکاری با جوانان و اعضای جامعه ایرانیان کمک می‌کند. در پاییز سال ۲۰۱۶، در کنیسه خود، «مرکز فرهنگی ارتس» در «سن فرناندو ولی»، جایی که خود در آن بزرگ شده بود، شاخه جوانان را تأسیس کرد.

شاخه جوانان اخیراً میزگردی را درباره مسیرهای شغلی و حرفه‌ایِ زنان ایرانی-امریکایی برگزار کرد و نشان داد که چه طور در دهه‌های اخیر، راه‌های پیش روی این زنان بدون اعمال فشارهای فرهنگی در جهت اهداف و مقاصد آن‌ها تغییر کرده است. در این میزگرد، یک متخصص امور تکنولوژی، وکیلی که نوازنده هم بود، خانمی که به تازگی شرکتی را برای کمک به فقرا و بی‌خانمان‌ها تأسیس کرده است و یکی از مشهورترین جراحان لوس‌آنجلس شرکت و درباره رهیافت‌های تازه درباره شغل و حرفه خود به عنوان زنان ایرانی تبادل نظر کردند و این نکته را یادآور شدند که: «فرهنگ و جامعه ما ایرانیان از زنان برخی استانداردها و انتظارات را دارد که بسیار با مردان متفاوت است.»

مروزی در خارج از لوس‌آنجلس نیز توانست مسیر تازه‌ای را در جی کیو اینترنشنال برای کار در مورد دگرباشان جنسی ایرانی باز کند. خودش می‌گوید: «در این کار، از نظر دینی خنثی هستیم. در اولین نشست‌ خود، میزبان چند ایرانی بودیم که به شکل‌های مختلفی دگرباش محسوب می‌شدند؛ مثلاً یک زن تراجنسی داشتیم که تقاضای پناهندگی در امریکا کرده بود. سه تا از ما یهودی بودیم، سه تا هم نبودیم. از این تنوع استقبال کردیم برای این که به ما امکان و برد بیش‏تری می دهد. درک جامعه ایرانی‌ها، فارغ از علایق مذهبی‌شان، از هویت جنسی دگرباشان بیش تر شده است. جامعه‌ایرانی- امریکا در راه برابری کامل جنسیتی گام بر می دارد.»

اخیراً نام مروزی در فهرست «30 under 30» در مجله یهودیان لوسآنجلس که به کارها و تلاش‌های تأثیرگذار جوانان یهودی در لوس‌آنجلس می پردازد، آمده است.

جامعهای در حال تغییر

مروزی در لوس‌آنجلس به دنیا آمد؛ شهری که میزبان یکی از بزرگ ترین جمعیت‌های ایرانی-امریکایی در ایالات متحده است. پدر و مادرش در تهران به دنیا آمده و همان جا هم بزرگ شده بودند. پدربزرگ مادری‌ او از خاندان مغول بود. پدربزرگ پدری‌اش در جوانی از دنیا رفته بود و پدر مروزی، هم مسوولیت مادربزرگش را بر عهده داشته و هم مادرِ مادربزرگش را: «در فوریه ۱۹۸۲ ایران را ترک کردند. از طریق مرز تفتان، قاچاقی وارد پاکستان می‌شوند و از فرودگاه کراچی به مادرید می‌روند. اسپانیا یکی از چند کشوری بود که ایرانی‌ها برای ورود به آن نیازی به ویزا نداشتند. از مادرید ویزای سوییس گرفتند و رفتند زوریخ و یک ماهی آن‌جا ماندند. عموی پدرم و “انجمن کمک به یهودیان مهاجر” (HIAS) در زوریخ به آن‌ها کمک‌هایی کردند. بعد رفتند پیش عموی پدرم در منچستر و بعد هم توانستند در می ۱۹۸۲ به امریکا بیایند؛ به استیتن آیلند.»

پس از مدتی، به لوس‌آنجلس می‌روند. در آن دوران، تعداد زیادی از ایرانی‌ها به کالیفرنیا می‌رفتند؛ به ویژه لوس‌آنجلسِ غربی. این بخش از شهر که به «تهرانجلس» مشهور شده، میزبان بیش از ۳۰۰ هزار ایرانی است. بلوار «وست وود» در غرب لوس‌آنجلسِ پر است از مغازه‌ها و رستوران‌های ایرانی.

مروزی می‌گوید: «اگر 30 سال پیش هم این‌جا می‌آمدید، اگر انگلیسی هم بلد نبودید، باز هم کارتان راه می‌افتاد. دکتر ایرانی، سوپرمارکت و بانکدار ایرانی این جا مشغول بودند. مادربزرگ خود من یک نمونه درجه‌یک آن است. 30 سال گذشته و چند جمله بیش تر انگلیسی حرف نمی‌زند چون اصلاً احتیاجی ندارد.»

به گفته مروزی، نقش ایرانی‌ها را به راحتی می‌توان در این شهر دید: «بعضی از برجسته‌ترین پزشک‌ها، وکلا، مشاوران مالی و معاملات املاک متعلق به جامعه ایرانی‌ است. خیلی‌ها هم در حرفه‌های سنتی مشغول به کار هستند. به جز این، بعضی از بهترین هنرمندان، کارآفرینان و فعالان امور اجتماعی هم ایرانی اند. ما واقعاً از چارچوب‌های محدود سنتیِ ایرانی بیرون آمده ایم. اولویت خانواده‌ها تحصیل فرزندان‌شان است. ولی در عین حال، اغلب به این نکته هم توجه می‌شود که راه موفقیت واقعی این است که بچه‌ها به دنبال علاقه واقعی خود بروند.»

مروزی می‌گوید که جامعه ایرانی‌ها در لوس‌آنجلسِ به سرعت در حال تغییر است. او بخشی از کار خود را کمک به ایرانی‌ها می‌داند فارغ از این که از دگرباشان جنسی باشند، جوان باشند و یا فقط آدم‌هایی باشند که تلاش می‌کنند تا به معنای جدیدی برای ایرانی بودن در امریکای امروز دست یابند: «واقعاً ایرانی‌ها بیش از گذشته به دنبال علاقه و عشق خود می‌روند و خانواده هم از آن‌ها حمایت می‌کند. به نظر من، وقتی از ما حمایت کنند و پشت‌مان بایستند، موفق هم می‌شویم و کارهای فوق‌العاده‌ای انجام می‌دهیم. من در جامعه ایرانی شاهد تغییر مثبت و سریعی هستم. ایرانی‌ها نسبت به مثلاً 20 سال پیش که هنوز بیش تر ایرانی بودند و فرزندان خود را به شکل متفاوتی بزرگ می‌کردند، ظرفیت بیش تری دارند که خودِ واقعی‌شان را پیدا کنند. خدا را شکر!»

بیشتر بخوانید
محکونیت روسیه توسط اروپا به‌دلیل تبعیض علیه همجنسگرایان
ورود جنس سوم در برگه‌های شناسایی اورگنی‌ها
بازداشت رهبر فراری یک فرقه‌ی چندهمسری مسیحی در آمریکا
راهپیمایی مدافعان حقوق اقلیت‌های جنسی در سرتاسر آمریکا