صفحه نخست > همه‌ی مطلب‌ها > آموزش > مردفهم‌کردن، مرحرف‌پریدن، و ایده‌برادری را بشناسیم

مردفهم‌کردن، مرحرف‌پریدن، و ایده‌برادری را بشناسیم

  /
۱۰ تیر ۱۳۹۶

از مکالمه‌های روزمره گرفته، تا جلسه‌های کاری و میزگردها، زنان فرصت مساوی با مردان برای صحبت و ارایه نظر و ایده خود را نمی‌یابند و متناسب با ایده خود نیز امتیاز دریافت نمی‌کنند. تجربه مداوم این امر باعث می‌شود انگیزه زنان برای شرکت در بحث و مناظره و پانلیست‌شدن در میزگردها نیز کاهش یابد. مشارکت کمتر زنان در بحث و گفتگو در جلسات باعث می‌شود ارزش و تخصص أنان توسط همتایان و مافوق‌های خود دست کم گرفته شود، و در آینده نیز کمتر به آنها فرصت مشارکت داده شود. حضور کمتر زنان به عنوان پانلیست و سخنران نیز نه تنها فرصت شبکه‌سازی و شهرت‌ در تخصص را از آنان می‌گیرد، بلکه به پیش‌‌ذهنیت‌های جنسیتی غلط درمورد توانایی و تخصص زنان دامن می‌زند. به این ترتیب یک چرخه معیوب در پیشرفت حرفه‌ای زنان شکل می‌گیرد. مجال سخن و ابرازنظرنیافتن از طرفی باعث می‌شود زنانی که با غلبه بر موانع بسیار به میزهای تصمیم‌گیری راه‌یافته‌اند نیز در عمل نتوانند تاثیر لازم را بر فرایند تصمیم‌گیری بگذارند. بنابراین ضروری است موانع مشارکت زنان در بحث و جلسات را شناسایی و با آنها مقابله کنیم. در دنیای رسانه تجربه‌های مکرر خاموش‌شدن صدای زنان در بحث‌ها و جلسات باعث ابداع سه عبارتی شده که نقش منفی مردان در ابراز نظر زنان را توضیح می‌دهد:

مردفهم‌کردن (Mansplaining) = مرد+شیرفهم‌کردن: وقتی مردی امری را برای زنی توضیح می‌دهد، درحالی که آن زن خود به آن امر آگاه‌تر و چه‌بسا در آن زمینه متخصص است. مردفهم‌کردن معمولا با ژست عقل کلی و نگاه بالا به پایین یا لحن مراقبتگر همراه است.

مرحرف‌پریدن (Manterrupting) = مرد+درحرف‌پریدن: وقتی مردی در حرف زنی می‌پرد و رشته گفتگو را بدست گرفته، اجازه نظردهی را به او نمی‌دهد.

ایده‌برادری (Bropropriating) = ایده‌برداری+برادری: وقتی مردان ایده زنی را برمی‌دارند و به نام یکی از خودشان ارایه می‌کنند. این امر به خصوص در جلسات کاری شایع است و معمولا با حمایت مردان دیگر و انگاری در یک حرکت گروهی برادرانه صورت می‌پذیرد.

 برای بسیاری از مردان در دست گرفتن بحث یک روش اعمال قدرت است اما در بسیاری موارد نیز پیش‌ذهنیت‌ها و کلیشه‌هایی جنسیتی که همه ما با آن بزرگ شده‌ایم می‌تواند این رفتارها را توضیح دهد.    

چرا یک مرد امری بدیهی را برای یک زن توضیح می‌دهد؟

در پاسخ به درخواست یکی از کاربران توئیتر زنان بسیاری مثال‌هایی از مردفهم‌شدن را با دیگران به اشتراک گذاشتند. از این که مردی پس از سخنرانی علمی آنها بخشی از کار خودشان را به آنها پیشنهاد‌ داده گرفته تا توضیح نحوه صحیح تلفظ اسم خود آن زن! مسلما همه جا مردانی وجود دارند که با هدف استیلا بر یک زن و گذاردن خود در مقام استاد و او در مقام شاگردی، مطلبی را که خود آن زن به آن وارد است برایش توضیح دهند.  اما در بسیاری از موارد نیز مردفهم‌کردن غیرعمدی و ناخودآگاه و به دلیل کلیشه‌های  جنسیتی درمورد تحصیلات و تخصص زنان و یا به دلیل پیش‌داوریهای اشتباه مردان درباره هوش و آگاهی زنان صورت می‌گیرد.  یک مطالعه بر روی دانشجویان کارشناسی زیست‌شناسی در آمریکا نشان‌داده که دانشجویان پسر تسلط درسی هم‌کلاسی‌های مذکر خود  را همواره بیشتر از تسلط درسی همتایان مونث ارزیابی می‌کنند و این ذهنیت غلط حتی با گذر زمان و شرکت موفق دانشجویان دختر در بحث‌های کلاسی و گرفتن نمره‌های بهتر نیز تغییر نمی‌کند. به لحاظ کمی، پسران درمقیاس نمره از ۰ تا ۴، معدل پسران دیگر را ۰.۵۷ نمره بالاتر از معدل واقعی آنان تخمین زده‌بودند. چنین پیش‌فرض‌های غلطی درمورد توانایی و آگاهی زنان می‌تواند سبب شود مردان مطلبی بدیهی برای یک زن را به او توضیح دهند.

