صفحه نخست > همه‌ی مطلب‌ها > اندیشه و فرهنگ > جنسیت‌زدگی بحران اجتماعی و نه هشدار
نامه‌ی سانگه شریفی به رییس‌جمهور

جنسیت‌زدگی بحران اجتماعی و نه هشدار

  - برگرفته از: روزنامه ۸ صبح /
۱۶ شهریور ۱۳۹۶
زنان افغانستان

آیا تا به حال متوجه عباراتی چون «سیاه‌سر است بی‌چاره»، «برو مردت را صدا کن»، «بلند خندیدن برازنده‌ی دختران نیست» و «مردان نباید گریه کنند» شده‌اید؟ بسیاری از این باور‌ها و عبارات رایج در فرهنگ ما بر مبنای جنسیت افراد شکل گرفته‌اند. ما آگاهانه و ناآگاهانه باعث تبعیض‌های پنهان و آشکار بین زن و مرد می‌شویم که در دنیای واژه‌های امروزی سکسیسم یا جنسیت‌زده‌گی خوانده می‌شود. سکسیسم یا جنسیت‌زده‌گی به معنای تبعیض بر اساس جنسیت می‌باشد که عمدتاً علیه زنان است. در این فرآیند، جامعه نامنصفانه به دو دسته تقسیم می‌شود که همانا دسته‌ی غالب (قدرتمند) و دسته‌ی مغلوب (فرودست) است که دسته‌ی مغلوب جامعه را اکثراً زنان تشکیل می‌دهند.

