صفحه نخست > همه‌ی مطلب‌ها > اندیشه و فرهنگ > چشم‌هاى باز کاملن بسته

چشم‌هاى کاملاً باز- بسته

  - برگرفته از: روزنامه ۸ صبح /
۳ مهر ۱۳۹۶

بلوغ و خِرَد، انسان را بر آن می‌دارد تا به ازدواج به مثابه‌ى یک نیاز انسانى همه‌جانبه فکر کند. بر هیچ کسى پوشیده نیست که در بستر نظام‌های اجتماعی، ازدواج یکی از قدیمی‌ترین و مهم‌ترین نوع قراردادهای اجتماعی است که براى اکثریت نوع بشر هم مطلوب و هم لازم است، اما اول باید تکلیف را با خود معلوم کرد که اصلن چرا باید ازدواج کرد؟ شاید گروهی بر این باور‌اند که ازدواج‌کردن دلیل نمی‌خواهد. امر لازمى در زیست نوع بشر، موجبِ ادامه‌ى نسل انسان و نیاز جسمی و روحی است. تا این‌جا در اصالت صورت مسأله‌ى ازدواج حرفى نیست. اما ملزوم دیگر این که اگر فرد در ناخودآگاه خود دلایل غیرمنطقی برای ازدواج داشته باشد، ممکن است در آینده این مزیت به چرخه‌ى باطل و پیوند بیمارى بدل شود، که نه تنها مایه‌ى آرامش و رفع مشکلاتِ مجردى نخواهد شد که موجب دردسر و پریشانی‌هاى طولانی‌مدت و ناخوش‌آیند نیز می‌شود.

برخى از دلایل نامربوط و نامطلوب براى ازدواج شاید این موارد باشد:

– ازدواج براى اثبات بلوغ و بزرگ‌شدن به خانواده و اطرافیان:

بسیارى از جوانان (دختر و پسر) در خانواده و بین خانواده مورد کم‌مهرى و ندیده‌شدن از جانب والدین و اطرافیان قرار مى‌گیرند. به بیانى مفصل‌تر وقتی خانواده در موارد مختلف و متعدد جوان و نظر و خواسته‌هایش را در نظر نمى‌گیرد و انکار مى‌کند، این حس خود کم‌بینی و عدم اعتماد به نفس کافی براى جبران صدمه و جلب توجهی که نیازمند آن است، ازدواج را راه حل می‌بیند. فرد مى‌کوشد با ورود به یک رابطه‌ى مشروع و قراردادى هم توجه و تحسین خانواده را برانگیزد و هم بلوغ و بزرگی خود را به یک آدم تازه ( همسر) که هیچ ذهنیت پیشین و قضاوتی خاص در مورد او ندارد نشان دهد.

– ازدواج براى دست‌یابی به استقلال و آزادی عمل بیشتر:

مصداق‌های عینی این برهان برای ازدواج شاید در جوامع بسته و سنتی و به شدت مذهبی بیشتر از جوامع غربىِ لیبرال و مدرن باشد. فرد براى رهایی از برخی فشارهاى ناخوش‌آیند و قید و بندهاى اجتماعى و خانواده‌گى ازدواج را گزینه‌ى مناسب می‌یابد. به عنوان مثال دختر براى گسستن از قید دختر‌بودن و ملاحظات و توجه مضاعف خانواده به تمام مسایل و ماحول او، بدون در نظر داشت مابقی موضوعات، ازدواج را یگانه راه استقلال و آزادی بیشتر در عمل‌کرد می‌داند. برای پسر هم کنترل خانواده‌گی رفت و آمدها و زیر ذره‌بین‌بردن دوستان و رفقا و مسایلی دیگر، مثل محدودیت منابع مالی و حاکمیت مطلق والدین در این رابطه مخالف با روحیه آزادی‌طلبی و تمایل فطرى او به استقلال و فردیت‌خواهى است و او را به سمت ازدواج سوق می‌دهد.

– براى بستن دهان مردم و رضایت والدین:

گاهى تنها دلیل ازدواج، فشارهاى روحی و روانی بالارفتن سن (زن – مرد) حرف و حدیث اقوام و دوستان و آشنایان است. سوال‌های مکرر مبنی بر این که فلانی اگر مشکلی ندارد و اگر شخص خاصی در زنده‌گی‌اش نیست، پس چرا تَن به ازدواج نمی‌دهد؟ حتماً یک جای کارش مشکل دارد ورنه سن ازدواج‌اش رسیده، در درجه‌ى اول به خانواده‌ها به خصوص پدر و مادر نگرانی و فشار ناخواسته وارد می‌کند و در قدم بعدى والدین این نگرانى را به فرزند انتقال داده و از راه‌های مختلف به او فشار می‌آورند تا به ازدواج رضایت دهد، حال این موضوع که شخص چقدر آماده‌گی ازدواج و تأهل و تعهد را دارد، شاید خیلی دغدغه خانواده‌ها نباشد و چه بسا خود خانواده مکرراً گزینه‌هایی را پیدا کند و از این طریق فشار بیشترى را متوجه فرد کنند.

