صفحه نخست > همه‌ی مطلب‌ها > اندیشه و فرهنگ > لطفن به ما توجه کنید – قسمت دوم و پایانی

لطفن به ما توجه کنيد – قسمت دوم و پايانی

  /
۲۹ فروردین ۱۳۹۶

نصیحت کلیشه‌ای «با غریبه‌ها صحبت نکن» در این مورد کاربردی ندارد. بسیاری از افرادی که دست به سوء استفاده جنسی می‌‌زنند، معمولاً جزء آشناهای کودک هستند. ما می‌توانیم به کودکان مان از سن سه سالگی تا پایان دوران ابتدایی این موارد را به زبان خودشان آموزش بدهیم: به کودکان آموزش ندهیم که اقوام و یا بستگان را ببوسند و آن‌ها در آغوش بگیرند. اجازه دهیم محبت و علاقه خود را آن طور که می‌‌خواهند به دیگران نشان دهند.» اندام‌های جنسی کودک مان را به او بشناسانیم و به او بگوییم کسی نباید اندام‌های جنسی‌اش را لمس کند. نیازی نیست. نام اندام‌های جنسی را برای کودک بیان کنیم و به جای آن می‌توانیم بگوییم: «جاهای خصوصی به کودک با زبان خودش بفهمانیم اندام‌های خصوصی او کدام قسمت‌ها هستند – به کودک بیاموزیم که هیچ کسی حق ندارد پیشنهاد لمس اندام‌های خصوصی‌اش را به او بدهد و در صورت دریافت چنین پیشنهادی باید بداند که آن شخص آدم بدجنسی است و کودک باید به او بگوید من از این کار خوشم نمی‌آید و تو این حق را نداری. به کودک بگوییم این رفتار او نشان می‌دهد بزرگ شده و عاقل است.» به کودک مان بگوییم در صورت شنیدن مواردی از این قبیل آن را با والدین خود در میان بگذارد. اما به یاد داشته باشیم این جسارت در کودک تنها زمانی شکل می‌گیرد که حس امنیت و اعتماد را به او بدهیم و برای جلب این اعتماد نزد کودک، گاهی مواردی را به عنوان رازِ خودمان با او در میان بگذاریم و به او بگوییم: «این یک راز است بین من و تو.» چنان که کسی به کودک چنین پیشنهادی بدهد، او را تهدید خواهد کرد که اگر به کسی چیزی بگوید، به دردسر خواهد افتاد و اتفاق بدی پیش می‌آید. مثلاً این که دیگر کسی او را دوست نخواهد داشت، یا از مکتب اخراج خواهد شد.
به کودک مان اطمینان بدهیم که همواره از او حمایت می‌کنیم و همیشه او را دوست خواهیم داشت و حتا اگر کار بد یا اشتباهی انجام دهد او را خواهیم بخشید. بنا بر این به او یاد می‌دهیم که تهدید دیگران را جدی نگیرد و همه چیز را با والدین خود در میان بگذارد. اگر کودک مان از رفتار مشکوک کسی به ما خبر داد، همان لحظه هیچ واکنش هیجان زده و منفی نشان ندهیم. کودک را نوازش کنیم و در آغوش بگیریم، از او تشکر کنیم که موضوع را با ما در میان گذاشته و به او اطمینان دهیم که هیچ اتفاق بدی برای او پیش نخواهد آمد، چون ما موضوع را پی‌گیری و آن شخص را تنبیه خواهیم کرد.
اما با تمام این زمینه‌سازی‌ها گاهی کودکان خیلی کم حرف و گوشه‌گیر اند و ممکن است به ما چیزی نگویند، ولی حتماً نشانه‌هایی از خود بروز می‌دهند که نشان می‌دهد کودک مورد آزار قرار گرفته و ما باید با دقت به این نشانه‌ها توجه کنیم. نشانه‌هایی مثل تغییر ناگهانی خُلق و خوی کودک، گوشه‌گیری و سکوت کردن، بی‌میلی ناگهانی به غذا خوردن، عدم تمایل برای رفتن به مکتب یا کودکستان، ترس و نگرانی از افراد خاصی در فامیل و نزدیکان، بی‌قراری و صحبت یا فریاد کشیدن در خواب شبانه، رسم نقاشی‌های غیر عادی و وجود کبودی یا قرمزی یا خراشیدگی روی بدن کودک و نکته آخر این که اعتماد صد در صدی به نزدیکان را کنار بگذاریم و خودمان مراقب کودک‌مان باشیم. هیچ‌گاه برای مدت طولانی تنهایش نگذاریم. تنها گذاشتن کودک با همسایه و نزدیکان و یا معلم خصوصی و حتا کسانی که به آن‌ها اعتماد داریم، می‌تواند خطرناک باشد و برای کودک مشکل ایجاد کند. خطر همیشه برای کودکان وجود دارد و دختر یا پسر فرقی نمی‌کند.