سانگه شریفی

اگر مروری بر تاریخچه تبعیض جنسی داشته باشیم، اولین نشانه‌ها، از بازیابی مسیر پیدایش و شکل‌گیری تفکر جنسیت‌زده‌گی از مبلغان مسیحی شروع می‌شود که برای تبلیغ و ترویج مسیحیت در جوامع مختلف، اعزام شده بودند. آن‌ها حین مأموریت‌های خود متوجه شدند که زبان و کلامی که در برخی از جوامع استعمال می‌شود، نسبت به نوع جنسیت افراد، تفاوت‌های قابل ملاحظه‌ای دارد، ولی در آن زمان موضوع برتری جنسی اهمیت زیادی در بین جامعه‌شناسان و محققان نداشت. به همین دلیل مبارزه با تبعیض جنسی سیری تکاملی بسیار کندی را پیمود. بعد از جنگ جهانی اول، زمانی که کارخانه‌ها دوباره در اروپا فعال شدند و اقتصاد سیر صعودی خود را دوباره در پیش گرفت، ورود اتباع خارجی مرد در بازارهای کار اروپا آغاز شد. در این زمان مردان، زنان را به خانه‌ماندن و رسیده‌گی به امور منزل بیشتر تشویق می‌کردند، چرا که فرصت‌های شغلی در کارخانه‌ها برای مردان بومی بسیار کم شده بود و بهترین گزینه، حذف زنان از بازار کار برای مردان بود. به مرور زمان این تفکر رایج شد که کار زنان در خانه، بسیار مهم‌تر از کار در اجتماع است و به این ترتیب زنان محدود به کار در خانه شدند. این فرایند یک نوع بازتاب بسیار شدید در آغاز سال‌های ۱۹۷۰ میلادی در بین فعالان اجتماعی در اروپا ایجاد کرد که می‌توان به عنوان آغاز مرحله مبارزه با سکسیسم از آن نام برد. گرچه بعضی از دانشمندان اعلامیه‌ی حقوق بشر که در سال ۱۹۴۸ در پاریس به امضا رسید را از ابتدایی‌ترین گام برای برابری حقوق زن با مردان می‌دانند، ولی واژه‌ی تبعیض جنسی به مفهوم گسترده آن از آغاز دهه هفتاد میلادی مورد توجه فعالان حقوق زن قرار گرفت.
امروزه تبعیض جنسی از چالش‌هایی است که مورد توجه جامعه‌شناسان و فعالان حقوق زن قرار دارد. آن‌ها اکثراً این چالش‌ها را در تفاوت‌های فرهنگی، ایدیولوژیکی و جغرافیایی جامعه، ریشه‌یابی می‌کنند.
میزان شدت جنسیت‌زده‌گی در یک جامعه، به نوعی ایدیولوژی و فرهنگ جامعه استوار است. به عبارت ساده‌تر، هر جامعه می‌تواند دیدگاه خاصی (افراطی، متعادل، تفریطی) نسبت به یکی از این دو جنس داشته باشد. زمانی که شخص تولد می‌شود هیچ نوع پیش‌داوری در مورد جنسیت افراد ندارد. سوگیری‌های خاص افراد در قبال جنسیت در اثر تعاملات اجتماعی شکل می‌گیرد. زمانی که فرد ابتدایی‌ترین تعاملات اجتماعی خود را آغاز می‌کند، متوجه تفاوت میان جنسیت افراد می‌شود که این فرایند شدیداً به فرهنگ و ایدیولوژی حاکم بر جامعه بسته‌گی دارد. به طور مثال برای یک کودک در جامعه‌ی عقب‌مانده‌ای چون افغانستان، تفاوت میان جنسیت غالب و مغلوب در ابتدایی‌ترین مراحل زنده‌گی آشکار می‌شود. زمانی که کودک در کانون خانواده مردسالاری، مطلق پدر و برادر بزرگ را تجربه می‌کند و بعداً در ابتدایی‌ترین تعامل اجتماعی که همانا آغاز دروان مکتب است، به جداسازی جنسیتی مواجه می‌شود که‌‌ همان جدا‌بودن صنف‌ها و مکاتب دختران از پسران است، موضوع جنسیت بسیار پررنگ می‌شود. کودک تفاوت‌ها را حس می‌کند و شروع می‌کند به بازی نقش خود و قبول باورهای حاکم در جامعه، در حالی که این فرایند در یک جامعه مدرن و متمدن بسیار کُند بوده و در مراحل آغازین روابط اجتماعی برای یک کودک بسیار کم‌رنگ و حتا غیر قابل محسوس است.
در کنار تفاوت‌های فرهنگی و ایدیولوژیکی در قبال تبعیض جنسی، تفاوت‌های جغرافیایی و منطقه‌ای نیز قابل بحث است. بر همین اساس در بسیاری از کشورهای عقب‌مانده و در حال توسعه در این حوزه فوق‌العاده مهم، بسترهای نا‌مناسب فرهنگی ایجاد شده است. فقدان قوانین صریح و نبود پلان‌ها و برنامه‌هایی جهت مبارزه با تبعیض جنسی، گسترش خشونت بر زنان را در بعضی از محدوده‌های جغرافیایی در قبال داشته که کم کم به یک بحران اجتماعی و یا به عبارت دیگر یک نوع نابرابری اجتماعی برای زنان تبدیل کرده است.
در ‌‌نهایت تبعیض جنسی را می‌توان در فرهنگ، ایدیولوژی و حدود جغرافیایی مشخص ریشه‌یابی کرد که افغانستان به دلیل جامعه استوار به ارزش‌های سنتی به شدت جنسیت‌زده و باورهای مردسالارانه در جمع کشورهایی است که زنان روزانه قربانی افکار جنسیت‌زده می‌شوند.

بیشتر بخوانید
نخستین عمل کامل پیوند آلت جنسی و کیسه‌ی بیضه‌‌ در ایالات متحده آمریکا
نخستین عمل کامل کیر و کیسه‌ی بیضه‌‌ در آمریکا
بقا به قیمت تن فروشی؛ ۶۴۰۰ کیلومتر پیاده روی نوجوان افغانستانی به مقصد اروپا
روایت کارگری جنسی نوجوان افغان در راه به مقصد اروپا
رخشانه، کودکی که قربانی سنگسار شد
مشت‌های زنان بر پیکر مردان

 

ثبت دیدگاه