– ازدواج به دلیل قرار گرفتن در موقعیت سیاسی یا اجتماعی خاص:

برخى افراد به دلیل شرایط خاصی که در اجتماع دارند و توجه زیادی که روی آن‌ها است، علی‌رغم میل باطنی و آماده‌گی کامل تن به ازدواج می‌دهند تا میزان و سطح حساسیت‌ها را کاهش دهند. براى مثال دختر یا پسر جوانی که در موقعیت سیاسی و اجتماعی بالا و مورد دیده‌شدن و قضاوت‌شدن توسط همکاران در اداره و دوستان و اطرافیان است و خودش احساس خوبی با تجرد ندارد. این شخص مدام فکر می‌کند مبادا رفتارش با همکاران و گروه‌های سیاسی و اجتماعی دیگری(مخاطبانى از جنس مخالف) که با آن‌ها در تعامل روزمره و مداوم قرار دارد، تحت تأثیر وضعیت مدنی‌اش قرار گیرد و رفتار یا برخورد ناشایستی داشته باشد که او را مورد قضاوت منفی قرار دهد. این تفکر یا توجه به حساسیت و اهمیت جایگاه اجتماعى، ازدواج را به دغدغه‌ى دست دوم و سومى برای فرد بدل می‌کند و آن را در درجه‌ى ابزارى براى حفاظت از جایگاه اجتماعی- سیاسی و راه‌کارى براى صیانت از شخصیت و محبوبیت نزد دیگران فرو می‌کاهد که این برداشت و پنداشت نه سالم است و نه درست و شکی نیست که در آینده‌ای نزدیک، فرد را به بن‌بستى رنج‌آور خواهد کشاند.

– ازدواج براى دست‌یابى به سکس همیشه‌گى و مشروع:

براى خیلی از جوانان، خاصه در جوامع بسته و کنترول شده‌ ایدیولوژیک، تنها دلیل ازدواج تجربه‌ى سکس و بودن بی‌قید و شرط با جنس مخالف است. این‌ها (پسر و دختر) چون از کوچک‌ترین تعامل و برخورد با جنس مخالف بى‌بهره‌اند و هیچ تجربه و شناختی از مسایل جنسی ندارند و از طرفی تابوهاى خانواده‌گی و اجتماعی هیچ مجالی حتا در حد حرف‌زدن یا آموختن در این مورد را بر نمی‌تابد، راهى جز ازدواج برای بهره‌مندی از این امکان برای لذت‌جویی و پاسخ به کنجکاوى‌های‌شان ندارند. هر چه افراد محدودیت خانواده‌گی و گرسنه‌گی جنسی بیشتری را تجربه کنند، میل فزاینده‌تر و غیر قابل کنترول‌تر به ازدواج پیدا خواهند کرد که طبیعتاً وقتی این نیاز و کنجکاوى پاسخ یافت، چشم‌های آن‌ها را به روی واقعیت‌های موجودى باز خواهد کرد که قبلاً به دلیل احاطه‌ى ذهنی و روانی نیازهای جنسی در مورد آن، هیچ تصوری نداشته و فکر نکرده بودند.

– التیام یک رابطه‌ى شکست خورده:

وقتی یک رابطه‌ى عاطفی دوطرفه به هر دلیلی و از جانب هر کدام از طرفین و یا حتا با مصلحت و خواست دوجانبه پایان می‌یابد، فرد خود را یک بازی‌گر شکست‌خورده می‌پندارد. مضافاً این که بعد از پایان یک پیوند عاطفی انسانی خود را بیش از پیش تنها و محزون احساس می‌کند و خاطرات به جا مانده از کسی که روزى بود و حالا نیست آزاردهنده می‌شود و آشفته‌گی و اضطراب روحی به وجود می‌آورد. آن‌گاه افراد برای فرار از این پریشانی و ناراحتی و به خاطر فراموشی گذشته و هم برای ترمیم شکست قبلی، در رابطه‌ى جدید به ازدواج پناه می‌برند. ناگفته نمانَد که بسیاری از افراد وقتی یک رابطه تمام می‌شود، یا باب میل آن‌ها نیست، برای انتقام از طرف مقابل و برانگیختن حس حسادت و رنج‌دادن به او، تن به ازدواج می‌دهند و معلوم است که در مواردی، از این دست آن‌چه اصلاً اهمیت ندارد، نوعیت ازدواج و کسی است که قرار است به عنوان همسر و شریک زنده‌گی وارد این ماجرا شود.

