صفحه نخست > همه‌ی مطلب‌ها > اندیشه و فرهنگ > نسل‌های قربانی ازدواج زودهنگام

چند نسل قربانی ازدواج زودهنگام؟

  - برگرفته از: توقف ازدواج کودکان در ایران /
۱۱ دی ۱۳۹۶
نسل‌های قربانی ازدواج زودهنگام

نسل‌های قربانی ازدواج زودهنگام

گزارشی از گام به گام تا توقف ازدواج کودکان در ایران

اولین بار که دیدمش پیرتر دیده می شد. برای سی ونه سالگی خیلی شکسته شده بود. نازخاتون چه اسم برازنده ای بود. به چهره زیبایش می آمد. زیبایی پشت آن همه چین و چروک گم شده بود. به سختی و بریده بریده حرف می زد. کلمه ها در دهانش گم شده بودند. گاهی مات و مبهوت به من نگاه می کرد. فارسی خوب نمی دانست. داستان کوتاهی داشت دردهای جسمی پراکنده و خلق نامساعد. کمی دقیق ترشدم و کنکاش کردم. زنی همراهش بود. بعدا فهمیدم که دخترش است. برای انکه دختر نازخاتون باشد خیلی بزرگ بود. سیزده سالگی ازدواج کرده بود و در هیجده سالگی مادر چهاربچه بود. می گفت جادویمان کردند و همسرم زنی دیگرگرفت و مرا رها کرد. درهیجده سالگی همسرش او و بچه ها را ترک کرده بود. از این گفت که همسرش به بچه ها سرنمی زند و به فکر مایحتاج انهانیست. گفت دیگر به من توجهی ندارد و بعد با همان نگاه گیج پرسید چطور مهرم ازدلش رفت؟ او مانده بود با کلی سوال بی جواب. می گفت خیاطی می کنم و خرج خانه را درمی آورم. لحظه ای کوتاه به چشمان درشت پراشکش خیره شدم. پدرش مردی مستبد بود که درسیزده سالگی اورا به زور به عقد مردی درآورده بود که چهارده سال ازخودش بزرگ تربود. از شب زفاف هیچ نمی دانست. درخانه شوهر بالغ شده بود و در چهارده سالگی باردار. از زندگی معنایی که درذهن من بود هیچ نمی دانست. لذت را نمی شناخت. شادی را نمی شناخت. از زنانگی هیچ نداشت جز دو چشم منتظر در راه مردی که بیاید و همراه اوباشد. او نمی دانست که چند هزار زن در جهان مشغول تلاش برای آزادی و صلح و خشونت علیه زنان هستند و حتی این را هم نمی دانست که قربانی خشونت خاموش شده است. تنها آمده بود سراغ من با هزار درد بی درمان. با حس هایی که گفته نشده بود و کلمه هایی که هرگز بر زبان نیاورده بود. با بدنی که به جای زبان به سخن درآمده بود با هزار درد و رنج بی امان. اختلالی که درروانپزشکی به آن اختلال روان تنی می گویند و ناشی از زبانی ناآگاه برای گفتن آن چیزی است که در این فرهنگ به نام صبوری و پایداری ترجمه می شود. هرچه کمتر گلایه کنند بیشتر ستوده می شوند و هرچه آرام تر و بی زبان تر باشند بیشتر پذیرفته می شوند. باید دردی برای روح بیمارش بیابم این تن آن روح  غمگین را حمل می کند. به دخترهایش فکر کردم سه دختر دیگر جز او قربانی این خشونت بودند. مدرسه نمی رفتند ومشکلات مالی داشتند و مردی را انتظار می کشیدند که نمی دانستند کیست؟ پدری که زاده نظامی مردسالار بود.

روبروی من نشست وقتی گفت که یک بچه دارم و سه دختر به فکر فرورفتم. بچه درزبان فارسی و در فرهنگ معین به معنای طفل و بچه آدمی و حیوان است. معنای جالب دیگری نیز دارد. زاییده یا نتیجه انسان. با این اوصاف پسر نتیجه پدر و دختر هیچ بود. کلمه بچه دراین فرهنگ معنای پسر را می داد. اما در این زندگی و در زندگی های مشابه فرزند پسر هم قربانی ازدواج نادرست مادرش است. مادری که با تصمیمات یا به عبارت دیگر مصلحت پدر بدون نظارت درست شوهر داده می شود! حالا آن پدربزرگ کجاست؟ او به عنوان تنها مرد خانه باید بار سه خواهر و مادر را در آینده نزدیک به دوش بکشد و از تحصیل و شادی محروم خواهد شد و به رقم کودکان کار اضافه خواهد کرد.

چطور می شود به زنی که ازکودکی نام بچه و نتیجه ندارد معنایی داد؟ چطور می شود او را به حساب آورد وقتی حتی شمرده نمی شود؟ برای آنکه وجود داشته باشی باید به حساب بیایی، تا بودنت معنا بگیرد. نازخاتون هرگز به حساب نیامده بود این غفلت خود شروع خشونتی بود  تا ازدواج تحمیلی در سن کودکی و ترک شوهر درابتدای جوانی زیر بار قانون چندهمسری! امروز او قربانی خشونتی آشنا وتکراری دراین فرهنگ بود…

بیشتر بخوانید
خشم مردم پاکستان از تجاوز به دختر هشت‌ساله و زنده‌سوزاندن او
خشم مردم پاکستان از آزار جنسی و قتل دختر هشت‌ساله
#پاپ_فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان اعلام کرد که در داوری کشیشان مرتبط با پرونده‌ی #رسوایی_جنسی #کلیسای_شیلی دچار اشتباه شده است. او از قربانیان این سوءاستفاده‌ها تقاضای بخشش کرد.
پاپ اشتباه خود در قبال رسوایی جنسی کلیسای شیلی را پذیرفت
رخشانه، کودکی که قربانی سنگسار شد
مشت‌های زنان بر پیکر مردان