چرا سخن زنان قطع می‌شود؟

 معادل انگلیسی عبارت «مرحرف‌پریدن» از سال ۲۰۰۹ بیش از پیش وارد ادبیات فرهنگ عامه دنیا شد. در آن سال وقتی تیلور سوئیفت، خواننده پاپ آمریکایی، مشغول سخنرانی پذیرفتن جایزه خود در مسابقات نماهنگ ام‌تی‌وی بود، کانیه وست (خواننده رپ آمریکایی) بلندگو را از دست او کشید و درمورد شایستگی بیشتر رقیب وی بیانسه برای آن جایزه صحبت کرد. این عمل با بهت هردو خواننده زن و البته اعتراض گسترده تماشاگران و فضای مجازی مواجه شد. مثال دیگر سخنرانی سناتور الیزابت وارن در سنای آمریکا بود که توسط سناتور جمهوری‌خواه قطع شد و پس از آن نیز در آن جلسه هرگز به او اجازه سخنرانی داده‌نشد به طوری که او مجبور شد سخنرانی خود را از طریق پخش زنده فیسبوک به گوش مردم برساند. پژوهش‌های مختلف نشان‌ داده‌است سخن زنان بسیار بیشتر از مردان قطع می‌شود، چه توسط مردان و چه توسط زنان دیگر. همچنین مردان بسیار بیشتر از زنان حرف دیگری را قطع می‌کنند. برای مثال در مطالعه‌ای بر روی دیالوگ‌های بین دو جنس مخالف در فضای عمومی، در ۱۱ مکالمه،  ۴۸ مورد در حرف دیگری پریدن ثبت شده‌بود که از این تعداد ۴۷ مورد آن توسط مردان بود. 

مطالعات مختلفی با هدف فهمیدن علت پاره شدن رشته حرف توسط دیگری انجام شده است. در برخی موارد قطع‌کردن سخن دیگری با هدف به‌نمایش‌گذاردن یا کسب سلطه صورت می‌پذیرد. به این ترتیب مردان که به طور تاریخی و به دلایل فرهنگی عادت به برتری جنسیتی دارند، ممکن است در ارتباط با دوست یا همکار زنی که نسبت به او موضع برتر ندارند هم ناخودآگاه احساس سلطه کنند یا به دنبال سلطه باشند و لذا سهم بیشتری در مکالمه را برای خود محفوظ دارند. استنلی دیتز، نویسنده و پژوهشگر در حوزه ارتباطات سازمانی، تفاوت نگاه به بحث را نیز در این امر موثر می‌داند. وی عقیده دارد مردان به بحث بیشتر به عنوان یک رقابت نگاه می‌کنند و لذا تمایل بیشتری به قطع‌کردن صحبت طرف مقابل دارند. این در حالی است که نگاه زنان به بحث بیشتر به صورت یک تبادل نظر و هم‌فکری است، و در نتیجه به طرف مقابل برای وارد گفتگو شدن بیشتر فضا می‌دهند. ترکیب این دو رویکرد متفاوت به قطع‌شدن بیشتر صحبت زنان منجر می‌شود.  

دبورا تنن، زبان‌شناس، اما قطع‌کردن سخن را لزوما نشانه سلطه‌جویی و غلبه نمی‌داند. به نظر او در بسیاری از موارد این قطع‌کردن حالت سوء تفاهم دارد: شنونده یک مکث کوتاه را پایان سخن پنداشته و شروع به صحبت می‌کند. در این بین او تفاوت‌ زمینه‌های فرهنگی و سبک‌های محاوره را هم دخیل می‌داند. او در یک پژوهش با مقایسه سبک محاوره شهروندان نیویورک و کالیفرنیا نشان داده‌ که ممکن است آنچه از نظر گروهی درحرف‌پریدن برداشت می‌شود، توسط گروهی دیگر به عنوان ادامه طبیعی گفتگو قلمداد گردد. خصوصا کسانی که به تندسخن‌گفتن عادرت دارند، بیشتر ممکن است یک درنگ را به اشتباه اتمام سخن برداشت کنند. 