بیماران جنسی بدون هیچ نشانه‌ای در تمام جامعه وجود دارند و این وظیفه ما است که حواس‌مان به کودکان‌مان باشد. بسیاری از والدین همواره نگران کودکان خود استند و خطرهای احتمالی را که در انتظار کودک است، به خوبی درک می‌کنند، اما به دلایلی مانند تابو بودن صحبت پیرامون موارد جنسی و شرم و حیا و نگرانی از این که مبادا با این‌گونه صحبت‌ها ذهنیت معصوم کودک‌شان آسیب ببیند، از هر گونه مکالمه و هشدار در این مورد به کودک پرهیز می‌کنند. حال آن که کودکان چشم و گوش بسته‌ای که ما پرورش می‌دهیم در مواجهه با کوچک‌ترین مشکل ناتوان‌ترین و ناآگاه‌ترین افراد خواهند بود. البته که این راه کار درست و پاسخ‌گو به صورت مسأله نیست و دردی را درمان نخواهد کرد. در ضمن ذکر این نکته که مراکز و نهادهایی برای مشاوره و آموزش والدین و کودکان در این زمینه هم وجود ندارد، از اهمیت بالایی برخوردار است. امر مسلم این است که ما حتا در کابل که پایتخت کشور است، بیست نفر روان‌شناس کلینیکی مجرب و کاردان و مرکز مشاورت و درمان هم برای والدین و هم بیماران جنسی نداریم. بسیاری از بیماران جنسی معولاً دچار عذاب وجدان، گناه و نفرت از خود استند، اما به دلیل مشکلات روحی و روانی و سرخورده‌گی‌های مزمن این ماجرا برای‌شان به نوعی اعتیاد رنج‌آور، مثل هر اعتیاد دیگری تبدیل شده است. بیمارانی که هم به خود و هم به دیگران صدمه می‌زنند و توانِ مواجهه و مبارزه با بیماری‌‌شان را در خود نمی یابند. جامعه هم فاقد ِآدرس و مرجعی مشخص برای مراجعه و درمان! و این خلاء بسیار جدی اجازه نمی‌دهد آمار آزار جنسی کودکان کاهش یابد.
اگر بیماران جنسی را در دو دسته متاهل‌ها و مجردان قرار دهیم به این دریافت می‌رسیم که آزارگرانِ متاهل زندگی و روابط جنسی پُر از نقص و ناکام دارند و دچار انواع سرخورده‌گی‌ها هستند و کم‌ترین درک و دانش را در مورد بهداشت جنسی دارند. مجردهای بیمار کسانی‌اند که توان و مهارتِ کنترلِ تحریکاتِ جنسی طبیعی خود را ندارند و به دلیل آستانه تحمل پایین و ارتباط با فضاهای جنسی ناسالم، مانند فلم‌های پورنو دچار تکانه‌های جنسی شدید می‌شوند که طبیعتاً کودکان برای‌شان سوژه‌های جنسی کم هزینه و بی خطر محسوب می‌شوند. امر مسلم این است که جامعه‌ی در حالِ جنگ ما فاقد فضا و برنامه‌هایی شاد و مفرح برای تخلیه سالم هیجانات است و اخلاق خود کنترلی و راه کار تخلیه هیجانات طبیعی نه از مجرای رسانه‌ها و نه فرهنگ حاکم جامعه آموزش داده نمی‌شود تا جوان این جغرافیا بداند باید چطور بر خود مسلط باشد و از کجا الگو بردارد. مدیریت اوقات فراغت جوانان از دیگر مواردی که هم پای خانواده‌ها و هم جامعه را در گِلِ ناتوانی فرو برده است. برای مراقبت از کودکانی که قرار است تاریخِ آینده‌ی این کشور را رقم بزنند، شاید بیش از هر چیز به بسیجِ فراگیر در راستای آموزش نیاز داریم. ایجاد آدرس‌هایی مشخص و مجرب برای آموزش به تمام کسانی که با مخاطب کودک یا افراد بیمار و سوء استفاده گر در ارتباط هستند از جمله والدین، معلمان، پزشکان و پرستاران و گروه هم‌سالان که به نوعی با کودک در معرض خطر و یا آسیب‌دیده از آزار جنسی در ارتباط هستند.
در پرداخت بلند مدت مکاتب و حتا دانشگاه‌ها باید مشاورین بهداشتی و تربیتی داشته باشند. کسانی که خود آموزش‌های لازم را دیده باشند و به کودکان و نوجوانان در زمینه اطلاعات بهداشت و سلامت جنسی کمک کنند. در ضمن این که روان‌شناسی بالینی و کلینیکی به عنوان یک نیاز، رشته مستقل درسی شناخته شده و بیشتر معرفی و وارد دانشگاه‌ها شود. قسمتی از این آموزش می‌تواند و باید به عهده رسانه‌ها باشد. رسانه‌های ما به جای رقابت بر سر پخش اخبار تجاوزهای جنسی به کودکان، می‌توانند بخشی از راه‌کار درمان باشند و قصه‌ی‌های مکرر این رنج را از بازتکرارهای تلخ دور کنند و تعداد قربانیان را کاهش دهند.
قربانیانی که با معصومیت کودکانه‌شان به ما می‌گویند: «ما به مراقبت و حمایت شما نیاز داریم، لطفاً به ما توجه کنید.»

لطفا به ما توجه کنید – قسمت اول

بیشتر بخوانید
رونق بازار خرید و فروش تخمک در تهران
زنگ خطر تن‌فروشی نوجوانان پناهجو در آلمان
مردانی که آگاه نیستند، زنانی که فرار می‌کنند
راهکارهای قانونی برای مقابله با آزارهای جنسی