– پول و شرایط مالى:

بعضی وقت‌ها دختر و پسر در انتخاب همسر، فقط به پولِ طرفِ مقابل نگاه می‌کنند تا بعد از ازدواج به واسطه خانواده‌ی همسر به نان و نوایی برسند و فکر نمی‌کنند اگر بعد از ازدواج، خانواده‌ی پول‌دار ورشکسته شود، یا به هر دلیلی دیگر نتواند او را به خواسته‌هاى مالی‌اش برساند، تکلیف آن ازدواج چیست؟ و آیا فرد بدون پول، دلیلی برای تحمل طرف مقابل و خانواده‌اش می‌بیند یا نه؟

– ازدواج گزاره‌اى رمانتیک براى رفع خلا‌ها:

بعضی از افراد فقط برای تأمین کمبودهای عاطفی و روانی که در دوران کودکی و نوجوانی در خانواده و یا اجتماع تجربه کرده‌اند ازدواج می‌کنند و از همسرشان انتظار دارند نقش پدر، مادر، خواهر، برادر، معلم و استاد، دوست و هم‌صنفى و … همه را هم‌زمان به عهده گیرد و از پس همه‌ى نقش‌ها به خوبى برآید تا تمام کمبودهای عاطفی و روحی‌شان برطرف شود. این گروه، همسر را فقط برای به رضایت‌رساندن کامل خودشان می‌خواهند و او را پزشک و روان‌درمان‌گر خود می‌دانند و هیچ تصوری از نیازهای طرف مقابل در ازدواج ندارند. لذا دیر یا زود طرف مقابل را سرخورده و خسته می‌کنند و به حال خود گذاشته خواهند شد.

– ازدواج از سر دل‌سوزى و ترحم:

گاهی افراد فقط به دلایلی مثل پای‌بندی به عیاری و جوان‌مردی و اخلاق و انسانیت با شخصی ازدواج می‌کنند، مثلاً مردی را در نظر بگیرید که به خاطر دل‌سوزی و هم‌دردی با دختری که مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته و از طرف خانواده و اجتماع طرد شده و تنها مانده، با او ازدواج می‌کند. یا دخترى که به دلیل باور و پای‌بندی به اخلاق و انسانیت با مردی که فلج است و روی صندلی چرخ‌دار می‌نشیند، ازدواج می‌کند تا ثابت کند انسانیت و گذشت و بشردوستی فراتر از همه‌چیز است و بعد از شکل‌گیری زنده‌گی مشترک هردوی این‌ها با واقعیت‌هایی روبه‌رو می‌شوند که اصلاً قابل اغماض و چشم‌پوشی و گاهی قابل تحمل هم نیست.

– ازدواج ابزارى:

گاهی انگیزه‌ی اصلی در تشکیل زنده‌گی مشترک، عشق به فرد مقابل یا نیاز روان‌شناختی به زیستن با فرد مقابل نیست، بلکه او وسیله‌ای برای رسیدن به هدف‌های دیگر می‌شود. برای نمونه، زن یا مردی که دوست دارد در خارج از کشور زنده‌گی کند، ممکن است با پیشنهاد فردی برای ادامه‌ی زنده‌گی مشترک در خارج، با او ازدواج کند و یا ازدواج‌های سیاسی و تشریفاتی برای تحکیم پیوندهای خاصی بین افراد و گروه‌ها که می‌توان آن را نوعی گروگان‌گیری انسانی موجه هم به حساب آورد.
دلایل دیگری مثل فرار از تنهایی و خلاص‌شدن از برخی ترس‌های انسانی که همواره با فرد است، مانند ترس از دست‌دادن زیبایی و جوانی و میل و انگیزه به زنده‌گى، قدرت باروری و باردارى یا ترس از دست‌دادن خانواده و نارضایتی والدین، فقر و هویت‌یابى و مواردی دیگر هم مسبب ازدواج‌هایی می‌شود که به طور یقین، سالم نیستند و درجه‌ى ریسک‌کردن در آن‌ها بالاست. ازدواج‌هایی که تضمینی برای ثبات و پای‌داری آن‌ها وجود ندارد و چه بسا افراد با ورود به چنین ازدواج‌هایی مشکلات فراوانی را تجربه کنند و امکان سازگاری و تحمل را از دست بدهند.
به یقین وقتی دلایل ازدواج را فاکتورهای غیر واقعی و برساخته‌ى انتزاعى و توهمات فانتزى و رویایى تشکیل دهد، فرد تسلط عقلی و منطقی بر مفهوم و ساختار ازدواج ندارد و واضح است که تعریف مشخص و موزونی از همسرى که با شرایط فکری و زنده‌گی او تناسب داشته باشد، دور از ذهن است و تجسم الگو و اولویت‌ها برای گزینش همسری مناسب و ازدواجى موفق و معقول هم بعید به نظر مى‌رسد. این‌جا است که آن جمله‌ى معروف «چشم‌ها را قبل از ازدواج باز نگه دارید و بعد از ازدواج ببندید» را باید یادآورى کرد.

بیشتر بخوانید
همسرم در هنگام خواب هم به انزال می‌رسد
نگرانی از زودانزالی
نگرانی از زودانزالی
چرا مجردها منزوی می‌شوند؟
چرا مجردها منزوی می‌شوند؟
یک‌سوم زوج‌های فرانسوی در سایت‌های دوست‌یابی به دنبال شریک جدید می‌گردند
زوج‌های فرانسوی به دنبال شریک جدید در سایت‌های دوست‌یابی

 

ثبت دیدگاه