آدرین هنکوک، زبان شناس، نیز قطع‌کردن صحبت را با میزان صمیمیت مخاطب مرتبط می‌داند. از نظر او ما صحبت یک دوست را بیشتر از یک غریبه قطع می‌کنیم. از نظر او این مشاهده که زنان صحبت یک زن دیگر را بیشتر از صحبت یک مرد دیگر قطع می‌کنند ممکن است به دلیل احساس صمیمیت بیشتری باشد که با او حس می‌کنند. 

چرا امتیاز ایده زنان به دیگری می‌رسد؟

 بسیاری از زنان این تجربه را دارند که نظر یا ایده‌ای را در یک جلسه بیان می‌کنند و بازخورد و توجهی از جمع نمی‌گیرند، اما چند دقیقه بعد که همان نظر یا ایده را یکی از همکاران مرد بیان می‌کند، موجی از تشویق و تحسین از جانب جمع متوجه آن می‌شود. چطور ایده و نظر یکسان بسته به ارایه کننده آن بازخورد و ارزیابی متفاوتی دریافت می‌کند؟ اینجا دو عامل موثر است. عامل اول باز همان کلیشه‌های جنسیتی و پیش‌ذهن‌هایی است که باعث می‌شود تصویر زنان در ذهن دیگران منطبق با توانایی و تخصصشان نباشد. وقتی جمع ایمان بیشتری به ذکاوت فردی داشته باشد خود به خود نظر او را جدی‌تر می‌گیرد و تمایل بیشتری به پذیرفتن آن دارد. اما عامل دیگر نیز لحن بیان ایده‌ است. وقتی مردان بیشتر از لحن قاطع و تحکم‌کننده استفاده کنند و زنان بیشتر از لحن پیشنهاد دهنده، شانس پذیرفته‌شدن نظر و ایده مردان بیشتر می‌شود. زنی می‌گوید «نظرتان درمورد این راهکار چیست؟ من فکر می‌کنم…» و جمع استقبالی نمی‌کند. مردی همان ایده را بیان می‌کند، اما با این جمله که‌ «راه حل مشکل این است، ما باید …» و این‌بار گروهی از جمع هم با او همراهی می‌کند. در نهایت جمع ایده را می‌پذیرد اما صاحب اولیه ایده فراموش می‌شود. به عبارتی لزوما مردان قصد دزدیدن ایده یک زن را ندارند، بلکه به محرکی که پیام قدرت و رهبری را القاکند واکنش متفاوتی نشان می‌دهند و در راستای کسب قدرت ناخودآگاه با آن همراه می‌شوند. وقتی جمع‌ ایده‌ای را با لحن محکمی بشنود، یا از کسی که او را بیشتر با قدرت و رهبری منتسب می‌کند، بیشتر تحت تاثیر آن ایده قرار می‌گیرد و متوجه کارایی آن می‌شود. به این ترتیب این تنها زنان نیستند که در بازخورد ایده‌ خود با استانداردی دوگانه مواجه شده و امتیاز درخوری بابت ایده‌هایشان دریافت نمی‌کنند، اقلیت‌ها و کسانی که در رده‌های سازمانی پایین‌تر هستند و به طور کلی کسانی که در جایگاه پایین‌تر قدرت تصور می‌شوند نیز در جلسات تجربه مشابهی دارند.

چه کنیم؟

اولین قدم آن است که بدانیم در تجربه فرصت صحبت نیافتن و امتیازنگرفتن ایده‌هامان تنها نیستیم و زنان بسیاری تجربه مشابه دارند. باید هم زنان و هم مردان نسبت به رفتارهایی که باعث کمرنگ‌شدن نقش زنان در تصمیم‌گیری‌ها می‌شود آگاه باشند. پس در گام اول این مطلب را با زنان و مردان دیگر همخوان کنید. مطلب بعدی سقف‌بشکافیم راهکارهایی برای مقابله با این رفتارها ارائه خواهدکرد.

بیشتر بخوانید
وقتی مردان بدن زنان را جاودانه می‌خواهند
زنان افغانستان
جنسیت‌زدگی بحران اجتماعی و نه هشدار
آزار سایبری زنان
زنِ زن‌ستیز درون خود را بیابید